شب انتظار در جمکران
قم (پانا) - نیمه شعبان، وقتی نسیم بهاری بر دامن زمین میوزد و ماه از میان ابرها آرام سر برمیآورد، جمکران رنگ دیگری به خود میگیرد.
از هر کوی و برزن صدای قدمها میآید؛ مردمان از اقصی نقاط ایران، دلخسته از روزگار ولی امیدوار به آیندهای روشن، راهی خانهی عشق میشوند. اینجا، در دامان کوههای قم، روشنایی گنبد جمکران به ستارهای بدل میشود که هزاران چشمِ عاشق را به خود میکشاند.
امشب زمین بستر اشک و لبخند است. کودکان با پرچمهای سبز در دست، میان جمعیت میدوند. زنان با چادرهای سپید، قرآن و شمع در آغوش دارند، و مردان با دلهایی آکنده از ایمان، زیر نگاه آسمان زمزمه میکنند: «یا صاحبالزمان ادرکنی».
هر گوشه حرم، قصهی عشقی نهفته دارد؛ عشقی که قرنهاست مردمان این سرزمین را در پی او نگه داشته، بیآنکه امیدشان کمرنگ شود.
جمکران امشب فقط یک مکان مقدس نیست؛ تجلی دلهای بیقرار است. هر قطره اشک بر خاکش، دعای تازهای برای ظهور منجی است. صدها هزار لالهی روشن، دست در دست هم، با صدای واحد فریاد میزنند: «اللهم عجل لولیک الفرج». در میان این همهمه، قلبها یکی میشوند؛ غرور، اندوه، درد، شادی—all در زیر نور ماه رنگ میبازند و تنها عشق باقی میماند.
در نگاه جوانی که دست بر سینه گذاشته و نام مهدی را میگوید، میتوان هزار امید را خواند؛ امید به روزی که عدالت همچون خورشید بر جهان بتابد، و ظلم و تاریکی برای همیشه رخت ببندند. این جمعیت بیپایان، هیچ دستور رسمی نیست؛ این ندای فطرت انسان است که از عمق جان میگوید: «ما هنوز منتظریم».
شمعها میسوزند اما خاموش نمیشوند، زیرا هر شعله یادآور نوری است که روزی سراسر جهان را در بر خواهد گرفت. صدای دعا از بلندگوها میپیچد، اما آنچه به آسمان میرود، صدای دل مردم است؛ صدایی که حتی فرشتگان به احترام آن سکوت میکنند.
ای حجت خدا، زمین تشنه قدمهای توست. بیا که جهان خسته است از بیعدالتی، از غربت، از انتظار. مردمِ جمکران چشم بر راهند، نه با اضطراب، بلکه با ایمان ریشهدار. آمدهاند که بگویند: هنوز محبت تو در رگهای این خاک جاری است، هنوز صبر، زیباترین تعبیرِ عشق است.
و در پایان شب، زمانی که سپیده بر گوشه افق مینشیند، جمکران در سکوتی عاشقانه فرو میرود. دلها آرامتر میشوند اما شعله اشتیاق خاموش نمیگردد. شب میلاد تو، یادآور این حقیقت است که وعدهی خدا هرگز فراموش نمیشود. نیمه شعبان تنها یک تاریخ نیست؛ تولدی است برای امید، برای ایمان، و برای انتظارِ بیپایانِ انسان به ظهورِ روشنایی مطلق.
ارسال دیدگاه