در گفتوگو با پانا مطرح شد
از کتابخانه شخصی تا یک گنجینه آنلاین همگانی/ راهاندازی «کتابخانه تخصصی سینمایی» برای دسترسی آسانتر به منابع
پیمان شوقی، منتقد و پژوهشگر سینما، با اشاره به دشواری دسترسی دانشجویان و پژوهشگران به کتابها و نشریات قدیمی سینمایی، از راهاندازی «کتابخانه تخصصی سینمایی» در تلگرام خبر داد.
دسترسی به منابع تخصصی سینما، بهویژه کتابها و نشریات قدیمی، برای بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران آسان نیست؛ منابعی که گاه سالهاست تجدید چاپ نشدهاند و یافتن نسخهای از آنها به جستوجویی دشوار تبدیل شده است. «کتابخانه تخصصی سینمایی» در تلگرام با همین دغدغه شکل گرفته؛ مجموعهای که دسترسی و استفاده از منابع آن کاملاً رایگان است و تلاش میکند بخشی از منابع کمتر در دسترس سینمایی را در اختیار علاقهمندان قرار دهد.
در همین راستا، با پیمان شوقی، مدیر این کانال، منتقد و پژوهشگر سینما، درباره ایده شکلگیری این کتابخانه، ضرورت دسترسی آزاد به منابع و دغدغههای او در گردآوری این مجموعه گفتوگو کردهایم.
شوقی درباره ایده راهاندازی «کتابخانه تخصصی سینمایی» در تلگرام گفت: «این ایده از یک دغدغه شخصی شکل گرفت؛ چراکه در حوزه نقد و پژوهش سینما، دسترسی به منابع تخصصی همواره برایم اهمیت داشته است. کتابخانه شخصی من بیش از هزار جلد کتاب و مجموعهای از نشریات قدیمی دارد، اما محدودیت فضا باعث شده بخشی از آنها در کارتن نگهداری شوند و دسترسی به برخی منابع برای دوستان، همکاران و دانشجویان دشوار باشد.»
وی افزود: «تعداد کتابخانههای تخصصی هنر و سینما، بهویژه در شهرستانها، محدود است و همین مسئله دسترسی پژوهشگران و دانشجویان به منابع را دشوارتر میکند. خودم همبرای یافتن کتابها و نشریات قدیمی بارها از تلگرام استفاده کردهام و همین تجربه باعث شد به فکر گردآوری منسجم این منابع در یک مجموعه تخصصی بیفتم.»
شوقی درباره رعایت حقوق پدیدآورندگان گفت: «کپیرایت از ابتدا برای من اهمیت داشته و هرجا امکان دسترسی به پدیدآورنده وجود داشته، برای قرار دادن اثر در مجموعه تلاش کردهام اجازه بگیرم. بخشی از منابع همآثاری هستند که با سرمایه عمومی منتشر شده، سالها از چاپشان گذشته و دیگر تجدید چاپ نشدهاند. اگر صاحب اثری نسبت به حضور آن در مجموعه رضایت نداشته باشد، میتواند اطلاع دهد تا اثر حذف شود.»
این پژوهشگر ادامه داد: «هدف من تولید یا بازنشر این نسخهها نبوده، بلکه گردآوری منابعی است که پیش از این همدر فضای مجازی وجود داشتهاند و ایجاد محلی منسجم برای دسترسی آسانتر به آنهاست. تفاوت این کتابخانه با کتابخانههای معمولی همدر دسترسی آنلاین و بدون محدودیت جغرافیایی است. برای دسترسی سادهتر کاربران، از هشتگها، دستهبندی موضوعی و قابلیت جستوجوی کانال استفاده کردهام تا دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان بتوانند منابع را بر اساس نام کتاب، پدیدآورنده یا موضوع سریعتر پیدا کنند.»
این منتقد سینما درباره دسترسی موضوعی به منابع گفت: «در پیام پینشده کانال، دستهبندیهای مختلفی برای موضوعات در نظر گرفته شده و مخاطبان میتوانند با استفاده از هشتگها، منابع مرتبط را پیدا کنند. این دستهبندی بر اساس امکانات و دانش فعلی من شکل گرفته و از پیشنهادهایی برای دقیقتر و بهروزتر شدن آن استقبال میکنم.»
شوقی درباره جایگاه سینمای مستند در کتابخانه تخصصی خود گفت: «در حوزه سینمای مستند و بهویژه ادبیات نوشتاری آن، با فقر جدی مواجهیم. به همین دلیل، کتابها و منابع دیجیتالی مربوط به پیش از سال ۱۴۰۰ را که در فضای مجازی در دسترس بوده و امکان جمعآوری آنها وجود داشته، در کتابخانه قرار دادهام.»
وی افزود: «کتابهای منتشرشده از سال ۱۴۰۰ به بعد و آثاری که همچنان تجدید چاپ میشوند، در این مجموعه قرار نگرفتهاند؛ چراکه هدف کتابخانه جایگزین کردن بازار نشر نیست، بلکه آسانتر کردن دسترسی به منابع قدیمی و آثاری است که یافتن نسخه آنها دشوار شده است.»
شوقی ادامه داد: «در سالهای اخیر، ناشران تخصصی سینمایی از جمله انتشارات انجمن سینمای جوانان ایران و نشر ساقی، انتشارات مرکز گسترش و انتشارات بنیاد سینمایی فارابی تلاشهای خوبی برای انتشار منابع مرتبط با سینمای مستند داشتهاند. چاپهای دوم و سوم برخی از این کتابها همنشاندهنده استقبال از ادبیات تخصصی سینمای مستند است؛ با این حال، همچنان از نظر تعداد منابع با کمبود مواجهیم.»
این منتقد درباره مستندهای سالهای اخیر گفت: «حوزه اصلی فعالیت من سینمای داستانی، بهویژه روایتهای متعارف و کلاسیک است و به همین دلیل مستندهای کمتری میبینم؛ بنابراین نمیتوانم درباره همه تولیدات این حوزه اظهارنظر کنم. با این حال، به نظرم بسیاری از مستندهای ایرانی استانداردهای یک «مستند سینمایی» را ندارند و بیشتر در قالب مستندهای تلویزیونی ساخته شدهاند.»
وی ادامه داد: «این در حالیست که در مستندهای کلاسیک ایرانی نظیر«باد صبا»، «نیشدارو»، «خانه سیاه است»، «دریای پارس»، «تهران پایتخت ایران»، و... با میزانسنهای دقیق و گاه میلیمتری مواجهیم که سرشار از جزئیات دیداری و شنیداری هستند و لذت تماشایشان روی پرده بزرگ هرگز قابل مقایسه با مستندهای مصاحبه محور نیست.»
این پژوهشگر افزود: «در میان مستندهایی که دیدهام، «بیسر و سیمین» ساخته جواد میرهاشمی درباره سیمین بهبهانی، «ایساتیس» به کارگردانی علیرضا دهقان و «بانو قدس ایران» ساخته مصطفی رزاق کریمی، «ورس» ساخته جواد وطنی، «رادیو گرافی یک خانواده» ساخته فیروزه خسروانی و «در جستجوی فریده» به کارگردانی آزاده موسوی و کوروش عطائی از آثاری هستند که بیش از همه در ذهنم ماندهاند و به نظرم ظرفیت تماشای جدی روی پرده بزرگ و قابلیت قرار گرفتن در استانداردهای مستند سینمایی را دارند.»
شوقی در پایان تأکید کرد: «این فهرست به معنای نبود آثار دیگری در این زمینه نیست و ممکن است فیلمهایی وجود داشته باشند که من ندیدهام؛ این انتخاب صرفاً بر اساس آثاری است که خودم دیدهام و تجربه تماشای آنها در ذهنم باقی مانده است.»
ارسال دیدگاه