به نام خالق پدران
مرکزی (پانا)-پدر، هیچ واژهای توان توصیف بزرگی تو را ندارد. نام تو برای من همیشه باعث دلگرمی بوده؛ از کودکی تا به الان قامت استوارت پناه و سایهای بزرگ برای من بوده است.
پدر ای که نامت بلندترین فریاد عشق است و حضورت امنترین آشیانه. امروز با قلبی سرشار از سپاس، دستان پر مهرت را میبوسم نه به خاطر تمام آنچه به من دادهای که به خاطر خودت، به خاطر آن قلب رئوف، آن روحیه بلند، و به خاطر آن انسانیت بیبدیل که در توست.
امروز که تقویم با خطی درشت نامت را فریاد میزند، قلب من به نرمی یک زمزمه دیرینه آغاز به ستایش میکند. تو برای من تنها یک پدر نیستی، بلکه تو سندی زنده از معنای واقعی استقامت و مهربانی هستی. تو آن کتاب قطوری هستی که با زدن هر ورق درسی جدید از مقاومت، ایستادگی و بزرگی را از تو یاد میگیرم.
امروز روز توست، روز کسی که برای من از تمام خورشیدهای عالم گرمتر تابیدی و از تمام آسمانها آبیتر بودی. من در آغوشت پناهگاهی امنتر از بهشت و در قاب چشمانت غروب تمام خستگیهایم را یافتهام. تویی که استقامت را در رگهایم جاری کردی و عشق را معنا کردی.
هر قدمی که من در مسیر زندگی برداشتهام، هر گامی که به سوی موفقیت و یا حتی تجربه شکست برداشتهام حمایت تو چون پدری دلسوز، همچو راهنمایی خردمند همواره پشت سرم بوده است. پدر من، تو یک معمار انسانی بودی، معماری که ساختمان شخصیت مرا با صبر و وقت بنا کردی.
ارسال دیدگاه