دنا؛ میراث افتخار در قلب خلیج همیشه فارس
خشکبیجار(پانا)_ ایران همواره مهد دلیر مردانی بوده که در راه دفاع از خاک و هویت وطن از جان خود گذشتند. داستان ناو دنا و هشتاد و چهار شهید و ۲۰ جاویدالاثری که در آسمان افتخار این مرز و بوم تابیدند، روایتی است از اوج خود باوری ایستادگی در برابر دشمن و جاودانگی در آغوش خلیج همیشه فارس.
خلیج فارس…
ای آبیترین مرهمِ داغ جنوب، ای دریای غرور و غیرت، ای پهنهی ازلیِ ایمان و وطن، دوباره صدای غرش موجهایت بوی خون میدهد. دوباره سقف آسمانت، پر از ستارههایی است که دیگر در زمین نیستند. ستارههایی که بر آب افتادند، اما خاموش نشدند؛ شدند فانوس شبهای وطن.
ناو دنا… تو فرزند غرور این خاکی.
نه از بیگانگان وام گرفتی، نه از هیچ پرچمی جز ایران مدد.
از دل آهن ایرانی زاده شدی، با نفسهای مردانی که ایمانشان از زره سختتر بود. تو به فرمان عشق، مسیر آبهای آزاد را شکافتی، به بلندای تاریخ رفتی، تا بگویی: ایران هنوز بیدار است.
نامت، دنا، از قلهای سترگ برآمده؛ قلهای که همیشه در مهِ افتخار پنهان است و اینبار در شکل ناوی فولادین، بر سپیدآب خلیج فارس ایستادی.
اما ای دنا…
دشمن ناجوانمردانه کمین کرده بود. دستهایی پلید از آنسوی دریا، آتش را بر ایمان تو باریدند، وقتی بر آبهای آزاد مأموریت عشق و امنیت را میپیمودی.
آتشِ خشمِ اجنبی بر تو بارید، اما نه توانست فروتنت کند، نه هویتت را بخشکاند. تو در شعلهها، همچنان استوار ایستادی و مردانت، یک به یک، با لبخند، به سوی جاودانگی رفتند.
هشتاد و چهار شهید…
هشتاد و چهار ستاره به آسمان پیوستند، هشتاد و چهار پرچم از جان، که بر قلهی تاریخ کاشته شد.
بیست غواص جاویدالاثر، راز آبهای نیلگون شدند؛ تا ابد در آغوش خلیج فارس آرمیدند.
خلیج فارس!
بگو… وقتی پیکرشان را در آغوشت گرفتی، موجهایت آرامتر شدند؟
صدای گریهات را شنیدیم…
در حجرههای ساحل، در گوش نخلهای سوختهی بوشهر و بندرعباس، حتی بادِ داغ جنوب هم بغض کرده بود.
آیا دیدی که چگونه فرزندانت را با دستان خود به آغوشت سپردی؟
آیا شنیدی آخرین «یا حسین»هایشان را که همراه با تپش موتورها، در ریهی دریا پیچید؟
ای خلیج فارس، قسم به نمک چشمهایت، که خون آنان، خط سرخ غرور ما خواهد بود. هر قطره از آب تو، یادآور نامشان است؛
هر موج، سرودیست برای مردانی که رفتند اما شکست نخوردند.
آری، به آنها میبالیم:
به ملوانی که در لحظهی آخر فریاد زد: زنده باد ایران!
به فرماندهای که در دل آتش، خندید و گفت: ناو وطن هیچوقت تسلیم نمیشود!
به دنا که قلهای شد در دل خلیج فارس،
و هرگاه موجها برخیزند، گویی به احترام او سینهصاف میکنند.
و ای مادر؛ میهن،
دنا برگشت به تاریخ؛ نه شکستخورده، که جاودانه.
او حالا در افسانهها لنگر انداخته، در جایی میان شرف و ابدیت. شهیدانش در آغوش خدا آرام گرفتهاند،
و ما، وارثانِ نگاهشان، هنوز باید ادامه دهیم…
تا وقتی آخرین موج خلیج فارس ایران بماند.
او شکست نخورد؛ او به ابدیت صعود کرد و ما، در هر تپش دل، در هر سلام صبحگاهی، نامشان را زمزمه میکنیم:
سلام بر شهدای دنا، سلام بر مردان قله و دریا.
که از دل ایران برخاستند و در دامان خلیج فارس جاودانه شدند.
ارسال دیدگاه