نجوای نقره‌ای کارون

اردل (پانا) - رود کارون در مسیر پرپیچ‌وخم روستای دوازده امام در شهرستان اردل، نه تنها یک جریان آب، بلکه شاهرگ حیات و قصه‌گوی طبیعت است.

کد مطلب: ۱۷۳۰۷۳۹
لینک کوتاه کپی شد
نجوای نقره‌ای کارون

در دل زاگرس سربه‌فلک‌کشیده، جایی که کوه‌ها با مه صبحگاهی راز می‌گویند و دشت‌ها آواز باد را زمزمه می‌کنند، رودخانهٔ کارون در مسیر پر پیچ‌ و خمش میان روستای  دوازده‌امام تا شهرستان اردل همچون نواری نقره‌فام بر قامت سبز زمین می‌درخشد. این شاهرگ حیات بخشِ جنوب، با آب‌های زلال و خنک خود، در دل تابستان‌های سوزان، جان مردم و دامنه‌های سرسبز را سیراب می‌کند و صحنه‌های بدیعی می‌آفریند که هر رهگذری را به تماشا وادار می‌سازد.

در کرانه‌های این رود، زندگی با طراوتی بی‌بدیل جریان دارد؛ اهالیِ ساده‌دلِ روستاهای سرراه، با ماهی‌گیریِ سنتی خود با تور و قلاب، لحظه‌های آکنده از صبر و امید را تجربه می‌کنند و چشم به تلألو ماهی‌های از آب برآمده می‌دوزند. این نه تنها پیشه‌ای برای روزی‌ و معاش است، که شعری است زنده از پیوند دیرینهٔ انسان با طبیعیت؛ بوی خاک مرطوب، آوای نسیم در شاخه‌های بید و صدای ظریف قلاب‌ها، تصویری ماندگار از آرامش عمیق این خطه را در ذهن هر بیننده رسم می‌کند.

و اما جاذبه‌ای دلنشین‌تر نیز در این مسیر خودنمایی می‌کند؛ آوای خنده‌های کودکان و جوانان، اندک‌اندک در میان خروش ملایم آب می‌آمیزد. روستاییان و مسافران، با شنا در زلال این آب‌های سرد و زمردین، خستگی روزهای پرتلاش را می‌شویند و خنکای دلچسب آب را تن به تن لمس می‌کنند. این ماجرای بازی و پایکوبی در دامان طبیعت، سنت دیرین این دیار است که نسل‌های پیوسته نوای شادی‌اش را در دل کوه‌ها طنین‌انداز می‌کند.

کارون در این سفر کوتاه و پرطراوت، تنها یک رود نیست؛ قصه‌گوست، گاه با زمزمه‌های آرام دل‌انگیز، گاه با غروش شورانگیز؛ خنکای آب و گرمای محبت مردمان، تصویری متفاوت از زندگی در دل کوهستان می‌آفرینند. چه به هنگام افشاندن دانه‌های صبر در ماهی‌گیری، چه در شنا و پای کوبی در سبزه خضرای کرانه، کارون همان‌قدر برای اهالی مایهٔ زندگی است که مایهٔ خاطره؛ رودی که با هر مواج شدن، قصه‌ای تازه از سرزمین ایل‌ها و دشت‌های بکر این مرز و بوم را روایت می‌کند.

خبرنگار : پرنیا زینعلی عکاس : پرنیا زینعلی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار