پانا گزارش میدهد؛
تکاپوی میانجیگران برای احیای دیپلماسی؛ هرمز، اهرم قدرت ایران
باقری: قدرت و اقتدار ایران در حال درک شدن است/ عملیات نظامی قادر به از پا درآوردن ایران نیست
تهران (پانا) - در شرایطی که منطقه همچنان از پیامدهای ماههای پرتنش اخیر فاصله نگرفته، تحرکات دیپلماتیک میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای وارد مرحله تازهای شده است. منابع دیپلماتیک از افزایش تماسها میان تهران، واشنگتن و کشورهای میانجی خبر میدهند؛ تماسهایی که هدف اصلی آنها جلوگیری از بازگشت به چرخه تنش و فراهم کردن زمینه برای ازسرگیری مذاکرات است.
در این میان، عربستان سعودی، عمان و قطر بیش از دیگر کشورها در کانون رایزنیهای سیاسی قرار گرفتهاند. عمان همچنان کانال سنتی انتقال پیام میان ایران و آمریکا محسوب میشود و قطر نیز با توجه به روابط خود با دو طرف، نقش تسهیلگر را ایفا میکند. در مقابل، عربستان که تا چند سال پیش از مخالفان جدی هرگونه توافق با ایران بود، اکنون با تغییر اولویتهای سیاست خارجی خود، بیش از هر چیز بهدنبال حفظ ثبات منطقه و جلوگیری از بحرانی است که میتواند امنیت انرژی، سرمایهگذاری خارجی و پروژههای بلندپروازانه اقتصادی این کشور را با چالش مواجه کند.
برخی گزارشهای بینالمللی حاکی از آن است که مقامهای سعودی در گفتوگو با واشنگتن بر ضرورت پرهیز از تشدید تنش و استفاده از ظرفیت دیپلماسی تأکید کردهاند. این تغییر رویکرد را باید در چارچوب سیاست جدید ریاض برای کاهش تنشهای منطقهای، پس از احیای روابط با تهران، ارزیابی کرد؛ سیاستی که هدف آن، جایگزین کردن رقابت کنترلشده به جای رویارویی مستقیم است.
در همین رابطه سیامک باقری، کارشناس روابط بینالملل به پانا، گفت: «جنگی که رخ داد و آن تصور اولیهای که آمریکاییها ایجاد کرده بودند، به این نتیجه منجر شد که طرف آسیبدیده در این جنگ، خود آنها هستند. آنها تصور میکردند با یک عملیات شوکآور میتوانند نظام جمهوری اسلامی ایران را به سقوط بکشانند، اما این اتفاق نیفتاد و تمام تصوراتشان باطل شد. همچنین میانجیگران به این نتیجه رسیدند که جنگ قادر نیست نظام سیاسی ایران را فرو بپاشاند. همین نکته را ترامپ نیز اخیراً اذعان کرده که ایران کشور بزرگی است و مذاکره با او سخت است. این نشان میدهد که قدرت و اقتدار ایران در حال درک شدن است و عملیات نظامی قادر به از پا درآوردن ایران نیست.»
از سوی دیگر، به نظر میرسد آمریکا نیز نسبت به گذشته با محاسبات متفاوتی وارد گفتوگوها شده است. تجربه ناکامی فشارهای حداکثری، هزینههای اقتصادی هرگونه بحران جدید در منطقه، نگرانی از افزایش قیمت انرژی موجب شده است که راهکار دیپلماتیک دوباره در دستور کار قرار گیرد.
بخش قابل توجهی از تحلیلگران مسائل منطقه معتقدند ایران نسبت به دورههای پیشین، با اهرمهای بیشتری پای میز مذاکره حاضر میشود. این برتری البته به معنای حذف اختلافات یا تضمین موفقیت مذاکرات نیست، بلکه به مجموعهای از عوامل سیاسی، امنیتی و منطقهای بازمیگردد.
نخستین عامل، افزایش هزینههای گزینه نظامی برای آمریکا و متحدانش است. تحولات اخیر نشان داد هرگونه رویارویی مستقیم با ایران میتواند امنیت کریدورهای انرژی، حملونقل دریایی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. همین مسئله باعث شده بسیاری از کشورهای منطقه، که در گذشته از سیاست فشار حمایت میکردند، اکنون خواستار مدیریت بحران از مسیر گفتوگو باشند.
دومین عامل، شاید مهمترین دستاورد ایران در این مذاکرات، پیروزی در موضوع حیاتی تنگه هرمز باشد. منابع ایرانی اعلام کردند که تفاهم با عمان بر سر مسیری جدید برای عبور کشتیها نزدیک است؛ مسیری که حقوق حاکمیتی دو طرف را محترم میشمارد. این توافق بهمعنای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ نیست و ایران بر حق خود برای دریافت هزینههای خدمات دریایی از کشتیهای عبوری تأکید کرده است،
عامل سوم، تغییر موازنههای منطقهای است. ایران طی سالهای اخیر روابط خود را با شماری از کشورهای همسایه توسعه داده و همزمان با عضویت در سازمانهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، تلاش کرده دامنه تعاملات اقتصادی و سیاسی خود را گسترش دهد. این موضوع از نگاه برخی ناظران، ظرفیت چانهزنی تهران را افزایش داده است.
هرچند عمان همچنان اصلیترین کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن محسوب میشود، اما نقش عربستان بیش از گذشته اهمیت یافته است. ریاض به خوبی میداند که هرگونه تشدید تنش میان ایران و آمریکا، مستقیماً امنیت خلیج فارس، بازار نفت این کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. از این رو، عربستان تلاش میکند ضمن حفظ روابط راهبردی خود با آمریکا، از بازگشت منطقه به فضای تقابل جلوگیری کند. به اعتقاد برخی کارشناسان، این کشور امروز بیش از آنکه به دنبال ایفای نقش میانجی کلاسیک باشد، در پی ایجاد اجماع منطقهای برای کاهش تنش و تشویق طرفین به ادامه مذاکرات است.
البته با وجود افزایش تحرکات دیپلماتیک، مسیر مذاکرات همچنان با موانع جدی روبهروست. اختلاف بر سر نحوه رفع تحریمها، موضوع برنامه هستهای ایران، سازوکارهای راستیآزمایی، ارائه تضمینهای لازم برای اجرای توافق و همچنین بیاعتمادی عمیق میان دو طرف، از مهمترین چالشهایی است که میتواند روند گفتوگوها را با دشواری مواجه کند.
اما آنچه امروز بیش از هر چیز قابل مشاهده است، تغییر فضای منطقه از تقابل به مدیریت بحران است. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که در سالهای گذشته عمدتاً بر سیاست تقابل با ایران تأکید داشتند، اکنون ثبات را بر تنش ترجیح میدهند. آمریکا نیز با در نظر گرفتن هزینههای یک بحران جدید، دیپلماسی را همچنان یکی از گزینههای اصلی خود میداند و ایران نیز اعلام کرده است در صورت رعایت خطوط قرمز و تأمین منافع ملی، مسیر گفتوگو را رد نمیکند.
ارسال دیدگاه