سیل بیپایانِ عشق در مشهد؛ وقتی تمام دنیا در سوگِ رهبر، در کنار امام رضا (ع) ایستادند
مشهد (پانا) – امروز در مشهد، چیزی که چشمها را خیره میکرد، فقط جمعیت نبود؛ بلکه آن جریانی بود که از هر گوشه و کنارهی این سرزمین به سمت حرم مطهر امام رضا (ع) میآمد. صحنهای که فراتر از یک تشییع ساده بود؛ صحنهای که نشان داد وقتی صحبت از رهبر میشود، مرزها، سنها و جایگاهها همگی فرو میریزند و فقط یک چیز باقی میماند: عشق و وفاداری.
از سپیدهدم که خورشید بالا آمد، خیابانهای مشهد را از هر آنچه که میشناختیم پرتر کرده بود. یک سیل عظیم و بیانتها از مردم، مثل موجهای دریا، به سمت مسیر تشییع سرازیر شده بودند. اگر نگاهی به این جمعیت میکردید، گویی تمام ایران و حتی جهان در یک نقطه جمع شده بودند.
این جمعیت، یکپارچه نبود، بلکه رنگارنگ بود؛ و همین تنوع بود که شکوه امروز را دوچندان میکرد. در میان این سیل انسانی، پیرمردان و زنان سالخوردهای دیده میشدند که با عصای خود، به سختی اما با ارادهای پولادین، برای وداع با شهید قدم برمیداشتند. در کنار آنها، جوانان و مردان جوانی بودند که با انرژی فراوان، راه را برای دیگران باز میکردند و با چشمانی خیس، اشکِ خود را با دعای خیر مخفی میکردند. حتی کودکان و نوجوانانی که در آغوش والدینشان یا در کنار آنها، با نگاهی پرسشگر و غمگین، شاهد این وداع تاریخی بودند.
اما جالبترین بخش، تفاوت جایگاهها بود. در کنار این مردم عادی که با دلهای سوخته آمده بودند، مقامات دولتی، نظامی و مدیران مختلف نیز دیده میشدند. همه، از بالاترین مقام تا سادهترین شهروند، در یک ردیف، در یک مسیر و با یک هدف ایستاده بودند.
اینجا دیگر نه رئیس بود و نه زیردست؛ اینجا همه، تنها یک «امت» بودند که در سوگ رهبر خود، به خاک حرم امام رضا (ع) میآمدند.
در تمام مسیر، صدای فریادهای تکاندهنده و پرشور مردم، فضای شهر را پر کرده بود. شعارهای رسا و بلند که با هم صدا میکردند: «مرگ بر آمریکا! مرگ بر اسرائیل!»؛ شعارهایی که نه فقط یک اعتراض سیاسی، بلکه فریادی از قلبِ مردمی بود که میدانستند رهبرشان در مسیر حق ایستاده است. این شعارها، انگار تکهای از ایمان مردم بود که در دلِ اندوه، امید و قدرت را نشان میداد.
با رسیدن به لحظات پایانی، وقتی پیکر مطهر شهید به سمت خاک آرامگاه امام رضا (ع) حرکت کرد، گویی زمان از حرکت ایستاد. سیل جمعیت، با همان هیبت و شکوه، پیکر او را در میان گرفتند. در نهایت، با دلی شکسته اما با غروری که لرزه بر اندام دشمن میاندازد، شهید را به خاک سپردند؛ سپردند به آرامگاهِ مردی که خود، مظهرِ حق بود.
ارسال دیدگاه