«دختر پری خانوم»؛ روایت آرزوی شکست مرگ

تهران (پانا) - «دختر پری خانوم» ادامه جست‌وجوی سینمایی علیرضا معتمدی در مرز واقعیت و خیال است؛ فیلمی که از تنهایی و سوگ آغاز می‌شود و آرام‌آرام به قلمرو فانتزی پناه می‌برد تا آرزوی ناممکن انسان برای غلبه بر مرگ را روایت کند. این اثر، در عین غافلگیر کردن مخاطبان سینمای معتمدی، همچنان در امتداد جهان شخصی و درون‌گرای او حرکت می‌کند‌.

کد مطلب: ۱۶۶۳۸۰۷
لینک کوتاه کپی شد
«دختر پری خانوم»؛ روایت آرزوی شکست مرگ

جدیدترین اثر سینمایی علیرضا معتمدی با عنوان «دختر پری خانوم» با زبان و لحن سینمایی او جهان تازه‌ای را خلق می‌کند که می‌توان آن را در سینمای این فیلمساز یک تجربه تازه و البته تا حدی موفق دانست.

معتمدی با ایفای دوباره نقش اصلی فیلمش این نگرش را در ذهن مخاطب جدی آثارش تقویت می‌کند که جهان سینمایی او یک جهان شخصی است، گویی فیلمساز هر بار نقش خودش را ایفا می‌کند و در تلاش است تنهایی خود را با دیگران در میان بگذارد، در این فیلم هم شخصیت اصلی انسانی تنهاست و باز هم مثل اثر قبلی‌اش «چرا گریه نمی‌کنی؟» مرگ سایه‌ای بر زندگی او افکنده که اگر چه در فیلم قبلی کاراکتر اصلی باید تسلیم مرگ یکی از عزیزانش می‌شد اما در «دختر پری خانوم» مرگ یک تهدید مستمر است که شخصیت اصلی با آن می‌جنگد و در تلاش است تا مرگ را شکست دهد و مادرش دوباره زنده شود.

معتمدی شخصیت مادر را در مبارزه با مرگ نشان نمی‌دهد و نه تنها این شخصیت در هیچ لحظه‌ای از فیلم وضعیتی اورژانسی در جدال با مرگ پیدا نمی‌کند، بلکه نامتغیر بودن حال مادر با رفتار همیشگی پسر که هر روز صبح برایش شعر می‌خواند و در گلخانه را باز می‌کند یا درد و دل‌های مدامش با او این انتظار مستمر را در فیلم ایجاد می‌کند که مادر بالاخره زمانی از خواب عمیقش بیدار می‌شود.

سرنوشت محتوم انسان به سمت مرگ چاره‌ای جز تسلیم و پذیرش برای او ندارد اما هنرمندان بسیاری در تاریخ هنرهای نمایشی و دراماتیک با روایت داستان‌هایی در جهت شکست مرگ سعی کرده‌اند نقصان بزرگ جهان را با خیال برطرف کنند، این جدال هنرمندانه با مرگ در اکثر موارد به سمت دنیایی فانتزی یا سوررئال رفته است و معتمدی با شروع کاملاً رئالیستی در «دختر پری خانوم» و با استفاده از المان‌هایی مثل صدا (صداهای عجیبی که در خانه شنیده می‌شود اما دلیلی منطقی دارند) و همچنین طراحی کارکترهایی مثل معشوقه شخصیت اصلی که غیر قابل پیش‌بینی است یا حتی پروژه دوبله‌ای که با هم پیش می‌برند برای ورود به دنیایی فانتزی در یک سوم پایانی فیلم زمینه‌سازی می‌کند. او می‌داند که نیاز دراماتیک خلق شده را نه با بیانی رئالیستی، بلکه با زبان فانتزی باید پاسخ دهد چراکه بیدار شدن مادر بعد از ۲۰ سال خوش‌بینی خامی به فیلم می‌دهد و فانتزی به مخاطب رویایی می‌دهد که هر چند واقع‌بینانه نیست چون واقعیت ندارد اما غمبار و التیام‌بخش است.

«دختر پری خانوم» یک اتوبیوگرافی حسی است که از حس به آرزو می‌رسد و هر چند حس را با عینک واقع‌بینی بیان می‌کند اما می‌داند که واقعیت از پس آرزو بر نخواهد آمد و به همین دلیل فیلمساز جهان واقعی اثرش را عامدانه به رویا می‌کشاند تا حداقل هنر فیلمسازی بتواند نقشی التیام‌بخش ایفا کند. 

قصه معتمدی هوشمندانه روایت می‌شود و او هوشمندانه آرزوی کودکی را در مقابل آرزوی دوران بزرگسالی کاراکتر اصلی‌اش قرار می‌دهد تا نشان دهد که زندگی در مسیر از دست دادن است و انسان به مرور در موقعیتی قرار می‌گیرد که آرزوی حفظ کردن یا بازگشت به گذشته برایش مهم‌تر از بدست آوردن می‌شود.

ورود به فانتزی یا جهان سوررئال از پس جهانی رئال این ریسک را به همراه دارد که ممکن است فیلم دو پاره شود و «دختر پری خانوم» به شکلی دو پاره می‌شود که گویی فیلمساز تعمدا این انتخاب را برای فیلمش داشته است، چون نه تنها قصه در قراردادهای منطقی‌اش با مخاطب دچار تحول می‌شود بلکه لوکیشن و تیپ و ظاهر شخصیت‌ها هم تغییر می‌کند و این تغییر بصری، چرخش داستانی «دختر پری خانوم» را بسیار گل‌درشت می‌کند و ظرافت کافی را برای تغییر اتمسفر فیلم ندارد. 

فیلمساز می‌توانست با ظرافت بیشتری به بخش پایانی اثرش برسد اما به نظر می‌رسد که معتمدی قصد این چرخش گل‌درشت را در جهت انتقال حسرتی به کار برده که قصد داشته به مخاطبش منتقل کند.

«دختر پری خانوم» اثر متفاوتی در کارنامه معتمدی به حساب می‌آید و مخاطبان سینمای معتمدی را غافلگیر می‌کند ولی از جهان سینمایی او جدا نیست و مثل دیگر آثارش، فیلمی دوست‌داشتنی با حال و هوایی است که شاید تا حدی یادآور سینمای وودی آلن باشد و برای همراه شدن با «دختر پری خانوم» باید خود را به جهان فیلمساز سپرد.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار