از کارتر تا ترامپ؛ ایران چگونه رؤسای جمهور آمریکا را به مخمصه انداخت؟
تهران (پانا) - تقابل با ایران در چهار دهه گذشته، از بحران گروگانگیری در دوران جیمی کارتر تا رویارویی نظامی در دوره دونالد ترامپ، بارها به یکی از چالشهای تعیینکننده رؤسای جمهور آمریکا تبدیل شده است؛ چالشی که پیامدهای آن از عرصه سیاست خارجی فراتر رفته و به اقتصاد، بازار انرژی، افکار عمومی و معادلات انتخاباتی واشنگتن رسیده است.
چهارم نوامبر ۱۹۸۰، جیمی کارتر در انتخاباتی که بحران گروگانگیری در تهران یکی از موضوعات محوری آن بود، شکست خورد و کاخ سفید را به رونالد ریگان واگذار کرد. اکنون، ۴۶ سال پس از آن واقعه، همزمانی سالگرد تسخیر سفارت آمریکا با انتخابات میاندورهای کنگره در سوم نوامبر ۲۰۲۶، بار دیگر مسئله ایران را به یکی از موضوعات مهم سیاست داخلی آمریکا تبدیل کرده است؛ این بار دونالد ترامپ با شرایطی روبهروست که شباهتهایی با تجربه کارتر دارد، اما ابعاد و پیچیدگیهای آن بهمراتب گستردهتر است.
از بحران گروگانگیری تا شکست عملیات طبس
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، یکی از مهمترین معادلات راهبردی آمریکا در خاورمیانه را دگرگون کرد. ایران که پیش از انقلاب از متحدان اصلی واشنگتن در منطقه به شمار میرفت، پس از انقلاب به بازیگری مستقل تبدیل شد که سیاستهای آمریکا را به چالش میکشید.
تسخیر سفارت آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و بازداشت ۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز، این تقابل را به بحرانی مستقیم برای دولت جیمی کارتر تبدیل کرد. تلاش واشنگتن برای آزادسازی گروگانها از مسیر نظامی نیز در عملیات طبس در آوریل ۱۹۸۰ با شکست مواجه شد؛ عملیاتی که به کشته شدن هشت نظامی آمریکایی انجامید و ضربهای جدی به اعتبار دولت کارتر وارد کرد.
بحران ایران در کنار تورم، مشکلات اقتصادی و بحران انرژی، به یکی از عوامل تضعیف موقعیت انتخاباتی کارتر تبدیل شد و در نهایت، او در انتخابات ریاستجمهوری چهارم نوامبر ۱۹۸۰ از رونالد ریگان شکست خورد.
ترامپ و تکرار یک مخمصه تاریخی
اکنون دونالد ترامپ با بحرانی مواجه شده که اگرچه از نظر ماهیت با بحران کارتر متفاوت است، اما یک ویژگی مشترک دارد: ناتوانی در مهار پیامدهای تقابل با ایران در چارچوبی محدود و قابل کنترل.
بحران کنونی صرفاً به یک مناقشه دیپلماتیک یا عملیات نظامی محدود نیست؛ هزینههای جنگ، اختلال در بازار انرژی، افزایش قیمت سوخت، نگرانی از گسترش درگیری و دشواری دستیابی به اهداف اعلامشده، مجموعهای از فشارها را بر دولت آمریکا تحمیل کرده است.
ترامپ که با وعده بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش هزینههای زندگی به قدرت بازگشته بود، اکنون با تناقضی جدی میان وعدههای انتخاباتی و پیامدهای اقتصادی جنگ مواجه است. هرگونه افزایش قیمت انرژی میتواند به افزایش هزینه حملونقل، تولید و کالاهای مصرفی منجر شود و فشار اقتصادی را به زندگی روزمره شهروندان آمریکایی منتقل کند.
تنگه هرمز؛ حلقه اتصال میدان جنگ به اقتصاد آمریکا
یکی از مهمترین تفاوتهای بحران کنونی با تجربه کارتر، نقش تنگه هرمز در معادلات اقتصاد جهانی است. این آبراه راهبردی، مسیر عبور حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال در تردد نفتکشها میتواند بازار انرژی و اقتصاد کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، تقابل با ایران دیگر صرفاً یک مسئله امنیتی برای واشنگتن نیست. افزایش قیمت نفت و بنزین، هزینههای اقتصادی جنگ را مستقیماً به شهروندان آمریکایی منتقل میکند؛ شهروندانی که شاید جزئیات مناقشه سیاسی و نظامی را دنبال نکنند، اما افزایش هزینه سوخت را در زندگی روزمره خود احساس میکنند.
این مسئله برای ترامپ اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا قیمت بنزین یکی از شاخصهای ملموس ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت در افکار عمومی آمریکاست و افزایش آن میتواند به کاهش رضایت عمومی و تضعیف پایگاه انتخاباتی حزب حاکم منجر شود.
از جنگ ایران تا شکست انتخاباتی جمهوریخواهان
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶، نقطه عطف دیگری در فشارهای سیاسی بر دولت ترامپ بود. شکست جمهوریخواهان و از دست رفتن اکثریت این حزب در کنگره، موازنه قدرت در ساختار سیاسی آمریکا را تغییر داد و موقعیت دولت را در دو سال پایانی ریاستجمهوری دشوارتر کرد.
اگرچه نمیتوان نتیجه انتخابات را صرفاً به جنگ ایران نسبت داد، اما افزایش هزینههای زندگی، رشد قیمت سوخت، نگرانی از تداوم درگیری و نارضایتی از عملکرد اقتصادی دولت، از جمله عوامل اثرگذار بر رفتار رأیدهندگان بود.
این نتیجه، علاوه بر تضعیف موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان، امکان نظارت و فشار سیاسی دموکراتها بر دولت را افزایش میدهد. بررسی هزینههای جنگ، نحوه تصمیمگیریهای نظامی و مطالبه شفافیت درباره اهداف و دستاوردهای تقابل با ایران میتواند به یکی از محورهای اصلی فعالیت کنگره تبدیل شود.
از سوی دیگر، کاهش قدرت جمهوریخواهان در کنگره به معنای توقف خودکار سیاستهای نظامی ترامپ نیست؛ رئیسجمهور آمریکا همچنان از اختیارات مهمی در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح برخوردار است، اما پیشبرد برنامههای دولت با موانع سیاسی و نظارتی بیشتری روبهرو خواهد شد.
سه انتخاب دشوار پیش روی ترامپ
ترامپ اکنون با سه مسیر اصلی مواجه است؛ ادامه یا تشدید تقابل نظامی، حرکت به سمت توافق سیاسی با ایران یا حفظ وضعیت نه جنگ و نه صلح.
تشدید درگیری ممکن است با هدف افزایش فشار بر ایران و کسب امتیاز دنبال شود، اما خطر گسترش جنگ و افزایش هزینههای اقتصادی و نظامی را نیز به همراه دارد.
حرکت به سمت توافق میتواند هزینههای جنگ را کاهش دهد و فرصتی برای بازسازی اعتبار اقتصادی و سیاسی دولت فراهم کند؛ با این حال، ترامپ باید بتواند چنین توافقی را در داخل آمریکا بهعنوان یک دستاورد معرفی کند و از متهم شدن به عقبنشینی در برابر ایران جلوگیری کند.
ادامه وضعیت موجود نیز اگرچه ممکن است در کوتاهمدت از هزینه تصمیمهای بزرگ جلوگیری کند، اما به معنای تداوم نااطمینانی در بازار انرژی، فشارهای اقتصادی و باقی ماندن بحران در سیاست داخلی آمریکا خواهد بود.
تفاوت کارتر و ترامپ؛ یک شباهت تاریخی با ابعادی پیچیدهتر
مقایسه دو دوره نشان میدهد که بحران کارتر عمدتاً حول گروگانگیری و شکست عملیات نظامی طبس شکل گرفته بود، اما بحران ترامپ ابعاد گستردهتری دارد و اقتصاد جهانی، بازار انرژی، امنیت منطقهای و رقابتهای حزبی آمریکا را به یکدیگر پیوند زده است.
کارتر در سال ۱۹۸۰ با بحرانی مواجه شد که اعتبار مدیریتی او را زیر سؤال برد و به شکست انتخاباتیاش کمک کرد. ترامپ نیز اکنون با وضعیتی روبهروست که پیامدهای تقابل با ایران، به یکی از موضوعات مؤثر بر ارزیابی عملکرد دولت و موقعیت حزب جمهوریخواه تبدیل شده است.
آنچه در این میان اهمیت دارد، محدودیت قدرت آمریکا در تبدیل برتری نظامی و اقتصادی به نتیجه سیاسی مطلوب است. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که فشار نظامی و اقتصادی، لزوماً به معنای امکان تحمیل اراده سیاسی واشنگتن به تهران نیست.
تقابل با ایران برای رؤسای جمهور آمریکا، از کارتر تا ترامپ، بارها از یک پرونده سیاست خارجی فراتر رفته و به آزمونی برای اعتبار سیاسی، توان مدیریتی و آینده انتخاباتی آنان تبدیل شده است؛ واقعیتی که نشان میدهد تصمیمگیری درباره ایران، همواره یکی از دشوارترین محاسبات راهبردی واشنگتن بوده است.
ارسال دیدگاه