هومن ظریف*

از اصفهان تا لبنان، جانم فدای ایران ؛ به بهانه سالمرگ شیخ بهایی

تهران (پانا) - نیازی نیست که درباره جایگاه آرایش نظامی لبنان در کنار ایران در بحبوحه جنگ رمضان سخنی بگویم.

کد مطلب: ۱۶۸۱۲۰۸
لینک کوتاه کپی شد
از اصفهان تا لبنان، جانم فدای ایران ؛ به بهانه سالمرگ شیخ بهایی

مطلب به بهانه ۱۲ شوال، درگذشت شیخ بهایی است که در تاریخ ۹۵۳ ه.ق در بعلبک، ولادت یافت و در دوازدهم شوال ۱۰۳۰ در اصفهان درگذشت و در مشهدالرضا(ع) مدفون شد.

عابدی، در کوه لبنان بد مقیم

در بن غاری، چو اصحاب الرقیم

بهر نانی، دوست را بگذاشتی

کرده‌ای با دشمن او آشتی

دو بیت فوق از اشعار شیخ بهایی است که همانند بسیاری از دانشمندان ایرانی، از دیرباز آغشته فرهنگ لبنان و ایران بودند. و حکایت به نانی، پشت کردن به دوست و آشتی کردن با دشمن، حکایت امروز روز ماست!

به قول سخنگوی وزارت امور خارجه جناب بقایی در نخستین کنفرانس مطبوعاتی در جنگ رمضان، عداوت دشمنان با ایران، حرف امروز و دیروز نیست و قرنهاست، این مرز پرگهر به واسطه گوهرهای مادی و معنوی، مورد توجه رقبای منطقه‌ای و جهانی است.

 کوتاه سخن که؛ حکیم، فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب، مورخ و دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری که در دانش های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، در طول زندگی خود حدود ۹۵ کتاب و رساله در حوزه های سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه و... به رشته تحریر درآورده است. او پرورش یافته لبنان است. متولد بعلبک یا هلیوپولیس لبنان.

در طول تاریخ، لبنان دانشگاهی از معارف برای ایرانیان بوده. حتی تا همین صد سال پیش، دو نام از مفاخر علم و ادب ایران، با لبنان گره خورده: دکتر حسابی و جمالزاده پدر رمان نویسی، که هر دو در کانون علمی دانشگاه بیروت که روزگاری از دانشگاه الازهر مصر بالاتر بود، پرورش یافته‌اند.

رجوع به کتاب‌های مرجعی چون حبیب السیر و لغات تاریخیه و جغرافیه و معجم البلدان و ابن بطوطه و نزهةالقلوب و جوالیقی و قاموس کتاب مقدس، سفرنامه ناصرخسرو، اشعار میبدی و خاقانی و روایتهای شیخ خرقانی و گلستان سعدی، ما را با واقعیت و جایگاه مهم لبنان برای ایران آشناتر می کند. 

بله می دانم، شعارهایی در چند سال اخیر داده‌اند علیه پیوند این دو، اما بگذارید، به غلط هم شده، تاریخ بخوانیم.

قبل از اینکه درباره شیخ بهایی و دیگر کسانی که برکت لبنان برای ایران بودند، حرف بزنم، یک پرسش را مطرح می کنم.

به نظر شما، پس از ربایش امام موسی صدر توسط حکومت لیبی و شخص معمر قذافی، چه شخصیتی پیگیری فقدان امام موسی صدر را داد؟!  سرتان را درد نمی آورم، پهلوی دوم، محمدرضا شاه بود! چرا؟! عرض کردم که؛ رابطه ایران باستان تا امروز با لبنان با همین چند روایت خلاصه نمی شود.

کوه لبنان (Mount Lebanon): بخشی از رشته کوه‌هایی است که در امتداد ساحل شرقی دریای مدیترانه در کشور لبنان قرار دارد. این رشته کوه‌ها اغلب به عنوان “سلسله جبال لبنان” شناخته می‌شوند.

بلندی‌های جولان (Golan Heights): منطقه‌ای است در جنوب غربی سوریه که بخش‌هایی از آن توسط اسرائیل اشغال شده است. این منطقه در جنوب کوه لبنان قرار دارد، اما بخشی از آن محسوب نمی‌شود و تفاوت‌های جغرافیایی و سیاسی مشخصی دارد.

ولی هر دو در اشعار شعرای بزرگ ما مورد توجه هستند به میزبانی بزرگان و دانشمندان علم و دین.

حتی ناصرخسرو مشخصات دقیقی از این منطقه ارائه کرده.

  «عبدالوهاب شهیدی» ،خواننده و نوازندهٔ  موسیقی ایرانی، در ماجرای ساخت مستند « شهیدی،عود، آواز» به نگارنده می گفت، پدرم چون از شجره  اجدادم در جبل عامل لبنان به میمه  اصفهان  آمده بود، نظرات شادی درباره صدای قمرالملوک وزیری و موسیقی داشت و حتی معتقد بود، برای خوانش درست و متناسب معانی و بیان قرآن، باید دستگاه‌های موسیقی و ردیف  کلاسیک موسیقی عربی و ایرانی را فرا گرفت.

طبیعتاً ، شهیدی ،۴۰۰ سال بعد از شیخ بهایی می‌زیسته و هیچ ارتباط تاریخی با او نمی‌توانسته داشته باشد، اما چرا پدر او که مجتهد زمانش بود، خصوصیات مشترکی با شیخ بهایی داشت؟! هم ریاضیدان بود و هم کانی شناس و هم فقیه؟! و اهل اجتهاد در علوم روز؟

شیخ بهایی و بسیاری از علمای قرن دهم، به خاطر فشار سیاسی عثمانی، به پایتخت شاه عباس کبیر، یعنی اصفهان آمده‌اند و بر اساس تحقیقات نگارنده، همزمان با مهاجرت شیخ بهایی از لبنان به ایران، یکی از استادان پدر ایشان، یعنی شهید ثانی هم توسط حکومت عثمانی کشته و به دریا انداخته شد.

 شهید ثانی از فقها و عالمان بزرگ شیعه در قرن دهم هجری و اهل جبل عامل لبنان بوده است و به عنوان یک شخصیت مذهبی با نفوذ در دوره‌ی خود شناخته می‌شود.

نکته جالبتر از میراث تنها همین شیخ بهایی برای تاریخ ایران؛ فقط چند شاگرد او را نام می بریم:

ملاصدرا شیرازی،  فیض کاشانی، فیاض لاهیجی، نظام الدین بن حسین ساوجی، رفیع الدین طباطبایی نایینی،  محمد تقی مجلسی، پدر علامه مجلسی، حسام الدین جزائری، محقق سبزواری، عزالدین فرهانی مشهور به علینقی کمره ای...

، دانشمندان و شخصیت‌های مهم متولد یا اهل لبنان (جبل عامل) که در ایران اثرگذار شدند

غیر از شیخ بهایی (بهاءالدین عاملی) که معمار مسجد شاه و نقشهٔ اصفهان بود و مبتکر حمام با گرمادهی یک شمع و قضیه رزنانس در منارجنبان، 

دیگری  شهید اول (محمد بن مکی عاملی)بود که یکی از پایه‌گذاران فقه شیعه بود.

و همین شهید ثانی جد بزرگوار عبدالوهاب شهیدی 

صاحب کتاب «شرح لمعه» که این کتاب، قرن‌ها در ایران کتاب درسی حوزه‌های علمیه بوده است.

همچنین محسن فیض کاشانی (فیض کاشانیِ پدر)

بسیاری نمی‌دانند اما اصل خاندان فیض از جبل عامل بود و در دوره‌های پیشین به ایران مهاجرت کرده بودند.

و‌دیگر، شیخ حرّ عاملی مولف  کتاب«وسائل‌الشیعه»

 که در زمان صفویه او را به ایران دعوت شد و سال‌ها در مشهد ساکن بود.

و از همه ملموس‌تر در عرصه مدیریت شهری، محقق کرکی (علی بن حسین عبدالعالی عاملی)، متولد: کرک ناحیهٔ جبل عامل که معمار رسمی نظام فقه شیعه در دورهٔ شاه طهماسب

یکی از اثرگذارترین علمای مهاجر به ایران به او می‌گفتند «صاحب‌السلطنه» (بالاتر از وزیر).

حالا چرا این تعداد عالم از لبنان به ایران آمدند؟

چون در دورهٔ صفویه ایران نیاز به سامان‌دهی فقه شیعه و تربیت علما داشت. جبل عامل مرکز مهم دانش شیعی بود.

پادشاهان صفوی این بزرگان را دعوت کردند، به آن‌ها مناصب علمی دادند، و بسیاری از آن‌ها به ایران مهاجرت و تابعیت ایران را پذیرفتند.

معماری مسجد شاه، تقسیم آب زاینده‌رود، منارجنبان و نقشهٔ اصفهان همه به کنار، اثر جالب «موش و‌گربه» او اگرچه نگاه نویی به آثار سمبولیک موش و گربه در تمدن‌های گذشته بود اما یکی از مهم‌ترین آثار مکتوب مانند اثر عبید زاکانی بود برای انیمیشن « تام و جری». چرا که غرب، همواره از داستان های هزار و یک شب ( به قول شادروان بیضایی هزار افسانه) بهره می برد و ما هم همچنان در غفلت شناخت نخستین انیمیشن جهان بر سفال های شهر سوخته!

سخن به بهانه سالگرد درگذشت شیخ بهایی و اهمیت لبنان برای ایران بود و بگذریم از خانواده امام موسی صدر، بگذریم از ایرج میرزا، دکتر محمد مصدق، سید حسن تقی زاده، پرویز یعقوبی، دکتر موسی غنی نژاد و رسول صدر عاملی فیلمساز تأثیرگذار و همکار روزنامه نگار ما در روزنامه اطلاعات و جناب فیروزان که با ابتکار کتابفروشی‌های شهر کتاب، به رغم کاهش سرانه مطالعه، پرچم مطالعه را در بخش خصوصی بالا نگه داشت. حسن ختام، شعری از شیخ بهایی در این روزها و شب‌ها که به وطن می اندیشیم:

گنج علم «ما ظهر مع ما بطن»

گفت: از ایمان بود حب الوطن

این وطن، مصر و عراق و شام نیست

این وطن، شهریست کان را نام نیست

آنقدر در شهر تن ماندی اسیر

کان وطن، یکباره رفتت از ضمیر

رو بتاب از جسم و، جان را شاد کن!

موطن اصلی خود را یاد کن!

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار