در گفتوگو با پانا:
روایت یک مهاجرت ناخواسته؛ «پاخونه» از دل روستاهای درگیر جنگ
در دل بحران، همدلی مردم الهامبخش ساخت این اثر شد/جنگ در پسزمینه زندگی؛ تجربهای متفاوت در «سرو، سپید، سرخ»
تهران (پانا) - رضا کشاورز کارگردان یکی از اپیزودهای مجموعه «سرو، سپید، سرخ» با اشاره به زاویه نگاه متفاوت اثر خود گفت در این قسمت تلاش شده است روایت زندگی مردم که خارج از فضای مستقیم جنگ هستند و تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند و واکنشهای آنها بررسی شود.»
رضا کشاورز، کارگردان اپیزود «پاخونه» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» در گفتوگو با پانا درباره جزئیات اثر خود گفت: «در مقطعی که در خانه بودم، برایم این موضوع جالب شد که برخی از مردم از شهرهایی مانند تهران و کرج به مناطق دیگر و بهویژه شهرستانها و روستاها میرفتند و این جابهجاییها پرسشهایی را برای من ایجاد کرد.»
وی ادامه داد: «بخش زیادی از فضای جنگ در تهران و تا حدی کرج جریان داشت و همین موضوع باعث شد روایتهای متعددی از دل این فضا شکل بگیرد، اما برای من این سؤال مهم بود که سرنوشت افرادی که از این شهرها خارج میشوند چه میشود و در مواجهه با شرایط جدید چه اتفاقاتی را تجربه میکنند.»
کشاورز افزود: «بر همین اساس، قصه خود را به فضای روستاها بردم تا ببینم اگر یک خانواده روستایی با چنین شرایطی روبهرو شود، چه واکنشی خواهد داشت؛ چراکه در برخی مناطق روستایی نیز بهنوعی این مواجهه با جنگ وجود داشت، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم.»
وی با اشاره به نام اپیزود خود گفت: «این قسمت با عنوان «پا خونه» ساخته شده و تمرکز آن بر نحوه مواجهه مردم روستا با افرادی است که از تهران، که به نوعی به شهری جنگزده تبدیل شده بود، به این مناطق آمدهاند.»
این کارگردان درباره ویژگیهای متمایز این اپیزود توضیح داد: «اثر من ارتباط مستقیم و خطی با صحنههای جنگ ندارد، اما جنگ بهطور غیرمستقیم بر زندگی شخصیتها تأثیر میگذارد و آنها را در ابتدا با چالشهایی مواجه میکند که در ادامه همین چالشها به نوعی به یک فرصت یا برکت تبدیل میشود.»
وی درباره میزان واقعگرایی داستان تصریح کرد: «این قصه بهطور مستقیم بر اساس یک روایت واقعی شکل نگرفته، اما میدانیم که چنین مواجهههایی در نقاط مختلف کشور، از جمله تهران و دیگر شهرها، رخ داده و مردم با این شرایط روبهرو بودهاند.»
کشاورز با اشاره به چرایی فعالیت در این شرایط گفت: «به اعتقاد من، در زمان وقوع چنین بحرانهایی، هر فردی که به کشور خود تعلق خاطر دارد باید به اندازه توان خود نقشآفرینی کند؛ یکی در حوزه کسبوکار، دیگری در حرفههای فنی و ما نیز بهعنوان فیلمساز، وظیفه خود دانستیم از طریق ساخت اثر هنری به این فضا پاسخ دهیم.»
وی ادامه داد: «در آن مقطع که بسیاری از مردم بیشتر در خانه حضور داشتند و توجهشان به تلویزیون جلب شده بود، احساس کردیم بهترین زمان برای تولید چنین آثاری است و خوشبختانه این فرصت فراهم شد و با یک تیم همدل کار را پیش بردیم.»
این کارگردان درباره تجربه شخصی خود از تولید این اثر گفت: «یکی از نکات بسیار ارزشمند برای من، حس همدلی بود که از همان مراحل اولیه شکل گرفت؛ از جلسات ایدهپردازی گرفته تا مراحل تولید، این همراهی و همدلی میان اعضای گروه کاملاً محسوس بود.»
وی افزود: «در روزهایی که حتی در تهران صدای انفجارها شنیده میشد، ما در کنار هم جمع میشدیم و بدون توجه به شرایط، تلاش میکردیم ایدهها را به نتیجه برسانیم و هر کسی سعی میکرد سهم خود را در پیشبرد کار ایفا کند.»
کشاورز تصریح کرد: «این همدلی باعث میشد انرژی مضاعفی در گروه شکل بگیرد و انگیزه ما برای ادامه کار بیشتر شود، بهگونهای که این تجربه برای خود ما نیز به نوعی زیسته و ملموس بود.»
وی ادامه داد: «مراحل پیشتولید و تولید این اثر در شهر مشهد انجام شد و تیمی که در آنجا همراه ما بود، با دغدغه و انگیزه بالا در این پروژه حضور داشتند و حتی در شرایطی که محدودیتهایی مانند پرواز وجود داشت، برخی از عوامل از تهران به مشهد آمدند تا در این کار مشارکت داشته باشند.»
این کارگردان در پایان اظهار کرد: «این تجربه برای من بسیار ارزشمند بود و امیدوارم این اثر بتواند مورد توجه مخاطبان قرار گیرد و تأثیرگذار باشد.»
ارسال دیدگاه