یادداشت/
نوجوانان خبرنگار امانتداران قلم در پهنه آگاهی
قم(پانا) – نوجوانان خبرنگار که در مدارس و مراسمات، نخستین گزارشهایشان را مینویسند و نخستین پرسشهایشان را میپرسند، امانتداران قلم هستند.
خبرنگاری، نه یک شغل که یک سلوک است؛ سلوکی در مسیر پرفراز و نشیب جستوجوی حقیقت. او در روزگاری که هیاهوی اخبار زرد، فضای ذهنها را غبارآلود میکند، همچون دیدهبانی بیدار بر فراز دیدهبان تاریخ ایستاده است تا راستی را از میان انبوه ناراستیها بیرون بکشد. هر روز او، سفری است از پرسش تا پاسخ؛ از تاریکی ندانستن تا روشنایی دانستن.
امروز که به بهانه هفدهم مرداد، روز خبرنگار نامگذاری شده، فرصتی است تا بار دیگر به یاد آوریم که نوشتن، تنها چیدن کلمات در کنار یکدیگر نیست؛ بلکه دمیدن روح تعهد در کالبد خبر است. خبرنگار، همان پل نامرئی است که میان دغدغههای مردم و گوشهای شنوای جامعه کشیده شده؛ پلی که اگر استوار باشد، عدالت و آگاهی در دو سوی آن به هم میرسند و اگر سست باشد، آدمها در تاریکی بیخبری، سرگردان میمانند.
به راستی، کدام واژه میتواند بار سنگین مسئولیت کسی را توصیف کند که با هر سطر از گزارش خود، گوشهای از رنج یا امید یک هموطن را روایت میکند؟ قلم خبرنگار، نوری است که به زوایای تاریک نادیدهها میتابد و آینهای است که بیطرفانه، قد و قامت اجتماع را بازمیتاباند. در جهانی که سرعت انتقال اطلاعات، گاهی دقت را به قربانگاه میبرد، تعهد خبرنگار به اخلاق و انصاف، تنها لنگرگاهی است که کشتی آگاهی را از طوفان شایعات نجات میدهد.
خبرنگار، شاعر واقعیت است؛ شاعری که به جای وزن و قافیه، با سند و سؤال شعر میسراید. او شاهد لحظههایی است که دیگران از آن میگریزند؛ در سیل میماند تا روایت کند، در بحران میایستد تا ثبت کند، و در میان هیاهوی جنگ و صلح، تنها سلاحش کلمه است. شاید اگر روزی تاریخ بخواهد چهره حقیقی این سرزمین را به تصویر بکشد، ناگزیر از ورقزدن پرونده تلاش بیادعای خبرنگارانی خواهد بود که با عرق پیشانی و روشنایی چشمانشان، لحظههای ماندگار وطن را برای آیندگان به یادگار گذاشتهاند.
ما در دنیایی زندگی میکنیم که حقیقت، گاه در پس نقابها پنهان است و گاه در لابهلای هزاران خبر بیاعتبار گم میشود. در چنین میدانی، خبرنگار همان جستوجوگری است که با جسارت کلام، این نقابها را میدرد تا نور حقیقت بر تارک اندیشه بنشیند. هر خبر، زخمی است که مرهمی میجوید یا گرهای است که با پرسشهای درست، باز میشود و چه زیباست خبرنگاری که پیش از آنکه خبر بنویسد، انسان میماند؛ انسانی که درد مردم را درک میکند، زبان محرومان میشود و در برابر بیعدالتی، قلمش را چون شمشیری صیقلخورده از نیام بیرون میکشد.
نمیتوان از روز خبرنگار سخن گفت و از بیداریهای شبانهاش نگفت؛ از آن شبهایی که در روشنایی صفحه گوشی یا مانیتور، کلمات را یکییکی کنار هم میچیند تا گزارشی صادقانه تنظیم و منتشر کند. نمیتوان سخن گفت و از دلنگرانیهایش نگفت؛ از آنکه مبادا یک کلمه، ناخواسته حقی را ضایع کند یا آبرویی را بیجهت به بازی بگیرد. این وسواس مقدس نوشتن است که خبرنگار را از نویسنده صرف جدا میکند؛ او با هر واژه، مسئولیتی بر دوش میکشد که در برابر خدا و خلق، باید پاسخگویش باشد.
در روزگاری که رسانههای مجازی با یک لمس، خبری را به سراسر جهان میفرستند و هر کس با یک گوشی، خود را خبرنگار میپندارد، ارزش خبرنگار حرفهای بیش از پیش نمایان میشود. چرا که او میداند خبر با شایعه فرق دارد؛ میداند سرعت هرگز بهانهای برای بیدقتی نیست؛ و میداند که اعتماد مردم، گرانبهاترین سرمایهای است که با هیچ تعداد بازدید و لایکی معاوضه نمیشود. خبرنگار راستین، در این هیاهوی پرهیاهو، صدای آرام خرد است؛ صدایی که فریاد نمیزند، اما عمیقترین زخمهای جامعه را میشنود.
و چه نیکوست که این میراث گرانقدر، اینگونه دستبهدست به نسلهای تازه سپرده میشود. نوجوانانی که امروز در مدارس و جشنوارهها، نخستین گزارشهایشان را مینویسند و نخستین پرسشهایشان را میپرسند، فردا امانتداران همین قلم خواهند بود. آنان که هنوز صدایشان از هیاهو نلرزیده و نگاهشان از ناملایمات نکوریده، آینده این حرفه شریفاند؛ نسلی که باید بیاموزد خبرنگاری، پیش از آنکه شغلی برای گذرانِ زندگی باشد، رسالتی برای ساختن فردایی روشنتر است.
این روز را باید به اهالی رسانه، تبریک گفت که با پرسشگریشان، خواب غفلت را از دیدگان جامعه میربایند و به همه آنان که در برابر ناحقی، سکوت نمیکنند. باشد که قلمهایمان، همیشه با جوهرشرافت نگاشته شود، کلماتمان سرود سربلندی سرزمینمان باشد، و حقیقت، هرگز در پناه سکوت، به گورستان فراموشی سپرده نشود .
ارسال دیدگاه