چهلمین روز پرپر شدن لالههای میناب
ناحیه دو یزد (پانا) - چهل روز از آن لحظهای میگذرد که ایران، ستونبانِ ایمان و قطبنمای راهش را در آغوش خورشید ابدی سپرد. در سایهسارِ غمِ عمیقِ فقدانِ رهبر معظم انقلاب، یاد شهدای میناب همچون گلهایی است که بر مزارِ عشق، شکوفا شدهاند.
چهل روز گذشت...
چهل روز اندوه و چهل روز افتخار
اندوه برای فقدان عزیزانی که دلهایمان از نبودنشان شکست و افتخار برای نامهایی که خاموش نمیشوند و در تاریخ و وجدان مردم، زنده میمانند. چهلم، تنها یک عدد از تقویم نیست؛ چهلم، میعادگاهِ دوبارهِ دلتنگیهاست، لحظهای برای تکرارِ سوگواری و تازه کردنِ زخمِ دلی که باور نمیکند آنقدر دور رفتهاند.
رهبر شهیدمان رفت، اما رفتنشان پایانِ راه نبود؛ آغازِ ادامه راهی شد که با نامشان روشن بود. رهبر شهیدمان، نه یک رهبر که کوهی بود از ایمان؛ نه یک رهبر که دریایی از شجاعت؛ نه تنها رهبر که یک شخصیت بود؛ او نمادی بود از آن ارزشهای پاک و راهی که با ایثار ترسیم شده بود.
و اما در این روز، غمِ دیگری هم بر دلها سنگینی میکند؛ غمِ دانشآموزان میناب. جوانههایی که هنوز فرصت نیافته بودند تا در باغچهی زندگی شکوفا شوند، اما رفتند تا در حافظهی تاریخ، جاودانه بمانند.
کودکان و نوجوانانی که رؤیاهایشان ناتمام ماند. رؤیاهایی که شاید در آنها معلم میشدند، پزشک میشدند یا حتی در همان میناب، خانه میساختند و زندگی میکردند، اما اینک تنها چیزی که از آنها مانده، نامهایی است که با احترام بر زبان میآوریم و خاطرههایی که هرگز فراموش نمیشوند.
چهلمِ آنها، چهلمِ بیپناهیهاست. چهلمِ کسانی که رفتند و جای خالیشان، هر روز، هر لحظه، هر نفس در دلهای بازماندگان حس میشود. این دو یاد، هرچند جداگانه، اما در یک مسیر به هم گره خوردهاند؛ یادِ رهبر شهیدمان و یادِ دانشآموزان میناب، هر دو نمادی از این حقیقت هستند که در این سرزمین، خون، مقدس است.
چهلمین روز، نه پایانِ راه که آغازِ رسالتی بزرگتر است؛ رسالتِ ادامه راهِ استقامت، وفاداری و ایستادگی تا ظهور.
چهلم، آغازِ ادامه راه پرفروغ آنهاست...
ارسال دیدگاه