سربازان بی‌ادعا، قهرمانان ابدی

کرج(پانا)_ در پی حملهٔ ناجوانمردانهٔ کوردلان تروریست به پادگانِ ارتش در ایرانشهر، جمعی از سربازان غیور وطن که حافظان آرامشِ مرزها بودند، به فیض شهادت نائل آمدند.

کد مطلب: ۱۷۲۱۸۵۲
لینک کوتاه کپی شد
سربازان  بی‌ادعا، قهرمانان  ابدی

این حادثهٔ تلخ، بار دیگر نشان داد که پاسداران  امنیت  این سرزمین، برای حفظ آرامشِ هموطنان، تا آخرین قطرهٔ خون خود ایستاده‌اند و این جنایت، تنها عزم ملت را برای مقابله با تروریسم راسخ‌تر خواهد کرد.

ایرانشهر، امروز فقط یک نام نیست یک زخم باز  بر تن وطن است

زخمی که نه با زمان خوب می‌شود، نه با سکوت، نه با اشک.  

امروز آسمان  این شهر، بغض کرده است؛  

و زمین، زیر  قدم‌هایش می‌لرزد از سنگینی  خون جوان‌هایی که قرار بود فقط بایستند، خدمت کنند، و برگردند...

اما برنگشتند.  

در همان جایی که باید پناه خستگی‌شان می‌بود،  

در همان آسایشگاهی که باید بوی آرامش می‌داد،  دست‌های سیاه دشمن، خواب آخرشان را بریدند.  

و چه تلخ است وقتی سرباز،  نه در میدانِ نبرد،  که در بستر آسودگی،  پر می‌کشد...

این‌ها فقط چند نام نیستند؛  

این‌ها تکه‌هایی از قلب  ایران‌اند.  پسرانی که مادر، با هزار دعا راهی‌شان کرد،  پدر، با دل  لرزان بدرقه‌شان کرد،  

و خواهر، برادر، رفیق،  با امید بازگشت‌شان نفس کشیدند...  

اما حالا، فقط یک قاب مانده است،  یک لباس،  یک عکس،  و بغضی که هرگز قرار نیست سبک شود.

ایرانشهر،  امشب برای تو گریه نمی‌کنیم فقط؛  برای غرور  شکسته‌مان،  برای خنده‌های ناتمام،  برای جوانی‌هایی که در آستانه‌ شگفتن،  پرپر شدند...

آه ای سرباز  بی‌نام این خاک...  

تو شاید نامت در روزنامه‌ها کوتاه نوشته شود،  

اما نامت در دل ما،  تا همیشه بلند خواهد ماند.  تو رفتی تا ما بمانیم،  تو خوابیدی تا این خاک بیدار بماند،  تو جان دادی تا چراغ خانه‌ها خاموش نشود.

و چه سخت است فهم  این حقیقت که  

گاهی شهادت،  نه پایان یک راه،  بلکه آغاز  ماندن  یک نام است...  

نامی که دیگر در شناسنامه جا نمی‌شود،  در تاریخ  در اشک و  در دعای نیمه‌شب  مادران جا می‌گیرد.

دشمن فکر کرد با بریدن نفسِ چند سرباز،  می‌تواند قلب یک ملت را بلرزاند...  

اما نمی‌دانست  ما با هر قطره خون پاک،  ریشه‌دارتر و محکم‌تر می‌شویم،  و داغ عزیزان‌مان را  به پرچم برافراشته‌  غیرت تبدیل می‌کنیم.

امشب، هر ستاره بر آسمان  ایرانشهر،  انگار چراغی‌ست برای راه رفتگان. انگار خود  آسمان هم فهمیده است  

که بعضی رفتن‌ها،  مرگ نیست؛  پرواز است و ما مانده‌ایم با دلی که شکست،  با چشمی که خشک نمی‌شود،  با سینه‌ای که برای همیشه  جای خالی  شما را نفس خواهد کشید...

ایرانشهر تسلیت...  

ایران تسلیت...  

و سلام بر شما،  

ای سربازان خاموشِ روشنایی،  

ای کسانی که رفتید  

تا شرافت  این خاک، زنده بماند.

 

 

نویسنده : دانش‌آموز: یگانه احمدی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار