روایت شکوهی بی‌نظیر

مرکزی (پانا) - از استان مرکزی راهی شدم تا راوی لحظه‌ای باشم که تاریخ در مصلای امام خمینی(ره) تهران رقم می‌زد. وقتی با گذر از ازدحام جمعیت به مصلا رسیدم، عظمت و بزرگی جمعیت حاضر، فراتر از آن چیزی بود که در قاب دوربین و لنزهای ما جا می‌گرفت. مصلا آن روز نه‌تنها محل اجتماع مردم، که قلب تپنده یک ملت بود که برای وداع آخر با رهبر شهید انقلاب گرد هم آمده بودند.

کد مطلب: ۱۷۱۹۱۰۴
لینک کوتاه کپی شد
روایت شکوهی بی‌نظیر

من در میانه این موج انسانی بی‌پایان، دوربین به دست، سعی داشتم این حجم از شکوه و اندوه را ثبت کنم. ایستادن در  گوشه‌ای از مصلا و تماشای خیل مشتاقانی که از گوشه و کنار کشور، خود را به اینجا رسانده بودند، حسی از مسئولیت سنگین را به من منتقل می‌کرد. اینجا دیگر خبری از تفاوت‌ها نبود؛ هر کس با هر عقیده و نگاهی، در این سوگ ملی سهیم شده بود.

وقتی مردم، تابوت رهبر شهیدشان را از میان جمعیت می‌دیدند، واکنشی که در چهره‌هایشان نمایان بود، فراتر از یک سوگواری ساده بود. آنجا در آن لحظات پرشور و پردرد، من تنها یک خبرنگار نبودم که برای گزارشگری آمده باشد؛ من هم عضوی از همین مردم بودم که در برابر شکوه این وداع، سر تعظیم فرود آورده بودم. این جمعیت، سندی بود بر پیوند ناگسستنی مردم با ارزش‌های والایی که رهبر شهیدمان با آنها زیسته بودند و به ما نیز آموخته بودند.

مصلای امام خمینی(ره) برای من فقط یک مکان نبود؛ صحنه‌ای بود از همدلی، اندوه و شکوه یک وداع تاریخی. من به‌عنوان خبرنگاری که از استان مرکزی آمده بود، می‌دانستم که شاهد یکی از بزرگ‌ترین و ماندگارترین لحظه‌های این سرزمین هستم؛ لحظه‌ای که تا سال‌ها در ذهن من و در حافظه مردم باقی خواهد ماند.

نویسنده : دانش‌آموز خبرنگار: سنا عباسی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار