تالاب آق گل، تشنه آب و ملایمت
همدان ناحیه دو (پانا) - تالاب آق گل، بزرگترین تالاب طبیعی استان است که در مرز استانهای مرکزی و همدان قرار دارد. از سال ۱۳۸۸ این تالاب با مشکل کمآبی و خشکسالی، دست و پنجه نرم میکند و روزهای تلخی را سپری کرده است.
در فاصله ۲۰ کیلومتری شهر ملایر و در نزدیکی شهر اسلامشهر آق گل، محوطه ای ۳۰۰۰ هکتاری به نام تالاب آق گل وجود دارد که در فصول پر آب، ۶۰۰ تا ۸۰۰ هکتار این محوطه را آب می پوشاند.
تالاب آق گل، به معنای برکه ی سفید و بر اساس بررسی های زمین شناسی، قدمتی ۴۰ هزار ساله دارد. همچنین از زیستگاههای مهم پرندگان مهاجری نظیر فلامینگو، قو، غاز خاکستری، تنجه، اردک مرمری، اردک سرسبز، مرغ سقا، لک لک و حواصیل به شمار می آید.
تالاب، می تواند موقعیت خوبی برای عاشقان طبیعت باشد و توجه آنان را به این گوشه از نقشه استان جلب کند. اما حدود هفده سال است که تالاب اوضاع خوبی ندارد و به طور مداوم، با خشکی و بی آبی، دست و پنجه نرم می کند.
به گزارش رسانه ها، اردیبهشت ماه امسال، با توجه به بارش های بهاری، تالاب دوباره احیاء و آبگیری شده است. این موضوع باعث شده است تا خبرنگار پانا به جهت بازدید میدانی، از مرکز استان مسافتی نزدیک ۶۰ کیلومتری را طی کند تا مشاهده خود را از تالاب گزارش کند.
مشاهده خبرنگار پانا نشان میدهد به محض ورود به تالاب آق گل، با خشکه زاری سفید رنگ و وسیع مواجه میشوید. کشاورزی با مصاحبه با پانا درباره تالاب گفت: «تالاب مدتهاست که خشک است. گاهی اوقات که باران می بارد؛ آب در سطح تالاب جمع می شود. خیلی سطحی».
علت های زیادی باعث خشک شدن تالاب وجود دارد؛ عدم تأمین حق آبه، سد سازی بر روی رودخانه قره چای (تالاب یکی از حوضه های آبریز رودخانه است)، برداشت بی رویه از منابع آبی تالاب، کشت محصولات آب بَر و... . اما سوال اینجاست که چگونه می توان کاری برای این زیستگاه مهم طبیعی کرد؟
مطالبه از مسئولین و خواستار توجه آنان، صحبت تازه ای نیست. در این ۱۷ سال گذشته نیز، اقداماتی از مسئولین مربوطه صورت گرفته است. اما در این مسئله، نیازمند همراهی اهالی محلی نیز میباشد.
به گزارش خبرنگار اعزامی پانا، اطراف تالاب خاکریز شده است و برروی خاکریز، نشانه هایی وجود دارند که بر روی یکی از آنان نوشته شده است: «ایجاد هر نوع اعیانی در بستر و حریم تالاب بدون کسی مجوز شرکت آب منطقه ای مرکزی موجب پیگرد قانونی خواهد گردید».
این نشانه ها و خاکریز، حد حریم تالاب را نشان می دهد؛ اما در اینجا، کار از ساخت و ساز گذشته است و اهالی محلی، با ریختن خاک و تقویت آن برروی شوره زار، به کشت و کار زراعت در زمینی می پردازند که زمانی زیر آب بوده است. این مورد نشان میدهد که تا همراهی مردم محلی با مسئولین برای نجات تالاب نباشد، هیچ اتفاقی نمی افتد.
همچنین چندین چاه با فاصله ای کم از تالاب مشغول برداشت آب بودند. فرورفتگیهای چند سانتی متری در میانه تالاب وجود داشت که زنگ خطری برای این منطقه به شمار می آید. رخدادهای تلخی که در شهرستان کبودرآهنگ و فامنین رخداده است، بایستی برای همه تجربهای شده باشد تا شاهد فرونشست دیگری نباشیم.
خشکی تالاب، میزبانی پرندگان مهاجر را از آن می گیرد و این گونهها در معرض خطر قرار می دهند. همچنین باد، ریزگرد تالاب خشکیده را با خود همراه می کند و مهمان شهر و روستاهای اطراف میشود.
خشک شدن تالاب یک اتفاق معمولی یا صرفا رخداد مربوط به خشکسالی نیست. زمانی که با طبیعت، با نامهربانی و ناملایمت رفتار شود، آن هم چنین پاسخی می دهد. خشکسالی و کم آبی مشکلی همه گیر در کشورمان است و از همین جهت، استفاده از منابع زیرزمینی وجود دارد.
تالاب آق گل، پس از ۱۷ سال خشکسالی و کم آبی، همچنان تشنه و چشم انتظار روزهای پرآب است. این تالاب با مشکلات زیادی روبرو است. حل این مشکلات تنها با همکاری مسئولان، کارشناسان و مردم محلی میسر می شود. آینده ی آق گل و منطقه، به تلاش دلسوزانه همگی بستگی دارد که امروز برایش اقدامی کرده باشیم.
ارسال دیدگاه