مجموعه متنی روایت کارنامه های سرخ / شماره پانزدهم
نیشابور (پانا) - در پانزدهمین شماره از مجموعه متنی روایت کارنامه های سرخ قرار است به شهید نوجوان شهید ایوب محمودی بپردازیم.
قبل از اینکه به این شماره بپردازیم یادی می کنیم از سوالی که در « شماره ۱۲» این مجموعه.
- در شماره قبلی یکی از دلایل و مهمترین دلیل حضور نوجوانان در جبههها را وطن و خاک نامیدیم.
حال آیا به نظر شما فقط همین دلیل بود؟!
▪️ اگه جلوی شما کسی یک نفر دیگر را بزند چه حسی پیدا میکنید؟! آیا صبر میکنید و فقط تماشا میکنید؟!
ـ این یک چیز عادی است که هر انسانی که چنین صحنهای را ببیند به طور ارادی ابتدا برای فرد کتک خورده میرود حال فکر کنید فرد کتک خورده بچه باشد و مظلوم هم باشد.
ـ در جنگ دفاع مقدس هم کشور عراق به محض آغاز حمله به مناطق مسکونی شهرها و مدارس حمله کرد و کلی دانشآموز که در حال درس خواندن بودن را با بمبهای شیمیایی به شهادت رساندند.
ـ کودکانی که نه جنگجو بودند و نه ارتشی ...
و حال فکر کنید شما جای آن نوجوانان بودید و چنین اخباری را میشنوید آیا شما هم مثل آنها برای نبرد نمیرفتید تا جان هزاران دانشآموز و انسان دیگر را که به نام حق زیر آتش دشمنان قرار گرفتهاند را نجات دهید؟! حتی اگه کاری کرد دادن آب به رزمندگان باشد...
خوب اینم از دلیل دوم که چرا آن زمان نوجوانان به جبههها رفتند و حال برویم تا با زندگینامه شهید ایوب محمودی آشنا شویم.
▪️شهید ایوب محمودی در یکم مرداد ۱۳۴۳ در روستای تیران از توابع شهرستان نیشابور چشم به جهان گشود و نام پدرش حسین، مادرش قمرسلطان نام داشت.
▪️شغل پدر ایوب کشاورزی بود و خودش تا دوم متوسطه درس خواند و سپس به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.
▪️سرانجام ایوب در دوازدهم شهریور ۱۳۶۰، در ارتفاعات اللهاکبر بر اثر انفجار مواد منفجره به شهادت رسید و پیکر او در زادگاهش به خاک سپرده شد.
- باشد تا راه شهیدان را ادامه دهیم.
ارسال دیدگاه