معلم ؛ کسی که نمی‌توانم را به می‌توانم بدل کرد

خاتم (پانا) - بعضی آدم‌ها فقط درس نمی‌دهند؛ آینده می‌سازند. بعضی صداها فقط در کلاس نمی‌پیچد؛ تا سال‌ها در ذهن و دل شاگردان می‌ماند.

کد مطلب: ۱۶۹۶۴۳۰
لینک کوتاه کپی شد
معلم ؛ کسی که نمی‌توانم را به می‌توانم بدل کرد

معلم عزیزم…

نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ از اولین باری که با دستانی لرزان وارد کلاس شدم و با لبخند آرامت جرأت پیدا کردم بنشینم ،یا از لحظه‌ای که فهمیدم درس فقط واژه‌ها و فرمول‌ها نیست، بلکه راهی‌ برای فهمیدن زندگی است.

تو فقط معلم کتاب‌ها نبودی؛ تو معلمِ نگاه کردن، فکر کردن و باور داشتن بودی.

در هیاهوی روزهایی که شاید هیچ‌کس صدای نگرانی‌هایمان را نمی‌شنید، تو با حوصله گوش می‌دادی. وقتی از اشتباه کردن می‌ترسیدیم، تو یادمان دادی که خطا، پله‌ای برای رشد است. وقتی از آینده می‌پرسیدیم و جوابش را نمی‌دانستیم، تو امید را در دلمان روشن می‌کردی؛ مثل چراغی کوچک که تاریکی را کنار می‌زند.

معلم خوبم…

گاهی فکر می‌کنم اگر تو نبودی، چند رویا در دل‌هایمان خاموش می‌ماند؟ و چند استعداد نادیده گرفته می‌شد؟ و چند «نمی‌توانم» هرگز به «می‌توانم» تبدیل نمی‌شد.

تو با هر جمله‌ات بذر دانایی کاشتی ، با هر تشویقت، بالی به شانه‌هایمان دادی و با هر تذکرت، ما را یک قدم به انسان بهتری شدن نزدیک‌تر کردی.

شاید ما بزرگ شویم، شهرها عوض شوند، مسیرها جدا شود، اما ردِ صدایت همیشه در ذهنمان می‌ماند؛ آن‌وقت که می‌گفتی: «خودت باش، اما بهترینِ خودت.»

روز معلم فقط یک تاریخ در تقویم نیست ؛یادآور حضوری‌ست که آینده‌ها را می‌سازد.

یادآور دستانی که گچ به دست گرفتند تا ذهن‌ها را سفیدتر از تخته سیاه کنند.

سپاس برای صبر بی‌پایانت، برای نگاه امیدوارانه‌ات، برای ایمان آوردنت به ما، حتی وقتی خودمان به خودمان شک داشتیم.

اگر امروز چیزی می‌دانیم، اگر جایی ایستاده‌ایم،

اگر رؤیایی در دل داریم، ردّی از تو در آن هست.

روزت مبارک معلم مهربانم؛ ای که حضورت، روشن‌ترین فصل زندگی ماست. 

نویسنده : سامیار اسماعیلی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار