از کاشان تا کربلای دلها؛ قصه جاودان محتشم
شهریار(پانا)- سالروز بزرگداشت محتشم کاشانی، فرصتی برای پاسداشت شاعری است که نامش با عاشورا گره خورده است؛ شاعری که با سرودن «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»، نهتنها شاهکاری ادبی خلق کرد، بلکه روایتی ماندگار از اندوه کربلا را در حافظه تاریخی ایرانیان به یادگار گذاشت.
برخی شاعران شعر میگویند و میروند؛ اما برخی دیگر چنان با واژههای خود در تاریخ ریشه میدوانند که نامشان از حافظه یک ملت پاک نمیشود. محتشم کاشانی از همین دسته است؛ شاعری که قرنها پیش چشم از جهان فروبست، اما هنوز هر محرم، صدای او از میان هیئتها، حسینیهها و دلهای عاشقان شنیده میشود.
شاید کمتر شاعری را بتوان یافت که تنها با یک اثر، چنین جاودانه شده باشد. هر سال با آغاز محرم، پیش از آنکه روضهها آغاز شوند و اشکها جاری شوند، این پرسش در ذهن بسیاری زنده میشود: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟»
مصراعی که دیگر فقط یک بیت شعر نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و عاطفی مردم ایران است. گویی محتشم با همین چند واژه، توانسته است اندوه کربلا را از دل قرن دهم هجری به روزگار ما بیاورد و بر دل میلیونها انسان بنشاند.
راز ماندگاری محتشم را باید در صداقت او جستوجو کرد. او تنها از واقعه عاشورا سخن نگفت؛ او با کلماتش سوگ کربلا را زندگی کرد. هنگامی که از داغ حسین(ع) میسرود، شعرش تنها روایت یک حادثه نبود، بلکه انعکاس زخمی بود که بر دل تاریخ نشسته است.
شعر محتشم، شعر اشک است؛ اما اشکی که از شناخت میآید. اشکی که مخاطب را تنها به سوگواری دعوت نمیکند، بلکه او را به اندیشیدن درباره حقیقت، آزادگی و ایستادگی فرامیخواند. شاید به همین دلیل است که پس از گذشت صدها سال، ترکیببند عاشورایی او همچنان طراوت خود را حفظ کرده و در میان انبوه آثار ادبی، جایگاهی بیبدیل دارد.
محتشم کاشانی نشان داد که شعر میتواند فراتر از هنر باشد. میتواند پلی میان دل انسان و آسمان بسازد. میتواند حادثهای را که در گوشهای از تاریخ رخ داده است، به تجربهای زنده و جاری برای نسلهای آینده تبدیل کند. او ثابت کرد که گاهی یک شاعر میتواند آنچه را شمشیرها نتوانستند خاموش کنند، برای همیشه زنده نگه دارد.
در روزگار ما که هزاران متن و تصویر در کسری از ثانیه منتشر و فراموش میشوند، یاد محتشم یادآور قدرت ماندگار کلمات است. قدرت واژههایی که از دل برخاستهاند و به همین دلیل بر دل نشستهاند. واژههایی که نه برای شهرت، بلکه برای عشق سروده شدهاند.
بزرگداشت محتشم کاشانی، بزرگداشت یک شاعر نیست؛ بزرگداشت ادبیاتی است که قرنها پرچمدار فرهنگ عاشورا بوده است. ادبیاتی که از میان دفترهای شعر عبور کرده، به منبرها رسیده، در هیئتها زمزمه شده و نسل به نسل منتقل شده است.
امروز وقتی نام محتشم را میشنویم، تنها به یاد یک چهره ادبی نمیافتیم؛ به یاد مردی میافتیم که توانست با قلم خود، روضهای ماندگار برای تاریخ بنویسد. مردی که هنوز پس از قرنها، با آغاز محرم، صدایش در گوش زمان طنینانداز میشود:
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است...»
و شاید همین چند واژه کافی باشد تا بفهمیم برخی شاعران هرگز نمیمیرند؛ زیرا در میان اشکها، خاطرهها و باورهای یک ملت زندگی میکنند.
ارسال دیدگاه