زخمی باز بر قلب یک ملت
شیراز (پانا) - در روزهایی که آسمان دلهایمان ابری و سنگین است، نام میناب نه فقط نام یک شهر، که زخمی باز بر قلب یک ملت شده است. کودکان معصومی که در روشنایی چشمهایشان آینده میدرخشید، بیدفاع و بیگناه، از میان ما رفتند؛ اما خاموش نشدند.
آنان امروز در حافظه ما شعلههاییاند که میسوزند تا یادمان نرود هیچ نیرویی در جهان از اشک یک مادر و نگاه شکسته یک پدر بزرگتر نیست.
داغ کودکان، داغ یک خانواده نیست؛ داغ یک سرزمین است. هر کودکی که زمین میافتد، ستارهای از آسمان امید ما جدا میشود. اما درست در همین لحظههای سخت است که مردم ما، مثل همیشه، با قلبهایی پُر از مهربانی و دستهایی در هم گرهخورده، بلند میشوند.
ما با این غم تنها نیستیم؛ ما با همیم. رنج مشترک، ما را از پیش قویتر میکند. هیچ اندوهی نمیتواند ریشههای این سرزمین را که از عشق، صبر و انسانیت ساخته شده، بلرزاند.
کودکان میناب، با چشمهای کوچک اما دلهای بزرگشان، امروز به ما یادآوری میکنند که زندگی چقدر ارزشمند است. مهربانی چقدر ضروری است.
ما برای عدالت، برای آرامش، برای تکرار نشدن رنج و برای پاسداری از حرمت انسان میایستیم.
ما صدای کودکانی هستیم که صدایشان نماند؛ اشک مادرانی که اشکشان جهان را تکان میدهد و امیدی که هرگز تسلیم نمیشود.
میناب تنها نیست! دل یک ملت کنارتان ایستاده است و ما با قلبهایی سرشار از عشق و عزت، یاد کودکانتان را تا همیشه بر شانههای خود حمل میکنیم.
ارسال دیدگاه