به یاد معلمان «شجره طیبه»
بام و صفیآباد (پانا) - «شجره طیبه» امروز بیش از همیشه، نامی سنگین و پر از خاطرات تازه است. خاطراتی که هر لحظه یادآور فداکاری بیبدیل دخترانش و تلاش بیدریغ معلمانی است که در دل این اندوه، همچنان چراغ راه هستند.
چند هفته بیشتر از آن روزگار نگذشته است، اما انگار عمری است که در غم فقدان دختران "شجره طیبه" سوگواریم. اینجا در همین مدرسه هنوز هم رد پایشان را میتوان حس کرد؛ در حیاطی که با خندههایشان جان میگرفت و در کلاسی که نور امید در نگاهشان میدرخشید. دخترانی که قرار بود شکوفههای آینده باشند، اما پروانهوار، بال در بال ملائک گشودند و آسمانی شدند.
هر گوشه از این "شجره طیبه" داغی تازه بر دل مینشاند. هنوز بوی نفسهایشان در هوا است، هنوز نجواهایشان در سکوت راهروها میپیچد. چه زود خاموش شد آن چراغهای پرفروغ، چه زود پر کشیدند آن دلهای بیقرار. دلهایی که قرار بود دنیایمان را بسازند، اما خود، پیشگامان راه ایثار شدند.
در میان این غم جانکاه، یاد و خاطره معلمانی عزیز نیز در دل زنده است؛ همانهایی که با عشق و صبوری، الفبای زندگی را به این شاخههای نورس آموختند. معلمانی که نه تنها دانش، که مهربانی و ایثار را نیز به آنان هدیه دادند. دستانشان که مشق عشق را بر دل مینگاشت، حالا گواه شاهدانی هستند که شاهد پرواز بودند و شاهد رنج.
"شجره طیبه" امروز، بیش از همیشه، نامی سنگین و پر از خاطرات تازه است. خاطراتی که هر لحظه یادآور فداکاری بیبدیل دخترانش و تلاش بیدریغ معلمانی است که در دل این اندوه، همچنان چراغ راه هستند. این پیوند، پیوند تازهای است؛ پیوندی از جنس درد، از جنس افتخار، و از جنس عهدی که با یاد و نامشان بسته میشود.
ارسال دیدگاه