در هر میدان تا پای جان برای ایران

تهران (پانا) - جان‌فدا بودن، همیشه به معنای حضور در خط مقدم جنگ نیست؛ گاهی دفاع از ایران در میدان نبرد است، گاهی ایستادن کنار مردم و گاهی ساختن، ماندن و اجازه ندادن به اینکه سرمایه‌های کشور هدر برود؛ حالا جان‌فدایان ایران قرار است در میدان‌های بیشتری حاضر باشند؛ فداکاری در هر میدانی که ایران به آن نیاز دارد.

کد مطلب: ۱۷۴۰۵۱۳
لینک کوتاه کپی شد
در هر میدان تا پای جان برای ایران

«جان‌فدایان نماد مردمی‌سازی دفاع و امنیت، تجلی اقتدار ملی و آمادگی کشور برای مبارزه و دفاع مقابل هر تهدید و آمادگی برای ساخت کشور و فتح قله‌های تمدنی خواهند بود.» این جمله حجت الاسلام والمسلمین حسین طائب رئیس سازمان بسیج مستضعفین، در رزمایش ۳۱۳ هزار نفری جان‌فدایان ایران، شاید یکی از روشن‌ترین تعابیر از مفهومی باشد که در ماه‌های اخیر بیش از یک نام یا شعار، به یک رفتار اجتماعی تبدیل شده است.

طائب در این رزمایش با اشاره به حضور ۳۱۳ هزار نفر در تهران، جان‌فدا را نماد تاب‌آوری مردم و آمادگی آنان برای دفاع از کشور دانست. در میان سخنان او اما عبارت آمادگی برای ساخت ایران، بیش از همه مسیر این مفهوم را تغییر داد.

این یعنی جان‌فدا را نمی‌توان فقط در میدان نبرد جست‌وجو کرد. فداکاری برای ایران، بسته به شرایط، شکل‌های متفاوتی دارد. یک روز ممکن است معنای آن ایستادن برابر تهدید نظامی باشد؛ روزی دیگر حضور در خیابان برای دفاع از کشور و حفظ انسجام اجتماعی و زمانی دیگر، نشستن پشت میز کار، ماندن یک نخبه در کشور، تولید کردن، دانش ساختن، خدمت کردن یا حتی درست و به‌اندازه مصرف کردن هر چیزی که در کشور وجود دارد.

جان‌فدا فقط برای روز جنگ نیست

در واقع، جان‌فدا اگر قرار است یک مفهوم ماندگار باشد، باید از همین‌جا آغاز شود؛ از این واقعیت که ایران فقط در روز جنگ به فداکاری مردم نیاز ندارد.

در ذهن بسیاری از مردم، فداکاری برای کشور با یک تصویر مشخص گره خورده است؛ میدان جنگ و انسانی که برای دفاع از سرزمینش از جان خود می‌گذرد. این تصویر البته یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین مصادیق جان‌فدایی است، اما تمام آن نیست.

کشورها فقط با گلوله و موشک تهدید نمی‌شوند. گاهی بحران اقتصادی، فشار خارجی، کمبود منابع، مهاجرت نیروی انسانی، بحران انرژی و آب و حتی فرسایش سرمایه اجتماعی می‌تواند آینده یک کشور را تحت تاثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، معنای فداکاری هم تغییر می‌کند. اگر یک روز دفاع از مرزهای کشور به حضور رزمندگان نیاز دارد، روزی دیگر ممکن است کشور به مهندسی احتیاج داشته باشد که در پروژه‌ای دشوار بماند، پزشکی که در منطقه‌ای محروم خدمت کند، پژوهشگری که مسئله‌ای ملی را حل کند، کارآفرینی که کارخانه‌اش را سرپا نگه دارد، معلمی که نسل آینده را تربیت کند یا جوانی که تصمیم بگیرد به جای ترک کشور، آینده خود را در کنار آینده ایران همین‌جا بسازد.

حتی در ساده‌ترین شکل، ممکن است جان‌فدایی برای ایران در یک دوره مشخص، معنای دیگری مانند کمتر مصرف کردن برای آنکه منابع کشور دوام بیشتری داشته باشد، پیدا کند.

در نگاه اول صرفه‌جویی در آب، برق، گاز و سوخت شاید ارتباطی با مفهوم جان‌فدا نداشته باشد، اما اگر مسئله را از زاویه منافع ملی ببینیم، هر اقدامی که از هدررفت منابع عمومی جلوگیری کند، بخشی از مسئولیت شهروندی در قبال کشور است.

از میدان دفاع تا میدان زندگی

طائب در بخش دیگری از صحبت‌هایش تاکید کرد که جان‌فدا نماد مردمی‌سازی دفاع و امنیت است و در کنار آمادگی برای مبارزه و دفاع، از آمادگی برای ساخت کشور و فتح قله‌های تمدنی سخن گفت. همین پیوند، مفهوم جان‌فدا را از یک موقعیت اضطراری به یک سبک مشارکت اجتماعی نزدیک می‌کند.

در این نگاه، جان‌فدا کسی نیست که فقط برای دفاع مقابل هجوم دشمن وارد میدان شود. او کسی است که هر زمان کشور به توان او احتیاج دارد، سهم خود را ادا می‌کند. گاهی این سهم، دفاع نظامی است اما ایستادن در کنار جامعه در یک بحران، حضور در خیابان و میدان برای نشان دادن انسجام ملی، حفظ آرامش اجتماعی، کمک به هم‌وطنان، تولید، پژوهش، کارآفرینی و حتی همکاری بسیار ساده مانند خاموش کردن چراغی که ضرورتی برای روشن بودنش وجود ندارد، معنای جان فدایی برای ایران است.

شاید ظاهر این رفتارها با هم متفاوت باشد اما وجه مشترک همه آنها این است که فرد بخشی از راحتی، زمان، توان، پول یا حتی جان خود را برای منفعتی بزرگ‌تر از خودش که همان وطن است، هزینه می‌کند. این همان معنای فداکاری است؛ فقط شکل آن با نیاز کشور تغییر می‌کند.

البته در ماه‌های اخیر نیز مفهوم جان‌فدا فقط به عرصه نظامی محدود نمانده و حضور مردم در میدان‌ها و خیابان‌ها بخشی از این روایت شده است.

طائب در رزمایش اخیر از حضور گسترده مردم سخن گفت و این حضور را نشانه آمادگی آنان برای دفاع از کشور دانست. رئیس‌جمهور نیز در حاشیه این رزمایش، وحدت و انسجام را عامل ناامیدی دشمن عنوان کرد و گفت: جان ما فدای ایران است.

این دو نگاه در کنار یکدیگر، یک نکته را برجسته می‌کند. اینکه دفاع از کشور فقط با تجهیزات و ساختارهای نظامی انجام نمی‌شود؛ جامعه‌ای که در شرایط بحرانی بتواند انسجام خود را حفظ کند نیز بخشی از توان دفاعی کشور است.

به همین دلیل است که در برخی مقاطع، میدان دیگر فقط یک منطقه عملیاتی نیست. خیابان هم می‌تواند میدان باشد و مدرسه، دانشگاه، محل کار و حتی فضای مجازی هم می‌تواند به عرصه‌ای برای مسئولیت اجتماعی تبدیل شود. البته حضور اجتماعی زمانی می‌تواند به سرمایه ملی تبدیل شود که هدف آن نه تشدید شکاف‌ها بلکه حفظ منافع عمومی و انسجام جامعه باشد.

جان‌فدا برای ساختن

از همین رو، جان‌فدا اگر قرار است مفهومی فراگیر باشد، باید بتواند گروه‌های مختلف مردم را حول یک نقطه مشترک که همان ایران است، جمع کند. ممکن است مردم درباره سیاست، اقتصاد، شیوه اداره کشور و بسیاری از مسائل دیگر اختلاف نظر داشته باشند اما این اختلاف‌ها لزوما نباید مانع اشتراک بر سر حفظ ایران و آینده آن شود.

بنابراین مهم‌ترین بخش ماجرا شاید همین‌جا باشد، جایی که جان‌فدا از دفاع عبور می‌کند و به ساختن می‌رسد. کشوری که از تهدید عبور کرده اما نتوانسته تولید، علم، اقتصاد و سرمایه انسانی خود را تقویت کند، همچنان آسیب‌پذیر است و دفاع پایدار بدون ساختن پایدار امکان‌پذیر نیست.

برای همین، سخن طائب درباره آمادگی برای ساخت کشور اهمیت پیدا می‌کند زیرا ساختن کشور هم به اندازه دفاع نیازمند فداکاری است.

یکی از مهم‌ترین میدان‌های این نگاه، مسئله سرمایه انسانی است. در سال‌هایی که کشورهای مختلف برای جذب نیروی متخصص رقابت می‌کنند، از دست رفتن هر نیروی انسانی توانمند، فقط خروج یک فرد نیست؛ بخشی از سرمایه‌ای است که سال‌ها برای آموزش و پرورش آن هزینه شده است.

بنابراین اگر قرار است مفهوم جان‌فدا به ساختن کشور پیوند بخورد، یکی از نخستین عرصه‌های آن باید ایجاد زمینه برای ماندن و اثرگذاری نیروهای متخصص باشد. جان‌فدا زمانی می‌تواند به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شود که جوان احساس کند می‌تواند در کشورش چیزی بسازد، مسئله‌ای را حل کند، ایده‌ای را به نتیجه برساند و سهمی در آینده ایران داشته باشد. در این صورت، ماندن هم می‌تواند به یک شکل از فداکاری تبدیل شود.

شاید یکی از تفاوت‌های مهم مفهوم جان‌فدا در این مرحله، تغییر معنای فدا شدن باشد. در ادبیات دفاعی، جان‌فدا کسی است که جان خود را برای کشور می‌دهد اما در معنای گسترده‌تر، جان‌فدا می‌تواند کسی باشد که به کشور جان می‌دهد.

این دو مفهوم در تضاد با یکدیگر نیستند. کسی که در میدان دفاع از کشور می‌ایستد و کسی که در میدان علم برای حل یک مسئله ملی تلاش می‌کند، هر دو در یک نقطه مشترک که ترجیح دادن منفعت عمومی بر راحتی شخص است، مشترک هستند.

این ترجیح البته همیشه به معنای از دست دادن نیست و گاهی فداکاری همین است که آدم در زندگی روزمره‌اش به این فکر کند که من برای این کشور چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

جانم فدای ایران، اگر فقط یک شعار باقی بماند، ممکن است در یک مقطع شنیده شود اما اگر این شعار به رفتار تبدیل شود، می‌تواند معنای متفاوتی پیدا کند. به این ترتیب، جان‌فدا می‌تواند از یک مفهوم محدود به شرایط جنگی، به تعریفی گسترده‌تر از مسئولیت شهروندی برسد؛ تعریفی که در آن دفاع و ساختن دو بخش از یک مسیرند.

کشوری که مردمش برای دفاع از آن آماده‌اند، به توان دفاعی نیاز دارد اما کشوری که مردمش برای ساختن آن نیز آماده باشند، یک گام فراتر رفته است.

رزمایش جان‌فدایان ایران را می‌توان از همین زاویه دید؛ نه فقط به عنوان نمایش آمادگی برای دفاع، بلکه به عنوان فرصتی برای بازخوانی این سؤال که جان‌فدایی برای ایران در روزهای مختلف چه شکلی پیدا می‌کند؟

چون ایران فقط زمانی که در میدان جنگ است به فداکاری نیاز ندارد؛ هر روزی که قرار است ساخته شود، به آدم‌هایی نیاز دارد که از خود و خواسته هایشان بگذرند.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار