*فاطمه آبروش
از مینابِ سوخته تا روایتگرانِ فردا
تهران (پانا) - روز دختر، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ روایتی است از ایستادگی، رویا و صدایی که حتی زیر آوار هم خاموش نمیشود. از حیاطهای خاکی روستاها تا کلاسهای نیمهویران، دخترانی هستند که آینده را مینویسند؛ حتی اگر تاریخ، گاهی بیرحمانه ورق بخورد.
ولادت حضرت معصومه(س)، برای ما فقط یک جشن نیست؛ یادآور شأن و جایگاه دختری است که علم، کرامت و حضور اجتماعی را در هم آمیخت و الگویی شد برای تمام دخترانی که میخواهند «بودن» را معنا کنند.
امروز، در روز دختر، وقتی از دختران سرزمینمان حرف میزنیم، فقط از لبخندها و موفقیتها نمیگوییم؛ از مسیرهای سخت، از محدودیتها، از صداهایی که گاهی شنیده نمیشوند اما همچنان ادامه دارند.
در گوشهای از این سرزمین، در میناب، مدرسهای بود که باید محل خنده و بازی و یادگیری میبود؛ اما تبدیل شد به روایتی تلخ از خشونت و بیعدالتی. کودکانی که دفترهایشان هنوز بوی نو میداد، زیر آوار ماندند؛ دخترانی که شاید قرار بود فردا خبرنگار شوند، معلم شوند، یا فقط زندگی کنند…
میناب، فقط یک جغرافیا نیست؛ زخمی است بر حافظه جمعی ما. زخمی که یادمان میآورد «دختر بودن» در این روزگار، گاهی یعنی جنگیدن برای سادهترین حقها؛ برای زنده ماندن، برای درس خواندن، برای شنیده شدن.
اما روایت اینجا تمام نمیشود.
در همان سرزمین، در همان روزها، دخترانی هستند که ایستادهاند.
دخترانی که با کمترین امکانات، بیشترین رویاها را میسازند.
دختران پانایی…
از روستاهای ناشناخته تا کلانشهرها، با دستهای خودشان لوگو میسازند، میکروفونهای ساده اما پرمعنا درست میکنند، میروند، میبینند، میپرسند و روایت میکنند.
آنها نشان دادهاند که «استقلال» سن نمیشناسد، «جرئت» جنسیت نمیشناسد و «حرفهای بودن» از دل علاقه و تلاش بیرون میآید، نه از امکانات.
در روزهایی که صدای موشک، خواب خیلی از کودکان این سرزمین را آشفته کرد، همین دختران بودند که یاد گرفتند چگونه از دل ترس، روایت بسازند.
دخترانی که شاید خودشان آسیب دیدهاند جسمی یا روحی اما هنوز میخواهند صدای دیگران باشند.
روز دختر، برای این نسل، فقط گل و تبریک نیست؛
یک تعهد است.
تعهد به ساختن آیندهای که در آن، هیچ مدرسهای آوار نشود، هیچ دختری از ترس صدای انفجار نلرزد و هیچ رویایی نیمهتمام نماند.
و ما، در خانواده بزرگ پانا، به همه دخترانمان افتخار میکنیم؛
به آنهایی که در دورترین روستاها، با کمترین امکانات، بزرگترین کارها را میکنند؛
به آنهایی که هنوز دانشآموزند اما آینده رسانه این کشور را میسازند.
شاید برخی از دختران میناب، دیگر میان ما نباشند؛ اما روایتشان زنده است…
در صدای هر دختر خبرنگار پانایی که امروز مینویسد، میپرسد و حقیقت را ثبت میکند.
دختران این سرزمین، فقط «امید آینده» نیستند؛ آنها، همین امروز، روایتگران زندگیاند…و پانا، روایتگر صدای آنهاست.
ارسال دیدگاه