در گفتوگو با پانا:
فیلم «خواب» از دل یک تجربه شخصی متولد شد
تهران (پانا) - مانی مقدم، کارگردان فیلم «خواب»، با اشاره به تجربه شخصیاش که جرقه ساخت این اثر را زد، گفت این فیلم حاصل سه سال درگیری ذهنی با مفهوم دوگانگی، فاصله گرفتن از آرزوها و زیستن در جامعهای است که هرچه جلوتر میرود، بیشتر به «خواب دیدن» پناه میبرد.
مانی مقدم در گفتوگو با پانا درباره ایده اصلی ساخت فیلم سینمایی «خواب» گفت:«این فیلم بیش از آنکه صرفاً مرور یک پروژه سینمایی باشد، درباره زیستن در شرایطی تبدیل شد که آرزوها دورتر از همیشه به نظر میرسند. ایده اصلی فیلم از تجربهای شخصی آغاز شد؛ خوابی دنبالهدار که برای من رخ داد و من را به مسیری رساند که حالا در قالب یک اثر سینمایی مقابل مخاطب قرار گرفته است.»
وی با بیان اینکه جامعه ایرانی سالهاست با نوعی دوگانگی زندگی میکند، گفت: «همین شکافها و تضادها زمینه شکلگیری «خواب» را فراهم کرده است؛ دوگانگی میان آنچه هستیم و آنچه میخواهیم باشیم، میان باورها و واقعیتهای روزمره، و میان آرزوهایی که هر روز دورتر میشوند. به اعتقاد او، فیلم تنها یک وجه از زندگی شخصیتها را نشان نمیدهد و تقلیل آن به یک زاویه خاص، نادیده گرفتن لایههای دیگر روایت است.»
مقدم در پاسخ به انتقادهایی درباره نحوه نمایش یک شخصیت مذهبی در فیلم، تأکید کرد: «قصد قضاوت یا تخریب نداشته و خود را جزئی از همان جامعه میداند.»
وی تصریح کرد: «در جامعهای که بخش بزرگی از آن مذهبی است، طبیعی است که شخصیتها نیز از دل همین بستر بیرون بیایند و فیلم تلاش کرده دوگانگیهای درونی انسان معاصر را به تصویر بکشد؛ دوگانگیای که گاه به حس دورافتادگی از آرزوها و نوعی سرگشتگی میانجامد.»
این کارگردان با اشاره به روند نگارش فیلمنامه توضیح داد: «طی حدود سه سال درگیر این ایده بودم و ماهها همراه با همکارانم متن را نوشته، حذف و دوباره بازنویسی کردم.»
به گفته او، این سوژه تاریخ مصرف ندارد و هرچه زمان میگذرد، احساس میکند روایت فیلم به واقعیت اجتماعی نزدیکتر میشود؛ واقعیتی که در آن رسیدن به برخی آرزوها بیش از پیش دشوار شده و گاهی تنها در قالب خواب قابل تصور است.
کارگردان «خواب» همچنین از اعمال تغییراتی در فیلمنامه در طول تولید خبر داد و گفت: این امر بخشی طبیعی از فرآیند ساخت فیلم است. هرچند تجربهای که الهامبخش فیلم بوده برای خود من رخ داده، اما شخصیت اصلی دقیقاً بازتاب او نیست. من مدتی درگیر این اتفاق بودم البته کمتر درباره این موضوع صحبت کردم و تلاش کردم با مطالعه و تأمل، آن را به درکی روایی تبدیل کنم ؛ روایتی که به باور من تنها زمانی کامل میشود که مخاطب بتواند با شخصیت همزادپنداری کند و بخشی از خود را در آن ببیند.
ارسال دیدگاه