نویسنده و پژوهشگر سیاسی:
آنهایی که کنار ما نیستند، تاریخ نمیدانند
نویسنده و پژوهشگر در تجمع خودجوش شبانه مردم رودهن: تکرار تاریخ با «چوپان یزدگردکش» و «مجریان ایران اینترنشنال»؛ ما در برابر اصالت هزارانساله ایران، سرزمینی بدون ریشه تاریخی به نام آمریکا را میبینیم.
رودهن (پانا)- نویسنده و پژوهشگر سیاسی، در گفتوگو با پانا با نگاهی عمیقاً تاریخی، دلیل غیبت بخشی از جامعه در این حضور مردمی را «ناآگاهی از تاریخ» و «تهاجم فرهنگی رسانههایی مثل ایران اینترنشنال» دانست.
علیرضا جنبشی در پاسخ به پرسش خبرنگار پانا درباره علت همراهی نکردن بعضی از هموطنان با این تجمعات، گفت: «تنها دلیلشان این است: تاریخ را نمیشناسند. در معرض شدید تهاجم فرهنگی هستند. شبکهای مثل ایران اینترنشنال، همان کاری را میکند که روزگاری یک چوپان ایرانی با یزدگرد سوم کرد. آن چوپان هم فارسی حرف میزد. مجریهای ایران اینترنشنال هم فارسی حرف میزنند. این تکرار تاریخ است.»
اما جنبشی بلافاصله وجه تمایز این برهه از تاریخ را هم فریاد زد: «آنچه تاریخ را رقم میزند و ما را قضاوت خواهد کرد، دلاوری، یکدلی، همراهی و مهرورزی مردمِ ایستاده در این شبهاست. آنها در تاریخ میمانند، نه چوپانهای مدرنِ شبکههای معاند.»
خبرنگار پانا دلیل شخصی جنبشی برای حضور در این تجمعات شبانه را پرسید. او پاسخ را به دو بخش «اعتقادی ـ مذهبی» و «ملی ـ تاریخی» تقسیم کرد و تأکید کرد که بر بخش دوم تمرکز دارد، چراکه آن را «روایتی فراموششده اما سرنوشتساز» میداند:«برای من به عنوان یک ایرانی، مهم این است: من در کجای تاریخ میایستم و آمریکا در کجا؟»
او برای اثبات پاسخ خود، از نام دو شهر بزرگ آمریکا استفاده کرد؛ روایتی که در کمتر تحلیلی به این صراحت و دقت شنیده میشود: «اسم بزرگترین شهرشان نیویورک است. اما قبل از آن چی بود؟ نیوآمستردام. هلندیها آمدند، سرخپوستان را کشتند، اسم آمستردام را گذاشتند. بعد انگلیسیها هلندیها را بیرون انداختند و اسم نیویورک را روی شهر گذاشتند. پایتختشان هم واشنگتن است؛ اسم اولین رئیسجمهورشان. اینقدر بیاصالتند که اسم شهرهایشان را از روی اسم آدم برداشتهاند.» سپس ضربه نهایی را زد: «شما تمام ایران را بگردید، یک شهر پیدا کنید به اسم یک شخص خاص. هیچجا. این یعنی اصالت.»
تجمع خودجوش شبانه مردم رودهن، این بار نه فقط یک راهپیمایی، که یک کلاس درس تاریخ سیاسی در دل خیابان بود. علیرضا جنبشی با نریشن تند، مستند و بدونحاشیه، نشان داد که مردم ایران با آگاهی از تاریخ، نه از روی عادت، که با درک تقابل «تمدن اصیل ایرانی» با «آمریکای بدون هویت تاریخی» پای کار آمدهاند. او در این گفتوگو، مرز میان «ملیگرایی آگاهانه» و «ضدیت با استکبار» را چنان به هم گره زد که هر خوانندهای، فارغ از گرایش سیاسی، ناچار به فکر کردن درباره روایتش میشود.
ارسال دیدگاه