توصیه های عاشورایی شهدای امور تربیتی/۵
شهیدی که در مکتب حسینی رشد و نمو یافت
شهید جعفر حقگوی دهخوارقانی تا سن هفت سالگی در آغوش گرم مادر و در کنار مهر پدر رشد نمود و در این ایام کودکانهی خود، با مادرش در مراسم مذهبی و عزاداریهای امام حسین(ع) شرکت نموده و از همان کودکی در مکتب حسینی رشد و نمو یافت.
به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، می دانیم که انقلاب اسلامی ایران و نهضت امام خمینی(ره) حاضل پیام ۱۴۰۰ سال پیش نهضت عاشورای امام حسین (ع) است که در نهایت به دست فرزند خلف ایشان یعنی امام خمینی (ره) به تمر نشست و موجبات تشکیل حکومت اسلامی را فراهم ساخت .
امام خمینی (ره) در برابر یزیدان زمان ایستادگی کرد و از برکت آموزه های امام حسین (ع) و یارانش بود که در هشت سال دفاع مقدس شهدای گلگون کفنی را تقدیم کردیم که همانند ۷۲ تن از یران امام حسین (ع) در مقابل یزیدیان ایستادند.
سرویس آموزش و پرورش پانا در راستای ارج نهادن به مقام شامخ شهدا به ویژه ۴۱۱ شهید امور تربیتی و همچنین نشان دادن آثاری از برکات نضهت عظیم کربلا برگی از زندگینامه این شهدا را که مربوط به تاسی از این نهضت عظیم بوده است، ورق زده است که در ایام ماه های محرم و صفر در قالب گزارش های مختلف منتشر می کند.
بخش پنجم این گزارش مربوط به شهید جعفر حقگوی دهخوارقانی از شهدای امور تربیتی استان آذربایجان شرقی شهرستان آذرشهر است که تا سن هفت سالگی در آغوش گرم مادر و در کنار مهر پدر رشد نمود و در این ایام کودکانهی خود، با مادرش در مراسم مذهبی و عزاداریهای امام حسین(ع) شرکت نموده و از همان کودکی در مکتب حسینی رشد و نمو یافت.
مشخصات شهید:
نام و نام خانوادگی: جعفر حقگوی دهخوارقانی
سال تولد: ۱۳۴۲
محل تولد: آذرشهر
سال ورود به امور تربیتی: ۱۳۶۲
مدرک تحصیلی: کارشناسی
محل اشتغال: مدرسه
سایر سمتهای اداری: خبرنگار صدا و سیما- عضو اطلاعات سپاه- غواص اطلاعات و عملیات لشگر عاشورا
نحوه شهادت: جهاد در جبهههای حق علیه باطل
تاریخ شهادت: ۲۱/۱۱/۱۳۶۴
محل شهادت: فاو عراق
محل دفن شهید: گلزار شهدای آذرشهر
تاریخ اعزام به جبهه: ۰۹/۰۴/۶۱
محل اعزام: آذرشهر
مدت حضور در جبهه: ۲سال
زندگی نامه شهید:
در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱ در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود. تا سن هفت سالگی در آغوش گرم مادر و در کنار مهر پدر رشد نمود و در این ایام کودکانهی خود، با مادرش در مراسم مذهبی و عزاداریهای امام حسین(ع) شرکت نموده و از همان کودکی در مکتب حسینی رشد و نمو یافت. دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت کامل در مدارس بیژن و شهید مصطفی خمینی(ره) به اتمام رساند. ایشان هرروز پس از اتمام مدرسه به پدرومادر خود کمک میکرد. ایشان چون طالب علم و معرفت بود، دائمأ با افراد باتجربه و عالمان نشستوبرخاست میکرد و همیشه سعی داشت که فردایش بهتر از امروزش باشد. پس از اتمام دوران راهنمایی، در دبیرستان شهید دکتر بهشتی دوران متوسطه را آغاز نمود و سالهای دوم و سوم دبیرستان را در مدرسهی شبانهی عجبشیر به اتمام رساند. ایشان از اول انقلاب بههمواره امت انقلابی آذرشهر، در مراسم راهپیمایی و مبارزه با عمال رژیم طاغوتی شرکت داشت. تا اینکه انقلاب به رهبری امام به پیروزی رسید و از آنبهبعد، انقلاب و انقلابگری در متن زندگی آن شهید والامقام قرار گرفت. در دوران دوم و سوم دبیرستان، همکاری صادقانهی وی با کمیتهی امداد (ره) باعث شد که مدتی مسئول امور مالی و نیز معاون آن اداره باشد. وی برای اولینبار در سال ۱۳۶۱ عازم جبههی پیرانشهر شد. زمانی که برای آخرینبار در مهر ۱۳۶۴ خانواده و دوستانش با وی وداع کردند، به عهملیات والفجر۸ پیوسته و پس از فتح شهر فاو عراق، در کسوت غواص به درجهی رفیع شهادت نائل گردید.
قسمتی از وصیت نامهی شهید:
خداوندا! سپاس میگویم که یکتایی و حضرت محمد(ص) بنده و رسول توست برای هدایت انسانها؛ و دوازده امام جانشینان برحق رسول تواند و دخت رسول تو مادر یازده معصوم است و از این چهارده معصوم درروز قیامت تقاضای شفاعت دارم. بارالها تو شاهدی که ما به جبهه نیامدیم مگر اینکه به فرمان نائب امام زمان(عج) اطاعت کردهباشیم. ای خدای مهربان! توبهی بندهی گنهکارت را بپذیر و روز حساب بر من سخت نگیر که طاقت عذاب و قهر تو را ندارم و خیلی ضعیف و ذلیلم. ای عزیزان به یاد خدا باشید و ذکر او را بر لب جاری سازید و دل و قلب خود را منزلگه نام و ذکر خدا قرار دهید تا شیطان بر دل راه نیابد که شیطان باعث دوری از خداوند خالق سبحان است و دعای امام امت را فراموش نسازید که او رهبری ما را در زمانی عهدهدار شد که غرق در فساد بودیم. اما او ما را نجات داد و جامعه را زنده کرد. پدرومادر مهربانم! ای عزیزانی که برایم زحمت زیادی کشیدید و بر گردن من حق دارید، مرا حلال کنید و وقتی با خدای خود رازونیاز میکنید، از ته دل از خدا مغفرت بر من روسیاه نمایید و بدانید صبر در فراق اولاد نزد خداوند سبحان پاداش بزرگی دارد. و ای کسانی که در این جامعهی نوپای اسلامی به تربیت فرزندان مشغولید! بدانید که تربیت بدون عمل بینتیجه و چهبسا مضر است. پس سعی کنید که عامل به دانستهها و گفتار خود باشید و با عمل خود آیندهسازان این کشور اسلامی را تربیت کنید. و ای والدین! بدانید که هرگاه آغاز به تربیت فرزند کردید دیر است. چرا که کودک را باید قبل از بهدنیا آمدن تربیت کرد و این امر تنها با تربیت صحیح خود و پرهیزگاری امکانپذیر است.
راز و نیاز با معبود
راوی: حاج محمد حقگوی (پدر شهید)
روزی که جعفر از جبهه آمده بود همه خوشحال بودیم، ولی من میدیدم از وقتی که جعفر از جبهه برگشته است حال و هوای دیگری دارد. بالآخره شب شد و همه خوابیدیم. نیمههای شب بود که احساس کردم صدای گریه و زاری میآید بلند شدم رفتم بفهمم که صدا از کجاست. وقتی وارد اتاق دیگر رفتم دیدم جعفر نماز شب میخواند و در سجده با خدایش راز و نیاز میکند و در حال گریه و زاری است.
هدیه به مادر
راوی: خواهر شهید
جعفر قبل از جبهه رفتن و در دوران نوجوانی و در ایام تابستان کار میکرد. او در کنار بنا کارگری میکرد و مزد کمی میگرفت. آخرین روزهای تابستان بود که دیدم با مقداری وسایل و ظروف خانه به خانه آمد و آنها را به مادر داد و گفت این هدایای من به شماست. مادر از او پرسید: جعفر جان پولش را از کجا آوردهای؟ او جواب داد با پولهایی که در تابستان جمع کردم برایتان خریدم.
حال و هوای عجیب
راوی: حاج محمد حقگوی (پدر شهید)
یک شب سهشنبه با بچهها جمع بودیم جعفر هم بود با اتفاق با هم تصمیم گرفتیم که به قبرستان ریاض الجنة برویم و دعای توسل بخوانیم همه به راه افتادیم و به طرف قبرستان رفتیم.
هر کس در داخل قبر خالی نشست و مشغول به راز و نیاز و دعای توسل شد در یک لحظه حواس من به جعفر رفت و دیدم که این شهید معزز حال و هوای بسیار عجیبی دارد اصلاً با بقیه فرق میکرد.
راستش را بخواهید میخواهم مطلبی را بگویم که شاید باورتان نشود ولی من مطئنم که جعفر بعد از شهادتش در همان قبری که آن روز در آن نشسته بود دفن شد.
ارسال دیدگاه