جمعههای «انتظار»؛ چرا حسرتِ غیبت موتورِ محرکِ ظهور است؟
ملایر (پانا) - جمعه برای منتظران، تنها یک روز در تقویم نیست؛ بلکه ایستگاهِ تأمل بر حقیقتی است که در غبارِ روزمرگیها گم شده است. در پسِ غروبهای دلتنگِ جمعه، حقیقتی نهفته است که میگوید: زمین برای رسیدن به کمال، نیازمندِ قطعهی گمشدهای است که حضورش، عدالت را معنا میبخشد.
تصورِ جمعه بدونِ امامِ زمان (عج)، تصویرِ جهانی ناقص است؛ دنیایی که در آن پازلِ عدالت، ناتمام مانده است. این حسرت که در عمقِ جانِ منتظران ریشه دوانده، تنها دلتنگیِ یک فرد برای مقتدایِ خود نیست، بلکه فریادِ بلندِ زمین و زمان برای خورشیدی است که وارثِ تمامِ خوبیهاست. هر غروبِ جمعه، با بستنِ پنجرهی کوتاهِ امید، به ما یادآوری میکند که «قرارِ موعود» هنوز فرا نرسیده است.
اما آیا این حسرت، پایانی بر امید است؟ حقیقت این است که جمعههای بدونِ حضور، تلنگری بر وجدانِ ماست. باید پرسید: غیبتِ واقعی کجاست؟ شاید در این است که «او حاضر است و ما گم شدهایم». شاید ما آنقدر در مشغلههای دنیوی غرق شدهایم که ناظر بودنِ او را از یاد بردهایم. این فاصلهها، همان مرزِ میانِ «آنچه هستیم» و «آنچه باید باشیم» است.
در این میان، اگر حسرتِ دیدار به «درکِ عمیق» تبدیل شود، به جای نشستن و مویه کردن، به دعایی مستجاب بدل میگردد. دعایی که تنها لقلقه زبان نیست، بلکه همراستا شدنِ ارادهی ما با ارادهی الهی است. جامعهای که برای ظهورِ او آماده میشود، جامعهای است که در آن، عدالت از دایرهی آرزو به دایرهی عمل وارد شده است.
جمعههایِ ما زمانی از بندِ حسرت رها میشوند که انتظار، از یک «صفتِ منفعل» به «حرکتی پویا» تبدیل شود. آن روز که خورشیدِ عدالت سر بزند، دیگر نه جمعهها طعمِ اندوه خواهند داشت و نه جهان طعمِ ناقص بودن. آن روز، تمامِ جمعههای تاریخ، در عیدِ بزرگِ ظهور، به هم گره خواهند خورد.
اَلَّلهُمّ عَجِّل لِوَلیِڪَ الفَرَج.
ارسال دیدگاه