ماه غبارروبی از دل

قم (پانا) - ماه رمضان، ماه مهمانی خدا و موسمی است که در آن، دل‌ها غبارروبی شده و به حریم معشوق می رود.

کد مطلب: ۱۶۶۸۰۴۵
لینک کوتاه کپی شد
ماه غبارروبی از دل

شب‌هایی که بوی رمضان می‌گیرند، انگار زمین در سکوتی ملکوتی نفس می‌کشد و آسمان، نتوانسته بغض خود را از شوق این آمدن فرو خورد. آخرین روزهای شعبان، موعد وداع با ماهی است که در کوچه‌های دل، عطر مناجات علی (ع) و سکوت مناجات شعبانیه به یادگار می‌ماند؛ ماهی که دل را به حضور، تمرین داد و جان را از غفلت شست. 

اکنون، دل در تلاطم موجی عظیم از احساس است؛ وداع با شور اعیاد شعبان و استقبال از آغوش سحرهای خدا. ماهی می‌رود که با صدای مناجاتش، شیشه‌ غفلت را شکسته بود و ماهی می‌آید که با نورش، تاریکی جان را رم می‌دهد. 

شعبان آرام‌آرام از پنجره‌ی آسمان به سوی افق وداع قدم برداشت و دستی از ملکوت، پرده‌ی رمضان را بالا زد. نسیمی لطیف از سحرهای پیشِ رو وزیدن گرففت و اشک دل، بی‌اختیار در قاب چشم نشست. این اشک، اشک دلتنگی برای لحظات عزیزیست که گذشت و اشک استقبالی برای روزهایی که دریای رحمت الهی را در خود نهفته دارد. 

رمضان، ماهی‌ست که در آن، انسان برهنه از خاک، به آسمان برمی‌خیزد. ماهی‌ست که دل‌ها را به حریم معشوق می‌برد و جان‌ها را در بستر نور می‌نوازد. در رمضان، دعاها از زمین برمی‌خیزند و بر پیشانی ستارگان می‌نشینند؛ روزه، ستون ایمان می‌شود و سحرها، لحظه‌های ملاقات با خداوندی که بی‌منت، بندگانش را بر سر سفره‌ی رحمت می‌نشاند. 

موسم آن است که دل را غبارروبی کنیم؛ که زنگار عادت و غفلت را با اشک و توبه بشوییم. وقت آن است که میان شب‌های قدر، لبیک زمینیان را در گوش آسمان بپیچانیم. شعبان با همه‌ی شکوهش رفت تا دل را برای رمضان آماده کند؛ تا آتش عشق خاموش‌نشده در مناجات شعبان، به نور سحرهای رمضان بدل شود. 

ای ماه رمضان، خوش آمدی با شب‌هایی که بوی رحمت می‌دهند و سحرهایی که جان را معنوی تر می‌کنند. خوش آمدی با آرامش حضور، با نغمه‌ی دعا و عطر روزه‌داری. خوش آمدی که در آمدنت، نه فقط زمان، که روح انسان دوباره متولد می‌شود. 

اکنون دل، ایستاده بر لبِ این روزهای گذر؛ نگاهی به پشت، لبخندی به وداع شعبان، و نگاهی به پیش، تپشی برای استقبال رمضان. چه زیباست این لحظه‌ی میانِ دو ماهِ پاک، که زمین و زمان بهانه‌ای برای توبه و عشق می‌یابند. 

و من، در این شب‌های آرام، بر سجاده‌ی دلتنگی می‌نشینم و از خدا می‌خواهم که روزهایم را در رمضان، به نورِ یادِ خودش زنده کند، و شب‌هایم را در دعا، بیاراید. شعبان می‌رود با دلی لبریز از شکر، و رمضان می‌آید با دلی سرشار از امید. 

 

نویسنده : دانش آموز: فاطمه تقی زاده

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار