در گفتوگو با پانا:
مهیار مجیب: برای فاصله گرفتن از تصویر مجری کودک، «سرخدار» را پذیرفتم
تهران (پانا) - مهیار مجیب، بازیگر سریال «سرخدار»، حضور در این مجموعه را فرصتی برای تجربه نقشی جدی پس از سالها فعالیت در حوزه کودک دانست و گفت تعلقش به خطه شمال و دغدغه حفاظت از جنگلها، انگیزه او را برای همراهی با این پروژه دوچندان کرده است.
مهیار مجیب، بازیگر سریال سرخدار که این شبها از شبکه یک پخش میشود در گفتوگو با پانا درباره نخستین مواجهه خود با فیلمنامه سریال «سرخدار» اظهار کرد: حدود ۱۰ سال بهعنوان مجری برنامه کودک در شبکه تهران فعالیت داشتم و تصویری که مخاطبان از من میشناختند، بیشتر به همان فضا مربوط بود. به همین دلیل، تجربه یک نقش جدی برایم جذابیت زیادی داشت.
وی ادامه داد: احساس کردم «سرخدار» فرصت مناسبی است تا بتوانم وجه دیگری از تواناییهایم را نشان دهم و در حد توان، بخشی از مسائل و اتفاقات روز جامعه را نیز در اجرای شخصیت منعکس کنم. پس از گفتوگو با مسعود فرخنده، کار روی نقش را آغاز کردیم و خوشبختانه از نخستین روزهای فیلمبرداری، روند مناسبی شکل گرفت.
این بازیگر درباره موضوع محیطزیستی سریال بیان کرد: حفاظت از محیطزیست و جنگل همیشه یکی از دغدغههای شخصی من بوده است. خودم اهل رشت هستم و در نزدیکی جنگل بزرگ شدهام؛ به همین دلیل، ارتباط عاطفی عمیقی با طبیعت شمال دارم.
مجیب افزود: وقتی میبینم بخشی از جنگلها از بین میرود و جای درختان را ویلاها و ساختمانهای متعدد میگیرند، واقعاً احساس بدی پیدا میکنم. به اعتقاد من، هرچقدر هم این ساختمانها زیبا باشند، جای جنگل را نمیگیرند و نمیتوانند ارزشی همتراز با طبیعت داشته باشند.
وی با تأکید بر اینکه با علاقه قلبی وارد پروژه شده است، گفت: پرداختن به قاچاق چوب، زمینخواری و تخریب جنگلها از موضوعاتی است که کمتر در آثار نمایشی دیدهایم. من واقعاً با تمام وجود به این مسئله اعتقاد داشتم و از اینکه در مجموعهای با چنین مضمونی حضور پیدا کردم، خوشحال بودم.
بازیگر سریال «سرخدار» درباره شرایط فیلمبرداری در طبیعت شمال توضیح داد: بخش زیادی از صحنههای من در عمق جنگل نبود، اما بهعنوان فردی که در رشت بزرگ شدهام، با آبوهوای متغیر و بارندگیهای شمال کاملاً آشنایی داشتم. در رشت تقریباً در تمام ماههای سال امکان بارندگی وجود دارد و شرایط جوی همیشه پایدار نیست.
مجیب ادامه داد: زمان فیلمبرداری نیز هوا سرد بود و بخشی از کار در زمستان انجام میشد. بارندگی و سرمای هوا طبیعتاً دشواریهایی برای گروه ایجاد میکرد، اما چون اعضای گروه با علاقه کار میکردند، این شرایط چندان آزاردهنده نبود. حتی در بسیاری از مواقع، از حضور در آن فضا و طبیعت انرژی میگرفتیم.
وی درباره شخصیت خود در این مجموعه عنوان کرد: «بیگی» شخصیتی بیش از اندازه پیچیده نیست. او در اداره آگاهی فعالیت میکند و بهطور طبیعی با جرم، جنایت و پروندههای مختلف سروکار دارد. این شخصیت چارچوب و مختصات مشخصی داشت و هنگام رسیدن به نقش، با مشکل جدی یا اختلافنظر خاصی روبهرو نشدم.
این بازیگر افزود: آقای فرخنده از من خواستند در کنار جدیت شخصیت، رگهای از طنز نیز به او اضافه کنم. تلاش کردم بدون اینکه فضای پلیسی و جدی نقش آسیب ببیند، لحظاتی از طنز را در رفتارش ایجاد کنم. اینکه تا چه اندازه در این زمینه موفق بودهام، به قضاوت مردم و مخاطبان بستگی دارد.
مجیب درباره همکاری با مسعود فرخنده که همزمان تهیهکنندگی و کارگردانی مجموعه را برعهده داشته است، گفت: من در جریان تولید، ایشان را بیشتر در جایگاه کارگردان میدیدم. بخش اجرایی و سختافزاری پروژه به مدیران تولید سپرده شده بود و آقای فرخنده روی جنبه هنری کار و هدایت بازیگران تمرکز داشتند.
وی ادامه داد: در طول فیلمبرداری، ارتباط ما بیشتر درباره شخصیت، سکانسها و مسائل هنری بود و پس از پایان کار روزانه نیز گاهی درباره روند تولید گفتوگو میکردیم. از این جهت، همزمانی مسئولیت تهیهکنندگی و کارگردانی تأثیر منفی محسوسی بر ارتباط ما نداشت.
این بازیگر در پاسخ به پرسشی درباره سختترین سکانس خود در «سرخدار» اظهار کرد: برای من سکانسی وجود نداشت که به معنای واقعی دشوار یا آزاردهنده باشد؛ زیرا از بازیگری و حضور در مقابل دوربین لذت میبرم و حتی سختیهای فیلمبرداری نیز برایم جذاب است.
مجیب افزود: وقتی کارگردان اعلام میکند که باید یک صحنه دوباره ضبط شود، ناراحت نمیشوم؛ بلکه تلاش میکنم در برداشت بعدی با انرژی بیشتر و نگاه تازهتری شخصیت را ارائه کنم. تکرار صحنه برای من فرصتی است تا اجرای دقیقتری داشته باشم.
بازیگر نقش بیگی ادامه داد: شخصیت من یک نقش مکمل است و بیش از آنکه قرار باشد بهتنهایی در ذهن مخاطب ماندگار شود، در خدمت پیشبرد قصه قرار دارد. با این حال، در بخشی از داستان که گره مهمی شکل میگیرد، بیگی وارد ماجرا میشود و نقش مؤثری ایفا میکند.
مجیب در پایان خاطرنشان کرد: نمیخواهم ماجرای آن بخش را لو بدهم، اما تصور میکنم اتفاقی که با ورود این شخصیت رخ میدهد، برای مخاطب جذاب خواهد بود و میتواند یکی از لحظات بهیادماندنی داستان باشد.
ارسال دیدگاه