اولین محرم بدون تو؛ اولین داغِ بی‌پایان

تالش (پانا) - می‌گویند مرگ، پایان زندگی است؛ اما برای بعضی آدم‌ها، درست از همان لحظه آغاز ماندگاری است. بعضی‌ها می‌روند، اما تازه از همان روز، در قلب هزاران نفر زندگی می‌کنند.

کد مطلب: ۱۷۲۷۶۲۹
لینک کوتاه کپی شد
اولین محرم بدون تو؛ اولین داغِ بی‌پایان

عشق؛ کلمه‌ای است با بار مثبت که در بیشتر موارد، نشان‌دهنده علاقه‌ی یک فرد به شخصی دیگر است. اما آن‌چه من از آن سخن می‌گویم، از این جنس نیست؛ عشقی شبیه عشق خدا به بنده، عشق مادر به فرزند؛ عشقی که هیچ واژه‌ای توان توصیف عمقش را ندارد.
امروز می‌خواهم از عشقی بگویم که رنگ پدرانه دارد؛ عشقی که شاید هیچ نسبت خونی میان دو نفر نباشد، اما دل، او را پدر خود می‌داند. عشقی که امنیت می‌آورد، تکیه‌گاه می‌شود و تنها دانستنِ «بودنش»، آرامش می‌بخشد.
من، سیزده سال از عمرم را با چنین عشقی زندگی کردم. شاید هیچ‌گاه فرصت آن را نداشتم که ساعت‌ها کنارش باشم، اما همین که می‌دانستم هست، برای آرام شدن دلم کافی بود. برای من، او تنها یک شخصیت شناخته‌شده نبود؛ پناهی بود که حتی از دور هم احساس امنیت می‌داد.
اما تقدیر، همیشه آن‌گونه که دلمان می‌خواهد رقم نمی‌خورد.
روزی رسید که خبر شهادتش، همه‌چیز را تغییر داد. باورش سخت بود؛ سخت‌تر از آن، این بود که حتی نتوانستم برای آخرین بار، از دور هم پیکر مطهرش را ببینم. هزاران نفر آمدند، اشک ریختند و بدرقه‌اش کردند؛ اما سهم من، تنها حسرت آخرین نگاه، آخرین سلام و آخرین خداحافظی بود.
بعد، محرم آمد...
پرچم‌های سیاه دوباره برافراشته شدند، روضه‌ها برپا شد، اشک‌ها جاری شد و دل‌ها بار دیگر به یاد کربلا تپیدند. اربعین هم از راه رسید و گذشت؛ اما امسال، جای خالی یک نفر بیش از همیشه به چشم آمد؛ آقای شهید.
عجیب است؛ زمان بی‌وقفه پیش می‌رود. محرم می‌آید، اربعین می‌گذرد، اما بعضی دلتنگی‌ها با گذر روزها کمرنگ نمی‌شوند. نبودن بعضی آدم‌ها، درست در میان شلوغ‌ترین روزها، بیشتر از همیشه احساس می‌شود.
امسال، هر مجلس عزا، هر پرچم سیاه و هر نوای «یا حسین»، مرا بیش از همیشه به یاد او انداخت؛ مردی که پای عهدش ایستاد، ماند، جنگید و در راه حق به شهادت رسید. جسمش از میان ما رفت، اما نامش، راهش و یادش، از همیشه زنده‌تر در دل مردم ماند.
شاید دیگر در میان عزاداران دیده نشود، اما انسان‌هایی که صادقانه برای آرمانشان زندگی می‌کنند، با رفتنشان تمام نمی‌شوند. بعضی حضورها، درست از روز نبودن آغاز می‌شوند و در قلب‌ها جاودانه می‌مانند.
می‌گویند عشق، به دیدن نیست؛ به ماندن است. شاید راست می‌گویند؛ زیرا با تمام این دلتنگی، هنوز هم نامش که می‌آید، همان احترام، همان ارادت و همان عشق در دلم زنده می‌شود.
اولین محرم و اربعین بدون آقای شهید هم گذشت. تقویم ورق می‌خورد، سال‌ها می‌گذرند، اما یاد کسانی که با صداقت زیستند، با عزت جنگیدند و با شهادت به دیدار معبود رفتند، از خاطر مردم پاک نخواهد شد.
خوشا آنان که نامشان با شهادت گره خورد؛ آنان که رفتند، اما در دل‌ها ماندند.
 

خبرنگار : آوا رحیم پور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار