گفت‌وگوی پانا با کارگردان نمایش «جعفرخان از فرنگ برگشته»:

«نبود حمایت و زیرساخت مناسب، اجرای تئاتر در شهرستان‌ها را دشوار کرده است»

تهران (پانا) - نمایش «جعفرخان از فرنگ برگشته» به نویسندگی حسن مقدم و کارگردانی سید مصطفی حسینی، از ۹ تا ۱۵ مهرماه در تماشاخانه شهرزاد رفسنجان روی صحنه رفته است و آخرین اجرای آن نیز در این تماشاخانه برگزار خواهد شد. این نمایش پیش از این در شهر زابل اجرا شده بود و با استقبال مخاطبان همراه شد.

کد مطلب: ۱۷۴۷۲۵۱
لینک کوتاه کپی شد
«نبود حمایت و زیرساخت مناسب، اجرای تئاتر در شهرستان‌ها را دشوار کرده است»

سید مصطفی حسینی در گفت‌وگو با پانا از شکل‌گیری گروه، رویکرد خود به متن حسن مقدم، دشواری جایگزینی یکی از بازیگران تنها چند روز مانده به اجرا، تجربه اجرای نمایش در زابل و رفسنجان، مشکلات زیرساختی تئاتر در شهرستان‌ها و نبود حمایت‌های فرهنگی و هنری سخن گفت.

این گفت‌وگو را در مطلب ذیل می‌خوانید.

چه شد که این گروه شکل گرفت و چرا نمایش «جعفرخان از فرنگ برگشته» را برای اجرا انتخاب کردید؟ نقش شما به عنوان کارگردان و همچنین بازیگر در این تولید چیست؟

«این نمایش ابتدا برای یک پروژه کارگردانی انتخاب شد»

 من نمایش «جعفرخان از فرنگ برگشته» نوشته حسن مقدم را ابتدا به عنوان یک پروژه کارگردانی انتخاب کرده بودم و در جریان تمرین و آماده‌سازی، این کار به مرحله اجرا رسید. وقتی دیدیم نمایش با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان روبه‌رو شده است، تصمیم گرفتیم اجراهای بیشتری داشته باشیم.

اولین اجرای عمومی این نمایش را در شهر زابل برگزار کردیم و بعد از اینکه در آنجا هم مخاطبان استقبال بسیار خوبی از کار داشتند، با بچه‌های گروه تصمیم گرفتیم دست‌کم یک اجرای عمومی دیگر در شهر دیگری داشته باشیم. خدا را شکر توانستیم این نمایش را برای دومین بار در شهر رفسنجان روی صحنه ببریم و در این شهر نیز اجرای عمومی داشته باشیم.

تمرین‌های نمایش نیز از همان ابتدا در قالب پروژه کارگردانی انجام شد و تقریباً در مدت دو ماه توانستیم کار را آماده کنیم. یکی از نکات مثبت این روند، همکاری با تیمی بود که اعضای آن بسیار باهوش، متعهد و همراه بودند و همین همراهی باعث شد بتوانیم در فاصله زمانی حدود دو ماه، که زمان چندان زیادی برای آماده‌سازی یک نمایش نیست، کار را جمع کنیم و به مرحله اجرا برسانیم.

چه رویکردی به متن حسن مقدم داشتید؟ چه بخش‌هایی را حفظ، حذف یا به‌روز کردید و چرا؟ چطور کمدی و نقد اجتماعی متن را متعادل کردید؟

«تقابل سنت و غرب‌گرایی در این نمایش هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شود»

متن «جعفرخان از فرنگ برگشته»، همان‌طور که خود حسن مقدم نیز درباره آن گفته است، به گونه‌ای نوشته شده که بتواند با مردم ارتباط برقرار کند. دیالوگ‌های نمایش محاوره‌ای هستند و نوع نگارش متن و همچنین ساختار داستان به شکلی است که مخاطب کوچه و بازار نیز بتواند به‌راحتی با آن ارتباط برقرار کند.

در عین حال، این متن با وجود اینکه در سال ۱۳۰۰ نوشته شده و تقریباً یک قرن از نگارش آن می‌گذرد، همچنان چهارچوبی دارد که به نظر من می‌تواند تا همیشه وجود داشته باشد. تقابلی که میان سنت و غرب‌گرایی در این نمایش شکل می‌گیرد، موضوعی است که هیچ‌وقت قدیمی نخواهد شد و همچنان می‌تواند برای مخاطب قابل درک و ملموس باشد.

در این نمایش، هر دو سوی این تقابل به شکل افراطی نشان داده می‌شوند؛ هم سنت‌گرایی افراطی و هم غرب‌گرایی افراطی. همین تقابل، یکی از ویژگی‌هایی است که باعث می‌شود متن همچنان ظرفیت ارتباط با مخاطب امروز را داشته باشد.

ما اکثر بخش‌های داستان و نوشته آقای حسن مقدم را حفظ کردیم و تنها در بعضی قسمت‌ها، متناسب با نیاز اجرا و برای اینکه ارتباط بیشتری با مخاطب برقرار شود، تغییرات و به‌روزرسانی‌هایی انجام دادیم. خدا را شکر نتیجه نیز همان چیزی بود که انتظار داشتیم و نمایش توانست ارتباط بسیار خوبی با مخاطب برقرار کند.

بزرگ‌ترین چالش کارگردانی این نمایش چه بود؟ کدام صحنه سخت‌تر بود و چطور از پس آن برآمدید؟ هماهنگی با بازیگران و عوامل فنی چطور پیش رفت؟

«جایگزین کردن بازیگر تنها دو روز مانده به اجرا فشار زیادی به گروه وارد کرد»

 بزرگ‌ترین چالش کارگردانی نمایش ما متأسفانه در اجرای عمومی رفسنجان اتفاق افتاد. تقریباً سه یا چهار روز مانده به اجرا، یکی از بازیگران خانم گروه که نقش زینت را ایفا می‌کرد، با مشکلی مواجه شد و متأسفانه دیگر نتوانست همراه ما باشد.

پیدا کردن بازیگر جایگزین در چنین فاصله زمانی کوتاهی، کار را بسیار سخت کرد و فشار بسیار زیادی ابتدا به من به عنوان کارگردان و سپس به بازیگران و دیگر اعضای گروه وارد شد. با این حال، خدا را شکر توانستیم در نهایت بازیگر جایگزین را پیدا کنیم.

بازیگر جدید تقریباً دو روز مانده به اجرا مشخص شد و تنها یک روز قبل از اجرا، در یک تمرین فشرده حدود سه تا چهار ساعته، توانستیم او را با نقش و فضای کار هماهنگ کنیم تا نمایش از روی صحنه پایین نیاید و اجرای ما لغو نشود.

این اتفاق از نظر اجرایی فشار بسیار زیادی ایجاد کرد، اما خوشحالم که در نهایت توانستیم از این شرایط عبور کنیم و نمایش را به مخاطبان معرفی کنیم و اجراها را طبق برنامه ادامه دهیم.

 چه چیزی از تجربه اجرا در زابل یاد گرفتید که در اجرای رفسنجان به کار می‌برید؟ انتظارتان از مخاطب رفسنجان چیست؟

«صمیمیت میان تماشاگر و بازیگر، مهم‌ترین تجربه ما در زابل بود»

 تجربه‌ای که از اجرای نمایش در شهر زابل داشتیم، این بود که خدا را شکر مردم و کسانی که برای دیدن نمایش می‌آمدند، ارتباط بسیار خوبی با شخصیت‌های نمایش برقرار می‌کردند. همین مسئله باعث می‌شد رابطه بسیار خوبی میان بازیگران و تماشاگران شکل بگیرد.

تماشاگر احساس راحتی و صمیمیت زیادی با کار داشت و همین صمیمیت باعث می‌شد نمایش برای او لذت‌بخش و خوشایند باشد. خوشبختانه در رفسنجان نیز تا اینجا که شش شب اجرا داشته‌ایم، همین اتفاق رخ داده است.

رابطه میان تماشاگر و شخصیت‌های نمایش به‌خوبی برقرار شده و صمیمیتی که میان تماشاگران و بازیگران شکل گرفته، نشان داده است که مخاطب رفسنجان نیز مانند مخاطب زابل توانسته با این نمایش ارتباط بسیار خوبی برقرار کند و از اجرا راضی و خشنود باشد.

 در زابل برای اجرای تئاتر با چه امکانات و محدودیت‌هایی روبه‌رو بودید؟ سالن، نور، صدا و صحنه چه وضعیتی داشت؟

«نبود سالن تخصصی و امکانات پایه، اجرای تئاتر در زابل را دشوار می‌کند»

سید مصطفی حسینی: در زابل امکانات زیادی در اختیار گروه‌های نمایشی قرار ندارد و متأسفانه به دلیل کمبودهایی که وجود دارد، گروه‌ها با مشکلات مختلفی روبه‌رو هستند. در آنجا سالن تخصصی و حتی یک پلاتوی مناسب برای اجرا و تمرین وجود ندارد و همین مسئله از همان ابتدا کار را برای گروه‌های نمایشی دشوار می‌کند.

در زمان اجرای ما، حتی سیستم سرمایشی و تهویه مناسب نیز در اختیار گروه نبود و این مسئله در کنار دیگر سختی‌های موجود، بردن یک نمایش روی صحنه را دشوارتر می‌کند.

به نظر من برای رشد تئاتر در زابل، پیش از هر چیز وجود زیرساخت اهمیت دارد. لازم است یک سالن استاندارد ایجاد شود؛ این سالن حتی اگر در ابتدا خیلی بزرگ نباشد و یک سالن جمع‌وجور و کوچک در حد و اندازه معمولی باشد، اما باید استانداردهای لازم را داشته باشد تا گروه‌ها بتوانند اجراهای مختلف خود را در آن برگزار کنند.

وقتی چنین فضایی وجود داشته باشد، هم تماشاگر و هم بازیگر و کارگردان دیگر دغدغه سالن اجرا نخواهند داشت و می‌توانند تمرکز بیشتری روی تولید و اجرای اثر بگذارند.

مخاطب زابلی چطور با تئاتر و مخصوصاً کمدی ارتباط می‌گیرد؟ استقبال از اجراهای شما چگونه بود؟

«مخاطب زابلی ارتباط بسیار خوبی با شخصیت‌های نمایش برقرار کرد»

خدا را شکر مردم زابل و مخاطبانی که برای دیدن نمایش می‌آمدند، ارتباط بسیار خوبی با شخصیت‌های کار برقرار کردند. این ارتباط باعث می‌شد تماشاگران احساس صمیمیت و راحتی داشته باشند و نمایش را با لذت دنبال کنند.

همین تجربه برای ما بسیار ارزشمند بود و وقتی دیدیم مخاطب با نمایش ارتباط برقرار کرده است، انگیزه بیشتری پیدا کردیم که اجرای عمومی دیگری در یک شهر دیگر داشته باشیم. خوشبختانه در رفسنجان نیز همین تجربه تکرار شد و مخاطب توانست با فضای نمایش و شخصیت‌های آن ارتباط خوبی برقرار کند.

نهادهای فرهنگی، دانشگاه، آموزش‌وپرورش یا هنرمندان چقدر از گروه حمایت کردند؟ بزرگ‌ترین مانع چه بود؟

«در زابل و رفسنجان هیچ ارگانی از ما حمایت نکرد»

متأسفانه چه در زابل و چه در رفسنجان، هیچ حمایتی از طرف هیچ ارگانی از ما صورت نگرفت و این موضوع واقعاً جای تأسف دارد.

وقتی یک کار یا رویداد هنری قرار است روی صحنه برود، مسئولان مربوط و مسئولان فرهنگی و هنری هر ارگانی که وظیفه حمایت از فرهنگ و هنر را بر عهده دارند، باید در آن شهر و شهرستان از گروه‌های هنری حمایت کنند. اما متأسفانه چنین حمایتی از ما انجام نشد.

این موضوع جای سؤال و بحث دارد که اگر چنین ارگان‌ها و چنین سمت‌ها و مسئولیت‌هایی وجود دارد، چرا هیچ‌گونه حمایتی از گروه‌های هنری صورت نمی‌گیرد؟ این بی‌تفاوتی نسبت به گروه‌ها و فعالیت‌های هنری، این احساس را ایجاد می‌کند که فرهنگ و هنر شهر برای مسئول مربوط اهمیت چندانی ندارد.

واقعاً نمی‌دانم چه زمانی قرار است این مسائل درست شود و کسانی که مانند من در این مسیر فعالیت می‌کنند، بتوانند از یک کمک حداقلی برخوردار شوند تا بتوانند یک گروه را جمع کنند، یک کار تولید کنند و آن را به اجرا برسانند.

امیدوارم کسانی که وظیفه حمایت از اجراها و رویدادهای هنری، به‌ویژه در شهرستان‌ها را بر عهده دارند، در این زمینه اقدامات لازم را انجام دهند. مخصوصاً در شرایطی که اکنون در شهرستان رفسنجان هستیم، امیدواریم حمایت‌هایی که باید از گروه‌های تئاتری و افرادی که برای اجرای این آثار تلاش می‌کنند، صورت بگیرد؛ حتی اگر این حمایت در حداقل شکل ممکن باشد.

بچه‌هایی که به دنبال اجرای تئاتر هستند، توقع زیادی ندارند. آنها معمولاً خودشان کار را جمع می‌کنند و برای تولید اثر تلاش می‌کنند؛ فقط نیازمند یک حمایت و یک نگاه هستند تا بتوانند با انگیزه بیشتری برای به اجرا رساندن کارشان تلاش کنند. همین حمایت حداقلی می‌تواند کمک بزرگی باشد و بخشی از مشکلات آنها را در مسیر تولید و اجرای اثر برطرف کند.

 برای رشد تئاتر در زابل چه کارهایی لازم است؟ چه پیشنهادی به گروه‌های جوان و مسئولان دارید؟

«یک سالن استاندارد می‌تواند اولین قدم برای رشد تئاتر زابل باشد»

 به نظر من اولین و مهم‌ترین کاری که برای رشد تئاتر در زابل باید انجام شود، ایجاد زیرساخت مناسب است. وجود یک سالن استاندارد، حتی اگر در ابتدا کوچک و جمع‌وجور باشد، می‌تواند شرایط فعالیت گروه‌های نمایشی را تغییر دهد.

گروه‌های جوان تئاتری نیاز دارند که یک فضای مشخص برای تمرین و اجرا داشته باشند و بتوانند بدون دغدغه سالن، تمرکز خود را روی تولید اثر و ارتباط با مخاطب بگذارند. اگر چنین زیرساختی فراهم شود، قطعاً زمینه برای فعالیت بیشتر گروه‌ها و اجرای آثار متنوع‌تر نیز فراهم خواهد شد.

در کنار آن، حمایت حداقلی مسئولان فرهنگی و هنری نیز اهمیت زیادی دارد. گروه‌های جوان معمولاً با امکانات محدود و با تلاش شخصی کار خود را پیش می‌برند و اگر یک حمایت حداقلی در کنار آنها وجود داشته باشد، می‌توانند با انگیزه بیشتری به فعالیت ادامه دهند.

به نظر شما وضعیت فعلی اجراهای تئاتر در شهرستان‌ها مثل زابل، رفسنجان و شهرهای مشابه چگونه است؟ نقاط قوت و ضعف اصلی چیست؟

«گروه‌های شهرستانی بیش از هر چیز به یک نگاه حمایتی نیاز دارند»

 چیزی که ما در زابل و رفسنجان تجربه کردیم، نشان می‌دهد که گروه‌های تئاتری در شهرستان‌ها با وجود علاقه و انگیزه‌ای که برای کار دارند، همچنان با مشکلات زیرساختی و حمایتی مواجه هستند.

از یک طرف مخاطب وجود دارد و وقتی یک اثر بتواند ارتباط مناسبی با مردم برقرار کند، تماشاگر از آن استقبال می‌کند؛ همان‌طور که ما این تجربه را هم در زابل و هم در رفسنجان داشتیم. از طرف دیگر، گروه برای اجرای اثر با کمبود سالن، امکانات و حمایت مواجه است.

به نظر من گروه‌های شهرستانی بیش از هر چیز به یک نگاه حمایتی نیاز دارند؛ نگاهی که به آنها اجازه دهد با انگیزه بیشتری کار کنند و بتوانند آثارشان را روی صحنه ببرند. بچه‌هایی که وارد این مسیر می‌شوند، توقع زیادی ندارند و بخش زیادی از کار را خودشان انجام می‌دهند، اما یک حمایت حداقلی می‌تواند برای ادامه مسیر آنها بسیار مؤثر باشد.

برای دیده‌شدن یک نمایش در شهرستان، کدام روش‌های تبلیغاتی واقعاً جواب می‌دهد؟ فضای مجازی، پوستر، رادیو، دانشگاه، چهره‌ها یا دهان‌به‌دهان؟

«فضای مجازی در صورت انتشار حداکثری می‌تواند تبلیغ مؤثری باشد»

 به نظر من فضای مجازی می‌تواند بستر مناسبی برای تبلیغ یک نمایش در شهرستان باشد، به شرط اینکه انتشار محتوا در آن به شکل حداکثری انجام شود و خبرگزاری‌ها نیز در این زمینه همکاری لازم را داشته باشند.

متأسفانه خبرگزاری‌ها، به‌خصوص خبرگزاری‌های محلی که در سطح شهر فعالیت می‌کنند، در این زمینه ضعیف ظاهر شده‌اند؛ هم در زابل و هم در رفسنجان. حتی در رفسنجان که ما اکنون در حال اجرای نمایش هستیم، به غیر از یک خبرگزاری که معرفی‌ای از کار ما منتشر کرده، هیچ خبرگزاری و سایت خبری دیگری به این رویداد هنری که در سطح شهر برگزار می‌شود، توجه نکرده است.

واقعاً جای تأسف دارد که وقتی یک اثر هنری روی صحنه می‌رود، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های محلی در پوشش خبری آن اجرا و اطلاع‌رسانی درباره آن برای مردم شهر همکاری لازم را انجام نمی‌دهند. یکی از وظایف رسانه‌ها این است که مخاطبان و مردم آن شهر را از رویدادهای فرهنگی و هنری که در محل زندگی‌شان برگزار می‌شود، باخبر کنند و این موضوع می‌تواند تأثیر زیادی در دیده‌شدن یک اجرا داشته باشد.

چه محتوایی از نمایش مثل تیزر، پشت‌صحنه، مصاحبه یا کلیپ کمدی بیشتر مخاطب جذب می‌کند؟ چه اشتباه تبلیغاتی گروه‌ها را دیده‌اید؟

«تیزر می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در جذب مخاطب داشته باشد»

به نظر من تیزر می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در جذب مخاطب داشته باشد. حتی مصاحبه‌هایی که با تماشاگران انجام می‌شود نیز می‌تواند در معرفی یک نمایش مؤثر باشد.

ما برای اجرای رفسنجان نیز تیزرهایی ضبط کردیم که به نظر خودمان بسیار جالب بود. تا جایی که ما دیدیم، مخاطبان این تیزرها را مشاهده می‌کردند، از آنها تعریف می‌کردند و می‌گفتند که تیزرها بامزه و جالب توجه هستند.

به همین دلیل فکر می‌کنم چنین روش‌های تبلیغاتی، به‌خصوص برای یک نمایش کمدی، می‌تواند در جلب توجه مخاطب و ایجاد انگیزه برای دیدن اجرا مؤثر باشد.

در نهایت، لازم می‌دانم تشکر ویژه‌ای هم از امین آقای کردبچه چنگی داشته باشم که واقعاً مانند یک برادر بزرگ‌تر پیگیر ما بودند. هر زمان و هر جا که قرار بود برای اجرا برویم، پیگیری کردند و تا جایی که توانستند، دغدغه‌ها، مشکلات و سختی‌هایی را که برای ما و گروه‌های مشابه وجود دارد، به تصویر کشیدند تا شاید روزی بتوانیم روزنه امیدی ببینیم و دیگر با این مشکلات مواجه نباشیم. از ایشان بسیار تشکر می‌کنم و امیدوارم هر جا هستند، سلامت و موفق باشند.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار