از فرهنگ مصرف تا فرهنگ تولید؛
نایبرئیس کمیسیون کشاورزی مجلس: آموزش اقتصاد مقاومتی باید از خانواده و مدارس آغاز شود
جایگاه تربیت اقتصادی اسلامی در مدارس
تهران (پانا) - نائب رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، با تأکید بر ضرورت نهادینهسازی فرهنگ اقتصاد مقاومتی گفت: آموزشوپرورش میتواند با آموزش مفاهیم اقتصادی از سنین پایین، زمینه شناخت ظرفیتهای داخلی، استفاده هدفمند از منابع کشور و کاهش وابستگی اقتصاد به عوامل خارجی را فراهم کند.
تربیت اقتصادی دانشآموزان تنها به آموزش مدیریت هزینهها محدود نمیشود؛ مدرسه میتواند با پیوند دادن آموزههای اسلامی به رفتارهای اقتصادی روزمره، زمینه شکلگیری نسلی را فراهم کند که در کنار شناخت ارزش پول و منابع، به کار، تولید، عدالت اقتصادی و مسئولیت اجتماعی نیز توجه داشته باشد.
اقتصاد تنها در بازارها، کارخانهها و تصمیمهای کلان دولت شکل نمیگیرد؛ بخش مهمی از آن در انتخابهای روزمره افراد، شیوه مصرف خانوادهها، نگرش جامعه به کار و میزان توجه به تولید داخلی ریشه دارد. از همین رو، اگر قرار است فرهنگ اقتصادی جامعه در مسیر اهدافی مانند عدالت، کاهش اسراف، تقویت تولید و افزایش بهرهوری حرکت کند، نمیتوان نقش تربیت نسل جدید را نادیده گرفت.
در جمهوری اسلامی ایران، با توجه به تأکیدهای رهبر شهید، آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، بر اقتصاد مقاومتی و تقویت ظرفیتهای داخلی و نیز جایگاه مسائل اقتصادی در سیاستگذاریهای کلان کشور، توجه به تربیت اقتصادی دانشآموزان میتواند یکی از مسیرهای تقویت فرهنگ عمومی اقتصاد باشد. در این میان، آموزشوپرورش به دلیل ارتباط مستمر با نسل آینده، فرصتی دارد تا مفاهیم اقتصادی را از سطح توصیههای کلی به تجربههای واقعی زندگی دانشآموزان نزدیک کند.
اقتصاد اسلامی؛ فراتر از حسابوکتاب مالی
وقتی از آموزش اقتصاد به دانشآموزان سخن گفته میشود، ممکن است در نگاه نخست، موضوع به پسانداز، مدیریت پول توجیبی یا آشنایی با درآمد و هزینه محدود شود؛ در حالی که تربیت اقتصادی با رویکرد اسلامی، ظرفیت گستردهتری دارد.
در این رویکرد، چگونگی کسب درآمد، رعایت انصاف، پرهیز از اسراف، توجه به حقوق دیگران، مسئولیتپذیری در برابر منابع عمومی و ارزشآفرینی از طریق کار، در کنار مهارتهای مالی اهمیت پیدا میکند. هدف آن است که دانشآموز علاوه بر شناخت سازوکارهای اقتصادی، نسبت به پیامدهای اخلاقی و اجتماعی انتخابهای خود نیز آگاه باشد.
برای مثال، دانشآموزی که با مفهوم اسراف آشنا میشود، باید بتواند ارتباط میان این مفهوم و رفتارهای روزمرهای مانند دورریز مواد غذایی، مصرف بیرویه انرژی یا استفاده غیرضروری از وسایل را درک کند. همچنین آشنایی با اهمیت کسب روزی حلال و ارزش کار میتواند نگاه او را از صرفاً مصرفکننده بودن به سوی شناخت نقش تولیدکنندگان، صاحبان مهارت و کارآفرینان سوق دهد.
در چنین شرایطی، اقتصاد اسلامی نه یک موضوع منفصل از زندگی دانشآموز، بلکه چارچوبی برای فهم مسئولانهتر فعالیتهای اقتصادی خواهد بود.
مدرسه و شکلگیری نگرش نسل جدید به پول و مصرف
دانشآموزان امروز در محیطی رشد میکنند که تبلیغات، خریدهای اینترنتی، شبکههای اجتماعی و گسترش ابزارهای پرداخت، بر الگوهای مصرفی آنان تأثیر میگذارد. در چنین فضایی، صرف توصیه به کمتر خرج کردن نمیتواند پاسخگوی تمام نیازهای تربیتی باشد؛ دانشآموز باید توانایی تشخیص نیاز از خواسته، ارزیابی ضرورت خرید و درک پیامدهای تصمیمهای مصرفی را نیز بیاموزد.
مدرسه میتواند این مهارتها را از طریق فعالیتهای ساده و متناسب با سن دانشآموزان تقویت کند. طراحی یک برنامه فرضی برای مدیریت هزینههای ماهانه، مقایسه گزینههای خرید، بررسی میزان مصرف منابع در کلاس و گفتوگو درباره تفاوت میان مصرف ضروری و تجملگرایی، نمونههایی از این فعالیتهاست.
اهمیت چنین آموزشهایی در آن است که مفاهیم اقتصادی از حالت حفظکردنی خارج میشوند و دانشآموز فرصت پیدا میکند آنها را در تصمیمگیریهای واقعی به کار بگیرد. همچنین با مشارکت خانوادهها میتوان میان آموزشهای مدرسه و تجربههای زندگی روزمره ارتباط برقرار کرد تا تربیت اقتصادی به مجموعهای از توصیههای مقطعی محدود نماند.
بازتعریف ارزش کار؛ از مدرکگرایی تا مهارتآموزی
یکی دیگر از ابعاد مهم تربیت اقتصادی، نگرش دانشآموزان به کار و تولید است. اقتصادی که به نیروی انسانی ماهر، خلاق و مسئولیتپذیر نیاز دارد، نمیتواند صرفاً بر انتقال دانش نظری تکیه کند؛ بلکه باید زمینه شناخت ارزش مهارت، تلاش، نوآوری و فعالیت مولد را نیز فراهم سازد.
در این مسیر، آشنایی دانشآموزان با مشاغل مختلف، معرفی نمونههای موفق کارآفرینی، برگزاری فعالیتهای عملی و تقویت پیوند میان آموزش نظری و مهارتآموزی میتواند به شناخت بهتر فرصتهای شغلی کمک کند. این موضوع بهویژه در هنرستانها اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه آموزشهای فنی و حرفهای ظرفیت دارند ارتباط میان دانش، مهارت و تولید را بهصورت ملموستری نشان دهند.
از منظر تربیت اقتصادی اسلامی، کار صرفاً وسیلهای برای کسب درآمد نیست؛ بلکه میتواند زمینهای برای خدمت به جامعه، تأمین نیازهای مردم و افزایش توان تولیدی کشور باشد. تقویت این نگرش در دوران دانشآموزی، در کنار فراهمکردن فرصتهای واقعی آموزش و اشتغال، میتواند به شکلگیری نگاه مثبتتر به فعالیتهای مولد کمک کند.
البته تحقق این هدف مستلزم آن است که جامعه نیز برای مهارت، تخصص و کار شرافتمندانه ارزش قائل شود و دانشآموزان در آینده با فرصتهای مناسب برای بهکارگیری تواناییهای خود روبهرو باشند.
عدالت اقتصادی از کلاس درس آغاز میشود
تربیت اقتصادی اسلامی علاوه بر رفتارهای فردی، به نحوه نگاه دانشآموز به جامعه و مسئولیتهای اجتماعی نیز مربوط است. آشنایی با مفاهیمی مانند عدالت، انصاف در مبادلات، رعایت حقوق دیگران، کمک به نیازمندان و مسئولیت در برابر منابع عمومی میتواند زمینه درک عمیقتری از ابعاد اجتماعی اقتصاد را فراهم کند.
برای نمونه، فعالیتهای گروهی در مدرسه میتواند فرصتی برای تمرین تقسیم مسئولیت، استفاده منصفانه از امکانات و احترام به حقوق دیگران باشد. مشارکت در برنامههای خیرخواهانه و آشنایی با فعالیتهای اجتماعی نیز میتواند مفهوم همیاری را از سطح یک توصیه اخلاقی به تجربهای عملی تبدیل کند.
در این چارچوب، هدف آن نیست که همه مسائل پیچیده اقتصادی به مفاهیم ساده اخلاقی تقلیل داده شوند؛ بلکه دانشآموز باید بهتدریج بیاموزد که تصمیمهای اقتصادی، علاوه بر پیامدهای فردی، میتوانند بر زندگی دیگران و فرصتهای موجود در جامعه نیز اثر بگذارند.
چنین نگاهی با اهداف تربیتی نظام آموزشی در جمهوری اسلامی ایران، از جمله پرورش مسئولیتپذیری اجتماعی و تقویت ارزشهای اخلاقی، قابل پیوند است و میتواند به گسترش فهم دانشآموزان از رابطه میان فرد، خانواده و جامعه کمک کند.
از سند تحول بنیادین تا تجربه واقعی دانشآموز
تربیت اقتصادی و حرفهای در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش بهعنوان یکی از ساحتهای تربیتی مورد توجه قرار گرفته است. این موضوع نشان میدهد که آموزش اقتصادی را میتوان در امتداد مأموریتهای مصوب نظام آموزشی دنبال کرد؛ مأموریتی که تنها به انتقال دانش محدود نیست و پرورش مهارتها و نگرشهای لازم برای زندگی فردی و اجتماعی را نیز در بر میگیرد.
با این حال، فاصله میان آشنایی نظری با مفاهیم و توانایی استفاده از آنها در زندگی، یکی از موضوعاتی است که در طراحی برنامههای آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد. اگر دانشآموز سالها درباره صرفهجویی، کار و مسئولیتپذیری مطالبی بخواند، اما فرصت تمرین و مشاهده کاربرد این مفاهیم را نداشته باشد، امکان تبدیل آموزش به رفتار پایدار کاهش مییابد.
از این رو، بهرهگیری از روشهای پروژهمحور، فعالیتهای گروهی، آموزشهای میانرشتهای و همکاری با خانوادهها میتواند به کاربردیتر شدن تربیت اقتصادی کمک کند. همچنین توانمندسازی معلمان برای ارائه این مفاهیم با زبان متناسب با سن دانشآموزان، از الزامات اجرای مؤثر چنین برنامههایی است.
تربیت اقتصادی؛ سرمایهگذاری برای آینده فرهنگی و اقتصادی کشور
تقویت فرهنگ اقتصادی در جامعه، فرایندی بلندمدت است که از تصمیمهای فردی تا سیاستهای کلان را در بر میگیرد. در این میان، مدرسه میتواند با پرورش نگرش صحیح نسبت به مصرف، کار، تولید و عدالت، زمینه مشارکت آگاهانهتر نسل آینده در فعالیتهای اقتصادی را فراهم کند.
آموزش اقتصاد اسلامی زمانی اثربخش خواهد بود که میان ارزشهای اخلاقی، دانش اقتصادی و تجربه عملی پیوند برقرار کند؛ بهگونهای که دانشآموز نهتنها با مفاهیمی مانند پرهیز از اسراف و اهمیت تولید آشنا شود، بلکه بتواند آنها را در انتخابهای روزمره خود نیز به کار گیرد.
در نهایت، توجه به تربیت اقتصادی در مدارس را باید فرصتی برای تکمیل مأموریت فرهنگی و تربیتی آموزشوپرورش دانست. نسلی که از دوران تحصیل با مسئولیتپذیری مالی، ارزش کار، اهمیت مهارت، رعایت انصاف و ضرورت استفاده درست از منابع آشنا شود، ظرفیت بیشتری برای مشارکت سازنده در جامعه خواهد داشت. تحقق این هدف نیز به برنامهریزی منسجم آموزشی، همراهی خانوادهها و فراهمکردن فرصتهای عملی برای یادگیری نیاز دارد؛ مسیری که میتواند فرهنگ اقتصادی را از یک موضوع صرفاً نظری به بخشی از سبک زندگی و تربیت اجتماعی نسل آینده تبدیل کند.

علیرضا عباسی با اشاره به تأکیدات رهبر شهید و رهبر جدید انقلاب بر مسائل اقتصادی و بازتاب این رویکرد در شعارهای سال، اظهار کرد: «توجه به اقتصاد مقاومتی و آموزش مفاهیم اقتصادی از موضوعات مهمی است که باید در نظام آموزشی کشور مورد توجه قرار گیرد.»
وی با اشاره به سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی افزود: «یکی از اهداف این سیاستها، بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی برای کاهش تأثیرپذیری اقتصاد کشور از عوامل خارجی است. تحقق این هدف مستلزم آن است که ابتدا منابع و توانمندیهای داخلی بهدرستی شناخته شوند و سپس سرمایههای انسانی، منابع مالی و دیگر ظرفیتهای کشور بهصورت هدفمند در مسیر توسعه اقتصادی به کار گرفته شوند.»
نایبرئیس کمیسیون کشاورزی مجلس با تأکید بر نقش فرهنگسازی در تحقق اقتصاد مقاومتی تصریح کرد: «این فرهنگسازی باید از سنین پایین و از محیط خانواده و مدرسه آغاز شود و در ادامه، در سطوح مختلف جامعه گسترش یابد. آموزشوپرورش در این مسیر نقش مهمی دارد و میتواند زمینه آشنایی نسل آینده با ظرفیتهای اقتصادی کشور و ضرورت استفاده صحیح از منابع را فراهم کند.»
عباسی با اشاره به شعار سال با محوریت اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی، خاطرنشان کرد: «تحقق این رویکرد نیازمند مشارکت و همراهی همه بخشهای جامعه، از سطوح محلی تا سطوح کلان مدیریتی است. وحدت و همکاری عمومی میتواند زمینه دستیابی به اقتصادی توانمندتر و مقاومتر را فراهم کند.»
وی در پایان تأکید کرد: «با تقویت آموزش اقتصادی، شناخت ظرفیتهای داخلی و مشارکت هماهنگ مردم و مسئولان میتوان به تقویت بنیانهای اقتصادی کشور و افزایش تابآوری آن در برابر فشارهای خارجی کمک کرد.»
ارسال دیدگاه