شبهایی که ایران فریاد زد؛ اقتدار، ایمان و پیروزی بر احساسات
اشکذر (پانا) - در یک شبی که آسمانها شاهد بودند، ایران با قلمی استوار و قلبی داغ، دوباره به یاد داد که چگونه میشود غرور را فریاد زد، اقتدار را معنا کرد و ایمان را به عنوان سلاحی جدی در برابر تاریکیها به کار برد. این نوشتار، یک گواهی احساسی از مقاومت، ایستادگی و امید است.
قلمدان میگرید، اما قلم هنوز نوشتن را ترک نکرده است. استوار مانده و خود را بازنده یا شکننده نشان نمیدهد. خبری جانکاه، سخت و دردناک، دل را از درون میسوزاند و در همان فریاد انتقام، زبانه میکشد.
آری، امروز ما، ایرانیان، همان قلم هستیم که استوار میماند و همچنان در صحنه حاضر میشود. او رفت، اما راهش ادامه دارد. خامنهای کبیر، نمادی از ایستادگی، ایمان و اقتدای اسلامی، رفت. اکنون ما، به عنوان جانشینانش، راهش را ادامه میدهیم، چرا که راهش، راه امام حسین (ع) و مکتبش، مکتب حاج قاسم است.
او، پدر جهان اسلام و ایران، اکنون در آسمانها مراقب فرزندانش است. مگر یادمان رفته که شهدا زندهاند و میبینند؟ پس نه جای ترس است، نه جای تسلیم. اکنون باید زینبیوار رجز خواند، باید استوار بود تا دشمن بفهمد این مکتب ادامه دارد. بداند که اگر پیشوا و رهبر امت مسلمان را با لبی عطشان در رمضان شهید کرد، خود را رسوای خاص و عام کرد. چرا که میدانیم:
«کینه دارد ز محبان علی قوم یهود، یک تنه خیبرشان را به فنا داده علی.»
و این گواهی باشد برای عالمیان تا بدانند: علی (ع) و محبانش همیشه ترسی برای اهریمنان بودند.
اکنون تسلیم نه! بلکه ایستادهایم و نظاره میکنیم قدرت سرزمین طهرانیمقدم را، زحمت چندین ساله نخبگانی را که برای خانه و کاشانه خود کشیدند و امروز ثمره آن را در حال نظاره هستند. و به آن سگ زرد فهماندند که ایران، بیش از آن که در فهم تو بگنجد، قوی است. چرا که ایمان ما، دستی بر فهم و دانش ما کشیده است. و این خود دشمن را بیشتر میسوزاند.
اما، اما یادمان نمیرود که دشمن ما، غلطهای بسیاری در کارنامه خود به ثبت رسانده. چنان که به نوزادان رحم نکرده است. مگر این رسم حمله است؟ میگویی مراکز نظامی، اما هدف تو، بیشتر از آن، نسلکشی و از میان بردن آیندهسازان ایران است!
ارسال دیدگاه