پانا از حلقه مفقوده پیوند مدرسه و بازار کار گزارش میدهد؛
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس: هنرستانها میتوانند مسیر ورود دانشآموزان به بازار کار و کارآفرینی را هموار کنند
تهران (پانا) - عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با انتقاد از فاصله میان تحصیلات دانشگاهی و نیازهای بازار کار، بر ضرورت تقویت مهارتآموزی و توسعه هنرستانها تأکید کرد و گفت که بسیاری از دانشآموختگان حتی در سطوح بالای دانشگاهی پس از پایان تحصیل نمیتوانند در زمینهای که برای آن آموزش دیدهاند یا به آن علاقهمند هستند، شغل پیدا کنند و این مسئله نشاندهنده ضعف در انطباق میان نظام آموزشی و شرایط بازار کار است.
سالهاست بخشی از مسیر نظام آموزشی کشور بر این اساس تعریف شده که دانشآموز پس از پایان مدرسه، وارد دانشگاه شود و پس از طی مقاطع مختلف تحصیلی، در نهایت راه خود را به بازار کار باز کند؛ مسیری که در بسیاری از موارد، فاصله میان «تحصیل» و «اشتغال» را طولانی و گاه مسیر شغلی فرد را از رشتهای که برای آن آموزش دیده، دور میکند.
در چنین شرایطی، هنرستانها بهعنوان یکی از مسیرهای آموزش فنی و مهارتی، میتوانند نقشی متفاوت ایفا کنند؛ مسیری که قرار است دانشآموز را از همان دوره متوسطه دوم با یک مهارت و حرفه مشخص آشنا کند و فاصله میان مدرسه و محیط واقعی کار را کاهش دهد. با این حال، پرسش اصلی اینجاست که آیا هنرستانهای کشور توانستهاند دانشآموز را به شغلی مرتبط با مهارتی که آموخته است برسانند یا اینکه بخشی از فارغالتحصیلان نیز در نهایت مسیر تحصیل و اشتغال خود را در حوزهای کاملاً متفاوت ادامه میدهند؟
هنرستان؛ انتخاب یک مسیر متفاوت در آموزش متوسطه
در ساختار آموزشی ایران، پایان پایه نهم برای دانشآموز تنها به معنای عبور از متوسطه اول نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نقاط تصمیمگیری درباره آینده تحصیلی اوست. دانشآموز در این مرحله، بر اساس فرآیند هدایت تحصیلی، میتواند مسیر شاخه نظری را انتخاب کند یا به سمت آموزشهای فنی و مهارتی در هنرستان برود.
در شاخههای فنیوحرفهای و کاردانش، برخلاف مسیر صرفاً نظری، آموزش مهارتهای تخصصی و عملی بخش مهمی از فرآیند یادگیری را تشکیل میدهد. هدف از این مسیر آن است که دانشآموز تنها با مفاهیم یک حوزه آشنا نشود، بلکه بخشی از تواناییهای مورد نیاز برای فعالیت حرفهای را نیز کسب کند.
به همین دلیل، فلسفه وجود هنرستان را نمیتوان صرفاً در افزایش تنوع رشتههای تحصیلی خلاصه کرد. هنرستان در ساختار آموزشوپرورش، در نقطهای قرار گرفته که میتواند مدرسه را به بازار کار متصل کند؛ یعنی آموزش از همان سالهای نوجوانی، به جای اینکه صرفاً مقدمهای برای تحصیلات دانشگاهی باشد، میتواند بخشی از مسیر آمادهسازی فرد برای یک حرفه نیز باشد.
هنرستانی که به بازار کار وصل نباشد، بخشی از هدف خود را از دست میدهد
یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در این میان، کیفیت آموزش عملی است. اگر آموزش هنرستان با نیازهای روز بازار کار فاصله داشته باشد، تجهیزات کارگاهی بهروز نباشند یا دانشآموز فرصت کافی برای مواجهه با محیط واقعی کار نداشته باشد، داشتن یک دیپلم مهارتی لزوماً به معنای آمادگی برای ورود به شغل نیست.
در مقابل، هنرستانی که بتواند میان آموزش، کارگاه و محیط واقعی اشتغال ارتباط ایجاد کند، ظرفیت بیشتری برای تربیت نیروی ماهر خواهد داشت.
برای مثال، دانشآموزی که در یک رشته فنی تحصیل میکند، اگر در دوران تحصیل علاوه بر آموزشهای مدرسه، با استانداردها و تجهیزات مورد استفاده در صنعت آشنا شود و تجربه عملی واقعی به دست آورد، پس از فارغالتحصیلی با فاصله کمتری میان آنچه در مدرسه آموخته و آنچه کارفرما از او انتظار دارد، مواجه خواهد شد.
بنابراین، مسئله هنرستان فقط این نیست که «دانشآموز چه چیزی یاد میگیرد؟»؛ بلکه این است که «آیا چیزی که یاد میگیرد، همان چیزی است که در محیط کار به آن نیاز دارد؟»
انتخاب رشته از پایه نهم؛ یک تصمیم زودهنگام با آثار بلندمدت
در این میان، هدایت تحصیلی دانشآموزان نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. انتخاب هنرستان در پایان پایه نهم، در سنی انجام میشود که بسیاری از دانشآموزان هنوز شناخت کاملی از تواناییها، علایق و حتی مشاغل موجود در جامعه ندارند. اگر انتخاب رشته صرفاً تحت تأثیر نظر خانواده، نگاه جامعه به رشتههای مختلف یا تصور نادرست درباره «مسیر راحتتر» انجام شود، احتمال تغییر مسیر در سالهای بعد افزایش پیدا میکند.
در مقابل، هدایت تحصیلی مؤثر باید دانشآموز را با ماهیت رشته، مهارتهای مورد نیاز، محیط کار، فرصتهای شغلی و مسیر ادامه تحصیل آشنا کند تا انتخاب هنرستان یک تصمیم آگاهانه باشد، نه صرفاً انتخابی جایگزین برای دانشآموزانی که نمیخواهند وارد شاخه نظری شوند. این نگاه میتواند یک تغییر مهم در نگرش به هنرستان ایجاد کند؛ هنرستان نباید انتخاب دوم دانشآموز تلقی شود؛ بلکه باید یکی از مسیرهای اصلی آموزش و تربیت نیروی انسانی کشور باشد.
ادامه تحصیل؛ رقیب هنرستان یا ادامه طبیعی مسیر مهارتی؟
از سوی دیگر، ورود فارغالتحصیل هنرستان به دانشگاه را نیز نباید الزاماً به معنای شکست آموزش مهارتی دانست. اگر یک هنرجوی رشته برق پس از هنرستان در مسیر آموزش عالی همان حوزه را ادامه دهد و بعد به یک تکنسین یا نیروی متخصص تبدیل شود، در واقع آموزش مدرسه، دانشگاه و بازار کار در یک زنجیره قرار گرفتهاند.
مشکل زمانی جدی میشود که این زنجیره از هم گسسته شود؛ یعنی دانشآموز یک مهارت را در هنرستان بیاموزد، سالها برای تحصیل در حوزهای دیگر وقت بگذارد و در نهایت وارد شغلی شود که نه با آموزش هنرستان ارتباط دارد و نه با تخصص دانشگاهی او.
در این وضعیت، بخشی از سرمایهگذاری آموزشی کشور و زمان خود فرد، بدون آنکه به یک مسیر حرفهای منسجم منتهی شود، هدر میرود.
هنرستان؛ از «مدرسه مهارتی» تا «مسیر اشتغال»
اهمیت هنرستان در نظام آموزشوپرورش را باید فراتر از یک انتخاب رشته تحصیلی دید. هنرستان میتواند یکی از مهمترین ابزارهای کشور برای کاهش فاصله میان نظام آموزشی و نیازهای واقعی جامعه و بازار کار باشد؛ اما تحقق این هدف نیازمند آن است که آموزش مهارتی از مدرسه جدا از اقتصاد و اشتغال تعریف نشود.
اگر رشتههای هنرستانی بر اساس نیازهای واقعی و آینده بازار کار طراحی شوند، تجهیزات و آموزشها بهروز باشند، هنرآموزان از ارتباط با صنعت برخوردار باشند، هدایت تحصیلی با شناخت واقعی از مشاغل انجام شود و برای دانشآموز فرصت تجربه محیط کار فراهم شود، هنرستان میتواند مسیر ورود به حرفه را کوتاهتر و هدفمندتر کند.

زهرا خدادادی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با پانا با اشاره به شرایط بازار کار و ضرورت توجه به مهارتآموزی اظهار کرد: «در شرایط کنونی کشور یکی از مسائل مهم، اشتغال دانشآموختگان و فاصلهای است که میان تحصیلات دانشگاهی و بازار کار وجود دارد.»
وی افزود: «بسیاری از دانشآموختهها، حتی در ردههای بالای دانشگاهی، پس از پایان تحصیل نمیتوانند کاری را که به آن علاقهمند هستند یا در همان زمینهای که تحصیل کردهاند به دست آورند. این مسئله نشان میدهد که در زمینه انطباق و تطابق میان تحصیلات دانشگاهی، بازار کار و شرایط کاری جامعه نتوانستهایم تعادل مناسبی ایجاد کنیم.»
خدادادی ادامه داد: «جامعه امروز علاوه بر تحصیلات، به مهارتآموزی نیز نیاز دارد و باید شرایطی فراهم شود که دانشآموزان پیش از ورود به دانشگاه با مهارتهای مختلف آشنا شوند و مسیر مناسبتری برای آینده شغلی خود انتخاب کنند.»
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به ضرورت ایجاد تنوع در مسیرهای آموزشی دانشآموزان گفت: «برای بسیاری از دانشآموزان، به جای اینکه الزاماً وارد مسیر تحصیلات آکادمیک شوند و پس از آن با مشکل اشتغال مواجه شوند، میتوان زمینهای فراهم کرد تا یک مهارت یا کسبوکار را بیاموزند و بر اساس همان مهارت وارد بازار کار شوند.»
وی تأکید کرد: «دانشآموزانی که به مهارتهای مختلف علاقه و استعداد دارند، باید بتوانند از همان دوران مدرسه مسیر تخصصی خود را پیدا کنند و آموزشهای لازم را ببینند؛ چراکه این مسئله میتواند زمینه را برای اشتغال و حتی کارآفرینی آنها فراهم کند.»
خدادادی با بیان اینکه هدف صرفاً تربیت نیروی کار برای استخدام در شرکتها و دستگاههای دولتی نیست، افزود: «دانشآموزان و جوانان میتوانند با کسب مهارت، خودشان کارآفرین شوند و به جای اینکه وابسته به استخدام در شرکتها یا ادارات دولتی باشند، کسبوکار خود را ایجاد کنند.»
وی ادامه داد: «اگر فردی بتواند بر اساس مهارتی که آموخته است کارآفرینی کند، علاوه بر ایجاد اشتغال برای خود، میتواند زمینه اشتغال افراد دیگری را نیز فراهم کند و به این ترتیب در امرار معاش افراد و چرخش اقتصاد و تولید کشور نقش داشته باشد.»
تأکید بر تقویت هنرستانها
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس یکی از مسیرهای مهم برای تحقق این هدف را توجه ویژه به مهارتآموزی و تقویت هنرستانها دانست و گفت: «یکی از مسائل مهمی که امروز باید بر آن تأکید و توجه ویژهای داشته باشیم، مهارتآموزی و هنرستانهاست و باید بتوانیم هنرستانها را تقویت کنیم.»
خدادادی افزود: «دانشآموزانی که مستعد هستند، علاقه و انگیزه دارند و در زمینههای مختلف مهارتی استعداد دارند، باید بتوانند وارد رشتههای مهارتی و تخصصی شوند، آموزش ببینند و پس از آن نیز در همان رشته به موفقیت برسند.»
وی تصریح کرد: «اگر دانشآموزان مستعد در مسیر مهارتآموزی قرار بگیرند، میتوانند در آینده به کارآفرینانی تبدیل شوند که هم به اقتصاد و تولید کشور کمک کنند و هم در مسیر پیشرفت کشور در زمینههای مختلف نقش داشته باشند.»
ضرورت حفظ مسیر تحصیلات آکادمیک در کنار مهارتآموزی
خدادادی در عین حال تأکید کرد: « توجه به مهارتآموزی به معنای حذف یا کماهمیت دانستن تحصیلات دانشگاهی نیست، بلکه باید برای دانشآموزان مسیرهای متنوعی متناسب با استعداد، علاقه و توانایی آنها فراهم شود.»
وی گفت: «در کنار مسیر مهارتآموزی، تحصیلات آکادمیک نیز جایگاه خود را دارد و افرادی که وارد این عرصه میشوند میتوانند در حوزههای علمی و تأثیرگذار فعالیت کنند.»
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس خاطرنشان کرد: «مسئله اصلی این است که نظام آموزشی بتواند میان استعداد و علاقه دانشآموزان، نوع آموزش و نیازهای واقعی جامعه و بازار کار ارتباط مناسبی برقرار کند؛ به گونهای که هر دانشآموز متناسب با توانمندی خود بتواند مسیر آیندهاش را انتخاب کند و آموزشهایی را دریافت کند که در نهایت به اشتغال، کارآفرینی، تولید و پیشرفت کشور منجر شود.»
ارسال دیدگاه