ایران؛ تو کتابی ناتمام از شکوهی جاودانه هستی
شیراز (پانا) - ایران تو کتابی ناتمام از شکوهی جاودانه هستی! کتابی که در هر نسل، صفحهای نو بر آن میافزاید. در کوچههایت، گامهای مردم مهربانت، لبخند کودکانهات، شعری جاریست که از جنس امید و از جوهر پایداری نوشته شده است.
ایران! هنگامی که این نام را بر زبان میآورم درونم از احساسی ژرف از غرور و سربلندی لبریز میشود. ایران! تو تنها یک گسترده جهانی نیستی؛ بلکه جریانی هستی که با وجود تمام دشواریها و دشمنیها پیروزمندانه از دل خاک سربرآورده و سرسختانه مقاومت میکنی. گویی در رگهایت خون هزاران سال پایداری میجوشد و در هر وجب از خاکت نفس پهلوانی خاموش نشدنی طنین میافکند.
تو سرزمین سپیدهدمهایی هستی که از دل تاریکی سربرمیآورند؛ سرزمینی که کوههایش همچون نگاه نگهبانان تاریخ، هزاران سال بر مرز غیرت تو ایستادهاند. در رودهایت قصه فتحها و شکستناپذیری را تا دوردستها جاری میکنند.
ایران نام تو آمیخته با شمشیرهایی آب دیده، برکت زمین و نور دانشی است که از دل تمدنی کهن سربرکشیده و در هر سنگ از کوههای البرز فریاد آزادی نهفته است. در هر پیچ و خم کویر رد صبوری مردمی دیده میشود که از آتش رنج، زر امید ساختهاند.
از تپش قلب تختجمشید تا هیاهوی بازارهای اصفهان از آب آرام خلیجفارس تا شکوه کوههای زاگرس همه و همه گواه آن هستند که تو سرزمینی هستی که هیچ طوفانی نتوانسته ریشههایش را بلرزاند.
ایران تو کتابی ناتمام از شکوهی جاودانه هستی! کتابی که در هر نسل، صفحهای نو بر آن میافزاید. در کوچههایت، گامهای مردم مهربانت، لبخند کودکانهات، شعری جاریست که از جنس امید و از جوهر پایداری نوشته شده. تو برای فرزندانت نه تنها یک خانه امن، که افق گستردهای از آرزو و بالندگی هستی.
آه ایران به راستی که تو تنها یک کشور نیستی! بلکه احساسی هستی تپنده در قلب تاریخ
ارسال دیدگاه