گاهی خبرها را نه با چشم، که با دل باید نوشت

کرج(پانا) -دو روز وداع، در میان اشک‌ها و نگاه‌هایی که هر کدام روایتگر دلتنگی بودند، به پایان رسید و امروز، روز تشییع فرا رسیده است. روزی که تهران، گام در مسیر آخرین بدرقه گذاشته است.

کد مطلب: ۱۷۱۸۲۹۵
لینک کوتاه کپی شد
گاهی خبرها را نه با چشم، که با دل باید نوشت

این روزها ایران و تمام جهان حال و هوای دیگری دارد؛ حال و هوایی میان بغض و باور، میان اندوه و ایستادگی. دو روز گذشته وداع بود؛ وداعی که در آن اشک‌ها آرام اما سنگین بر گونه‌ها نشست و نگاه‌ها، دنبال معنایی می‌گشت که در واژه‌ها نمی‌گنجد. جمعیتی که آمدند، هر کدام قصه‌ای در دل داشتند؛ قصه‌ای از ایمان، از دلتنگی، از احترام.

من اما، خبرنگاری که قرار بود شاهد و راوی باشد، نتوانستم در میان آن همه حضور باشم. مجوز در دست بود، اما شرایط، مسیر را از من گرفت. و این نبودن، خودش بخشی از روایت شد؛ روایتی از خبرنگاری که خبر را از دور، اما با تمام جان لمس می‌کند.

اکنون که روز تشییع است، شهر تهران دوباره آماده می‌شود برای بدرقه‌ای دیگر؛ بدرقه‌ای که فقط یک مراسم نیست، بلکه تجدید عهد است. عهدی میان مردم و راهی که آن را ادامه خواهند داد، حتی اگر قدم‌ها خسته باشد و چشم‌ها اشک‌آلود.

 نام رهبر شهید و پدر ایران همچون همیشه در دل این همراهی و همدلی، یادآور مسیر و معنایی است که این مردم بر آن استوار ایستاده‌اند.

گاهی فکر می‌کنم خبرنگاری فقط ثبت لحظه‌ها نیست؛ گاهی ثبت دلتنگی‌هایی است که در قاب دوربین جا نمی‌شود. من این روزها، نبودن را هم گزارش می‌کنم؛ نبودنی که خودش پر از حضور است… حضور در دل خبر، حتی اگر در صحنه نباشی.

و امروز که تشییع آغاز شد، شهر تهران دوباره نشان داد که اندوه، همیشه پایان نیست؛ گاهی آغاز است… آغاز فهمی عمیق‌تر از یک مسیر، یک نام، و یک خاطره.

 

 

 

نویسنده : دانش‌آموز: ملیکا بهروزی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار