دلنوشته؛
ایران؛ سرزمینی که از دل خاکش شعر می روید و از جان مردمانش، مقاومت
ناحیه دو یزد(پانا) _ ایران ،تو آن خانهای هستی؛ که حتی، هنگامی که دیوارهایش از تازیانه روزگار خسته شدند، ستونهایش به حرمت غرور مردمانت، استوار میمانند.
ایران؛ سرزمینی که از دل خاکش شعر میروید و از جان مردمانش، مقاومت. هر وجبش، شاهدی هزارساله، برای مقاومت مردمانش است.
در شرق، کویر پرستاره آرام میگیرد؛ گویی سکوتش، فریاد پایداری یعقوب لیث صفاریها، است. در جنوبش، آغوش گرم خلیج همیشه فارس، گواهی بر مقاومت تاریخی رئیسعلیها، میدهد. در غرب، کوهستانی است که قامتش چون ستارخانها و باقرخانها، هرگز خم نمیشود. شمالش، هر برگ سبز یادآور میرزا کوچک خانها، است؛ حتی در طوفان.
هر بار که به قامت البرز و زاگرس مینگرم؛ معنای واقعی «شکستناپذیری» را در رگهایم احساس میکنم.
تو میدانی که چگونه در هجوم تندبادها، ریشههایت را عمیقتر در خاک بنشانی. زخمهای تنت، نه نشانه ضعف، بلکه مدالهای افتخار هزارانسالهات، است. تو با طوفان هیچ زمستانی نلرزیدهای؛ زیرا در رگهایت، خون سیاوش و امید سپیده، جاری است.
تو آن خانهای هستی؛ که حتی، هنگامی که دیوارهایش از تازیانه روزگار خسته شدند، ستونهایش به حرمت غرور مردمانت، استوار میمانند.
«مقاومت»، برای مردم این سرزمین، نه یک کلمه، که شیوه نفس کشیدن است. ایران وطن شعر، شور و نثر است.
ای مردم کشوری که در هوایش صدای حافظ و فردوسی است و از خاکش، مقاومت میروید؛ زمان ثبت رکوردی جدید در گینس فرا رسیده است؛ «ملت ایران، مقاومترین مردم تاریخ»
ارسال دیدگاه