وفاداری به آرمانها،رسم ایرانیان است
کرج(پانا)-سرزمین من، سرزمینی است که با خون همبستگی آبیاری شده و ریشههایش در عمق باورهای مردمی است که معنای ماندن را خوب میدانند.
این روزها که از کوچه و خیابانهای شهر میگذرم، در چشمان مردم، در گامهای استوار پیرمردی که با عصا به سمت هدف میرود، و در لبخند کودکانی که پرچم بر دست دارند، حقیقتی بزرگ را میبینم. مردم، خود این انقلاباند؛ نه تماشاچیان آن. هر بار که غباری از تردید بر آسمان کشور مینشیند، همین حضور پرشور و بیادعای آنان است که افق را دوباره شفاف میکند.
حضور در صحنه، برای این مردم نه یک وظیفه، که یک تپش است؛ تپشی که در رگهای این سرزمین جریان دارد. آنها خوب میدانند که درخت تنومند این انقلاب، با دستهای پینهبسته کارگران، با قلمهای متعهد نویسندگان، و با حضور بیوقفه همه کسانی که این خاک را خانه خود میدانند، سرپا مانده است.
گاهی فکر میکنم چه رازی در این پیوند نهفته است؟ شاید راز آن در وفاداری به آرمان است؛ در همان نگاههای امیدوارانهای که حتی در سختترین طوفانها، از پای ننشسته و دست از پیمان خود برنداشتهاند. این حضور، بلندترین فریادی است که تاریخ به خود دیده؛ فریادی که میگوید: ما هستیم، چون این خاک، جان ماست.
این انقلاب، نه فقط در کتابها و اسناد، که در بودن تکتک ما نفس میکشد. حضور مردم در صحنه، تجلی یک عشق جمعی است؛ عشقی که خستگیناپذیر است و از آزمونهای دشوار، سربلند بیرون آمده است. تا این مردم، با این غیرت و بیداری در صحنه حاضرند، هیچ بادی نمیتواند ریشههای این درخت کهن و استوار را بلرزاند.
ما همپای هم، گام برمیداریم؛ نه برای دیروز، که برای فردایی که میدانیم به دستان همین مردم حاضر در صحنه، ساخته خواهد شد.
ارسال دیدگاه