قربانی وارد میدان معامله می‌شود؛ روایت دختری که از تحقیر به طغیان رسید

تهران (پانا) - در همین خیابان‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم کودکانی زندگی می‌کنند که سهمی از آرامش و بی‌خیالی سن‌وسال خود ندارند. بچه‌هایی که خیلی زودتر از موعد وارد جهانی خشن شده‌اند.

کد مطلب: ۱۶۹۹۹۶۴
لینک کوتاه کپی شد
قربانی وارد میدان معامله می‌شود؛  روایت دختری که از تحقیر به طغیان رسید

جهانی که در آن یا وسیله‌ هستند، یا قربانی، یا معامله‌ای برای پر کردن جیب دیگران. بعضی از آنها فروخته می‌شوند، بعضی به کارهای اجباری کشیده می‌شوند و بعضی دیگر آن‌قدر تحقیر و سرکوب را تجربه می‌کنند که دیگر چیزی از معصومیت کودکانه در وجودشسریال بدنامان باقی نمی‌ماند. این درد سال‌هاست سوژه فیلم‌ها و سریال‌های مختلف شده است. آثاری که هر کدام تلاش کرده‌اند گوشه‌ای از این واقعیت تلخ را نشان دهند گرچه همیشه عده‌ای چنین روایت‌هایی را سیاه‌نمایی دانسته‌اند و گروهی دیگر ترجیح داده‌اند اصلاً درباره این معضل حرفی زده نشود.

 

سریال «بدنام» نیز سراغ همین فضای تلخ رفته و زندگی دختری را روایت می‌کند که در کودکی فروخته شده است. او سال‌ها بعد توانسته ظاهر زندگی‌اش را تغییر دهد و خودش را از آن محیط جدا کند اما گذشته مثل سایه‌ای سنگین همراهش مانده است. زخمی کهنه که هر بار از نقطه‌ای تازه سر باز می‌کند و اجازه نمی‌دهد او طعم آسودگی را تجربه کند. این شخصیت حالا به زنی تبدیل شده که دیگر نمی‌خواهد قربانی باشد. او تصمیم گرفته قواعد بازی را یاد بگیرد و در میدان قدرت سهم خودش را بردارد.

سریال بدنام

«بدنام» در قسمت ششم روایتگر زنی است که زمانی دیگران بر سرش شرط می‌بستند و حالا خودش وارد معامله شده و تلاش می‌کند مهره‌ای تأثیرگذار باشد. او میان رقابت حاج ابراهیم و عماد فقط تماشاگر نیست، نقشه دارد، حساب می‌کند و می‌خواهد نتیجه این کشمکش به سود او تمام شود. همین مسئله باعث شده شخصیتش نسبت به قسمت‌های ابتدایی پیچیده‌تر و حتی خطرناک‌تر به نظر برسد.

در قسمت ششم می‌بینیم که او شرط حاج ابراهیم را قبول می‌کند و به دفترش می‌رود تا معامله میان او و عماد را پیش ببرد. در مقابل به دنبال سهم خودش است، سهمی که اسماعیل و ماجرای املاک بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد. او به‌خوبی می‌داند عماد از چه نقطه‌ای ضربه می‌خورد و سعی می‌کند همان نقطه را تبدیل به ابزار فشار کند.

 پایان قسمت ششم کنجکاوی ایجاد می‌کند، اینکه آیا شروط او پذیرفته می‌شود؟ آیا می‌تواند هم حاج ابراهیم را راضی نگه دارد و هم اسماعیل را کنار خودش داشته باشد؟ یا دوباره وارد بازی‌ای شده که آخرش فقط شکست و تحقیر است؟

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار