طلبه فرهنگی در استان البرز:
نباید ایثار و فداکاری شهدا بیثمر بماند
نظرآباد(پانا)- طلبه فرهنگی، در استان البرز با اشاره به سخنرانیهای روشنگرانه حضرت زینب (س) در دوران اسارت گفت: زنان مسلمان باید با حفظ شئونات اسلامی و الگوگیری از این بانوی بزرگوار، در عرصه روایتگری نقش خود را ایفا کنند و نگذارند ایثار و فداکاری شهدا بیثمر بماند.
فاطمه افتخاری در اجتماعات شبانه مردم نظرآباد عنوان کرد: صدای هلهله و هیاهو از یک سو، صدای شیونگری از سوی دیگر، صدای زنگ شتران از یک سو و صدای صحبت ماموران از سوی دیگر؛ چنان صداها در هم آمیخته بود که هیچ شرایطی برای سخنرانی مهیا نبود. نخستین شرط برای اینکه سخنرانی انجام شود، این هست که سخنران بتواند مردم را با خودش همراه کند. شما این فضای پر سر و صدا را در نظر بگیرید که در اسارت میبرند؛ حضرت زینب چنان عظمت روحی داشتند که تنها با یک اشارهی دست، جمعیت را با خودشان همراه کردند. صداها فرونشست، زنگ شتران از کار افتاد و نفسها در سینه حبس شد. در این حال، زینب (سلاماللهعلیها) با نهایت حیا، به زبان علی (علیهالسلام) سخن میگفتند.
وی افزود: نخستین سخنرانی حضرت زینب (س) در میان مردم کوفه، در فضایی پر از آشوب و اندوه صورت گرفت. ایشان با شجاعت و بصیرتی مثالزدنی، مردم را به خاطر پیمانشکنی و خیانتشان سرزنش کردند و فرمودند: مردم کوفه! مردم مکار و خیانتکار! هرگز دیدگان شما از اشک تهی مباد و هرگز نالههایتان از سینه بریده نگردد. نه پیمان شما ارزش داشت و نه سوگند شما اعتبار. چه بد توشهای برای آن جهان آماده کردید! خشم خدا و عذاب دوزخ... گریه میکنید؟ آری، به خدا گریه کنید که سزاوار گریستن است. با چنین ننگی که برای خود خریدید، چرا نمیگریید؟ ننگی که با هیچ آبی شسته نخواهد شد. چه ننگی بدتر از کشتن پسر پیامبر و سید جوانان بهشت
این طلبه فرهنگی اضافه کرد: «مردی که چراغ راه شما و یاور روزهای تیره شما بود را میکشید؛ گذشته خود را بر باد دادید و برای آینده هیچ چیز به دست نیاوردید. میدانید چه خونی را ریختید؟ میدانید این زنان و دخترانی که بیپرده در کوچه و بازار آوردهاید چه کسانی هستند؟ تعجب میکنید که از آسمان قطرههای خون بر زمین میچکد، اما بدانید که خاری از آبرستاخیزی سختتر خواهد بود.
افتخاری تأکید کرد: دومین مجلس سخنرانی حضرت زینب (س)، مجلس ابنزیاد بود. ایشان با لباسی کهنه و در میان زنان به گوشهای از مجلس رفتند تا جلب توجه نکنند. ابنزیاد برای شرمسار کردن ایشان پرسید که آن زن کیست. پس از معرفی حضرت زینب (س)، ابنزیاد خشمگین شد. حضرت زینب (س) در پاسخ به سخنان ابنزیاد فرمودند: سپاس خدایی را که ما را به پیامبرش محمد (صلیاللهعلیه و آله) میراث داد و از پلیدیها پاک گردانید. همانا فاسق، رسواگر و فاجر، دروغگو است و ما از آن فرقه نیستیم.
وی در ادامه تصریح کرد: ابنزیاد برای تحریک احساسات حضرت زینب (س) پرسید که کار خدا را با برادر و اهلبیت خود چگونه دیدند. حضرت زینب (س) با صلابت پاسخ دادند: جز زیبایی ندیدم! آنان گروهی بودند که خداوند شهادت را برایشان مقدر فرموده بود، پس به سوی آرامگاهشان شتافتند. به زودی خداوند میان تو و آنان حساب خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه و احتجاج میکنند؛ آنگاه خواهی دید که پیروز و رستگار کیست. ای پسر مرجانه! مادرت به سوی تو میآیند. این سخنان چنان ابنزیاد را برآشفت که قصد جان حضرت زینب (س) را کرد، اما با دخالت یکی از مشاورانش منصرف شد.
وی افزود: اوج سخنرانی حضرت زینب (س) در مجلس یزید در شام رقم خورد. یزید با حضور بزرگان و نمایش سرها، قصد تحقیر اهلبیت (ع) را داشت. حضرت زینب (س) با دیدن سر مبارک برادرشان، جملاتی غمانگیز بیان کردند که دلها را به درد آورد و با خواندن اشعار کفرآمیز یزید و ضربه زدن او بر لب و دندان امام حسین (ع)، مقابله نمودند.
افتخاری خاطرنشان کرد: در آن مجلس، حضرت زینب (س) سخنرانی ایراد کردند که به گواهی تاریخ، تکمیلکننده قیام کربلاست و یزید را رسوا کرد. ایشان فرمودند: «ای یزید! به خدا سوگند هرگز یاد ما را محو نخواهی کرد و پیام ما را نخواهی کشت. تو پایان ما را نخواهی یافت و ننگ این کار از تو زدوده نخواهد شد.» این سخنان نشاندهنده عظمت روح و بصیرت حضرت زینب (س) است.
وی در پایان گفت: اینجانب، فاطمه افتخاری، طلبه و فرهنگی، با بیان این وقایع، بر آنم که زنان مسلمان تکلیف خود را بدانند. در شرایطی که رهبر شهیدمان با ایثار و انتخاب شهادت، ادامهدهنده راه حسین (ع) هستند و رهبر حاضرمان امر به حضور در میدان دادهاند و شما نیز به زیبایی اجابت کردید؛ وظیفه ما زنان مؤمن و مسلمان، از دختران، همسران و مادران شهدا، از جنگ تحمیلی تا جنگ اخیر، این است که با حفظ شئونات اسلامی، با حفظ حیا و با الگوگیری از منش زینب کبری (س)، روایتگری را بر عهده گیریم، موضع درست را بشناسیم، به تکلیف عمل کنیم و نگذاریم خانه شهیدی که دلهای ما را به جوشش درآورده، خدای نکرده بیثمر باقی بماند؛ تا اینکه انشاءالله این انقلاب، به وعده بزرگان عالم و به وعده خودِ خدا، به صبح زیبای ظهور برسد.
ارسال دیدگاه