روایت پانا از برگزاری برنامه «محرم شهر» ویژه ایام اربعین
«محرمشهر»؛ روایتی زنده از عاشورا در قلب تهران؛ وقتی میدان آزادی به قرارگاه عاشقان حسین(ع) تبدیل میشود
تهران (پانا) - با آغاز شبهای محرم، میدان آزادی تهران چهرهای متفاوت به خود میگیرد؛ جایی که نور، هنر، آیین و حضور مردم در کنار هم قرار گرفتهاند تا «محرمشهر» را به یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی و آیینی پایتخت تبدیل کنند؛ شهری موقت که هر شب میزبان هزاران نفر از خانوادهها، نوجوانان، کودکان و عاشقان حضرت سیدالشهدا(ع) است.
به گزارش پانا، مانند هر شب، پس از اذان مغرب، مراسم آیینی محرم در شهر آغاز میشود و مردم، آرامآرام، به سوی میدان آزادی راه میافتند. وقتی از ایستگاه مترو خارج میشوی، پیش از آنکه سازههای عظیم و پرچمهای برافراشته را ببینی، نوای آرام نوحهای از دور به گوش میرسد؛ صدایی که در هیاهوی پایتخت راه خود را باز کرده و رهگذران را قدمبهقدم به قلب این رویداد آیینی میکشاند.
هرچه به میدان نزدیکتر میشوی، سیاهی پرچمها، عطر اسپند و چای نذری و حضور پرشمار خانوادهها، آرامآرام، از ورود به شهری خبر میدهد که هویتش با نام سیدالشهدا(ع) گره خورده است.
آنچه در نخستین نگاه جلب توجه میکند، فقط گستردگی محرمشهر نیست؛ بلکه حضور مردمی است که از گروههای سنی و اجتماعی مختلف، دوشادوش یکدیگر راهی این سوگواره شدهاند. پدربزرگی که دست نوهاش را گرفته، مادر جوانی که کالسکه کودک خود را آرام در میان جمعیت حرکت میدهد، نوجوانانی که پرچم «یا حسین(ع)» را بر دوش انداختهاند و خادمانی که از نخستین ساعات عصر برای پذیرایی از مردم آماده شدهاند، تصویری از همدلی و مشارکت را پیش چشم هر بازدیدکنندهای قرار میدهند. اینجا هیچکس احساس غریبی نمیکند؛ گویی همه، شهروندان یک شهر مشترکاند؛ شهری که نامش «محرمشهر» است.

آغاز یک روایت از میدان آزادی
با غروب خورشید، نورپردازی برج آزادی جلوهای تازه پیدا میکند. نورهای سفید و طلایی، خطوط معماری این بنای ماندگار را برجستهتر کردهاند و در اطراف آن، پرچمهای سرخ و سیاه در نسیم شب به حرکت درآمدهاند. کتیبههای مزین به نام امام حسین(ع)، ریسههای نوری و سازههای هنری عاشورایی، فضای میدان را از یک تقاطع شهری به صحنهای برای روایت تاریخ کربلا تبدیل کردهاند. کمتر رهگذری را میتوان دید که بیتفاوت از کنار این فضا عبور کند؛ بسیاری میایستند، به اطراف نگاه میکنند و لحظهای را برای ثبت این قاب متفاوت در حافظه یا دوربین تلفن همراه خود اختصاص میدهند.
هر چند قدم، صدایی تازه به گوش میرسد؛ از نوای مداحی و سرودهای آیینی گرفته تا همهمه کودکانی که در کنار خانوادههایشان وارد محوطه میشوند. در میان این صداها، گاه صدای دعوت خادمان موکبها نیز شنیده میشود؛ «بفرمایید، چای نذری...» یا «به نیت حضرت اباعبدالله(ع) پذیرایی بفرمایید». همین جملههای ساده، فضای محرمشهر را از یک رویداد رسمی به محیطی صمیمی و مردمی تبدیل کرده است؛ جایی که خدمت، بخشی از آیین عزاداری است.

شهری که با عطر چای و اسپند شناخته میشود
نخستین چیزی که پس از ورود به محرمشهر حس میشود، رایحهای است که در تمام محوطه جریان دارد. بوی اسپند، هل، دارچین، چای تازهدم و غذاهای نذری، در هوای شب پیچیده و با نسیم ملایم میدان آزادی درهم آمیخته است. این عطرها تنها بخشی از فضای مراسم نیستند؛ بلکه خاطرهای مشترک از شبهای محرم را برای بسیاری از بازدیدکنندگان زنده میکنند؛ خاطرهای که شاید از سالهای کودکی در ذهن آنان نقش بسته باشد.
موکبهای پذیرایی، یکی پس از دیگری در مسیرهای مختلف برپا شدهاند. برخی با چای از عزاداران پذیرایی میکنند، برخی شربت و آب خنک میان مردم توزیع میکنند و برخی دیگر غذای نذری را در اختیار مراجعهکنندگان قرار میدهند. نکته قابل توجه، حضور پرشمار نوجوانان و جوانانی است که داوطلبانه در این موکبها خدمت میکنند. آنها ساعتها بیوقفه استکانهای چای را پر میکنند، سینیها را جابهجا میکنند و با رویی گشاده از مردم استقبال میکنند؛ تصویری که بیش از هر چیز، روحیه مشارکت و همدلی را در این رویداد به نمایش میگذارد.

«محرمشهر»؛ فقط یک مراسم عزاداری نیست
آنچه محرمشهر را از بسیاری از برنامههای مشابه متمایز میکند، تنوع بخشهای فرهنگی و هنری آن است. اینجا تنها صدای مداحی شنیده نمیشود؛ بلکه در هر گوشه، روایتی متفاوت از فرهنگ عاشورا در جریان است. تعزیهخوانان، نقالان، پردهخوانان، گروههای سرود، هنرمندان هنرهای تجسمی و شاعران آیینی، هر یک با زبان خود تلاش میکنند پیام نهضت عاشورا را برای مخاطبان روایت کنند.
این رویکرد، همان نکتهای است که مصطفی زیبایینژاد، مدیرکل فرهنگی شهرداری تهران، نیز در معرفی محرمشهر بر آن تأکید کرده است. هدف این سوگواره تنها برگزاری مراسم عزاداری نیست، بلکه ایجاد «زیست عاشورایی» در فضای شهری است؛ فضایی که خانوادهها، کودکان، نوجوانان و جوانان بتوانند در کنار عزاداری، با مفاهیم فرهنگ حسینی از طریق هنر، روایت، تجربههای تعاملی و فعالیتهای فرهنگی ارتباط برقرار کنند. او همچنین میدان آزادی را قرارگاه اصلی برنامههای محرم تهران دانسته و معتقد است محرمشهر، پلی میان شبهای محرم و حرکت عظیم اربعین است.

سفینةالنجاة؛ نمادی که نگاهها را به خود خیره میکند
در میانه میدان، سازه عظیم «سفینةالنجاة» بیش از هر بخش دیگری نگاه بازدیدکنندگان را به خود جلب میکند. این سازه که با الهام از حدیث مشهور «حسین(ع)، چراغ هدایت و کشتی نجات است» طراحی شده، نهفقط یک اثر هنری، بلکه نمادی از پیام عاشورا برای نسل امروز به شمار میرود. بسیاری از خانوادهها پس از ورود، نخستین مقصد خود را این بخش قرار میدهند؛ کودکان با کنجکاوی به ابعاد بزرگ آن نگاه میکنند، نوجوانان از زوایای مختلف عکس میگیرند و سالمندان دقایقی را در سکوت کنار آن میایستند.
زیبایینژاد در معرفی این بخش گفته است که طراحی سازهها و المانهای محرمشهر، با الهام از نمادهای شناختهشده فرهنگ عاشورا انجام شده تا بازدیدکنندگان علاوه بر حضور در یک مراسم مذهبی، تجربهای بصری و فرهنگی نیز داشته باشند. در کنار «سفینةالنجاة»، طراحی نمادین «بابالقبله» و دیگر فضاهای آیینی نیز با همین هدف انجام شده است؛ هدفی که تلاش میکند روایت کربلا را با زبان هنر به مخاطب امروز منتقل کند.

هنر؛ زبانی که در محرمشهر روایت عاشورا را زنده نگه میدارد
چند دقیقهای از ورود به محرمشهر گذشته است که صدای ضربآهنگ سنج و طبل، مسیر قدمها را تغییر میدهد. جمعیتی چند صد نفری در مقابل صحنهای گرد هم آمدهاند؛ صحنهای که نه یک اجرای نمایشی معمولی، بلکه مجلس تعزیه است. سکوتی عجیب بر فضای اطراف حاکم میشود. بازیگران با لباسهایی که رنگ و نقش آنها هر کدام نشانی از شخصیتهای واقعه عاشورا دارد، آرام وارد میدان میشوند و روایت کربلا را آغاز میکنند. صدای سوزناک اشعار، حرکت اسبها، پرچمهای برافراشته و واکنش مردم، فضایی میآفریند که برای لحظاتی، مرز میان نمایش و واقعیت از بین میرود. بسیاری از حاضران بیاختیار اشک میریزند و کودکان، با چشمانی پرسشگر، از پدر و مادر خود درباره شخصیتهای تعزیه سؤال میکنند.
در فاصلهای نهچندان دور، پردهخوانی و نقالی نیز جمعیت دیگری را به خود جذب کرده است. پردههای بزرگ نقاشیشده، صحنههایی از واقعه عاشورا را به تصویر کشیدهاند و راوی، با صدایی رسا و آمیخته به اندوه، داستان هر تصویر را برای مخاطبان بازگو میکند. نوجوانان در سکوت گوش میدهند، سالمندان گاه سر تکان میدهند و برخی از بازدیدکنندگان برای نخستین بار با این هنرهای کهن ایرانی آشنا میشوند. حضور این برنامهها نشان میدهد برگزارکنندگان تلاش کردهاند روایت عاشورا را تنها به منبر و مداحی محدود نکنند و از ظرفیت هنرهای آیینی برای انتقال پیام کربلا به نسل امروز بهره بگیرند.

شهر کودک حسینی؛ جایی که کوچکترین مهمانان هم سهمی از محرم دارند
یکی از متفاوتترین بخشهای محرمشهر، فضایی است که برای کودکان در نظر گرفته شده است. برخلاف تصور رایج که مراسم عزاداری را تنها مناسب بزرگسالان میداند، اینجا کودکان نیز جایگاه ویژهای دارند. با ورود به «شهر کودک حسینی»، رنگهای شاد، طراحیهای کودکانه و صدای خنده بچهها، فضایی متفاوت از سایر بخشهای مجموعه ایجاد کرده است. مربیان فرهنگی با حوصله کنار کودکان نشستهاند و از طریق قصهگویی، نقاشی، نمایش عروسکی، بازیهای آموزشی و کارگاههای هنری، مفاهیم ایثار، مهربانی، وفاداری و محبت اهلبیت(ع) را متناسب با سن آنان روایت میکنند.
در گوشهای از این بخش، دخترکی با مدادشمعی، پرچمی سبز را رنگ میکند و کنار آن مینویسد «یا حسین». چند قدم آنطرفتر، پسربچهای با پیشانیبند «یا قمر بنیهاشم» در حال ساخت کاردستی است و با ذوق، آن را به پدرش نشان میدهد. مادران با آرامش روی صندلیها نشستهاند و کودکانشان را تماشا میکنند؛ کودکانی که شاید نخستین خاطره مذهبی زندگیشان در همین محرمشهر شکل بگیرد. این بخش، بهخوبی نشان میدهد که انتقال فرهنگ عاشورا، تنها با سخنرانی ممکن نیست و گاهی یک نقاشی یا یک قصه ساده، اثری عمیقتر از ساعتها گفتوگو بر ذهن کودک میگذارد.

نوجوانان؛ از تماشاگر تا خادم و روایتگر
اگر در میان جمعیت کمی دقیقتر نگاه کنی، حضور پررنگ نوجوانان بیش از هر گروه دیگری به چشم میآید. اما نکته جالب این است که بسیاری از آنها تنها برای تماشای برنامهها نیامدهاند. گروهی لباس خادمی بر تن دارند و در موکبها از مردم پذیرایی میکنند، گروهی دیگر راهنمای غرفههای فرهنگی هستند و تعدادی نیز در قالب گروههای سرود، نمایش یا اجرای برنامههای هنری، بخشی از محتوای محرمشهر را بر عهده گرفتهاند. همین حضور فعال، حال و هوای این رویداد را از یک مراسم صرف به تجربهای مشارکتی تبدیل کرده است؛ تجربهای که در آن نوجوان، نه مخاطب منفعل، بلکه یکی از سازندگان فضای فرهنگی مجموعه است.
مصطفی زیبایینژاد، مدیرکل فرهنگی شهرداری تهران، نیز در معرفی این رویداد بر همین موضوع تأکید کرده و گفته است که محرمشهر با هدف ایجاد «زیست عاشورایی» برای خانوادهها طراحی شده است؛ فضایی که کودکان، نوجوانان و جوانان بتوانند با زبان هنر، تجربه و مشارکت، مفاهیم عاشورا را لمس کنند. حضور دهها گروه هنری، برنامههای ویژه نوجوانان، شهر کودک حسینی و بخشهای تعاملی، نشاندهنده تلاش برگزارکنندگان برای ایجاد ارتباطی عمیقتر میان نسل جدید و فرهنگ عاشوراست؛ ارتباطی که فراتر از یک مراسم چند ساعته، بتواند در سبک زندگی مخاطبان اثر بگذارد.

موکبهایی که درس خدمت میدهند
شاید بتوان گفت قلب تپنده محرمشهر، موکبهای مردمی آن هستند. موکبهایی که از نخستین ساعات عصر فعالیت خود را آغاز میکنند و تا پایان شب، بیوقفه پذیرای عزاداران هستند. در هر موکب، چندین خادم با لباسهای متحدالشکل مشغول کارند؛ یکی چای میریزد، دیگری ظرفهای نذری را میان مردم توزیع میکند، نفر سوم مسیر بخشهای مختلف را به بازدیدکنندگان نشان میدهد و نفر چهارم، بیآنکه خستگی در چهرهاش دیده شود، پیوسته در حال پاسخگویی به مراجعهکنندگان است. آنچه در رفتار این خادمان بیش از هر چیز جلب توجه میکند، لبخندی است که حتی در شلوغترین لحظات نیز از چهرهشان محو نمیشود.
زیبایینژاد، محرمشهر را رویدادی مردمی توصیف کرده و گفته است که بخش عمده فعالیتهای آن با مشارکت هیئتها، مواکب، گروههای جهادی، تشکلهای فرهنگی و داوطلبان انجام میشود و نقش شهرداری، بیش از هر چیز، فراهم کردن زیرساختها و حمایت از این مشارکت مردمی است. شاید همین نگاه، دلیل اصلی صمیمیتی باشد که در جایجای محرمشهر احساس میشود؛ جایی که مردم، خود میزبان مردم هستند و خدمت را افتخاری برای عرض ارادت به سیدالشهدا(ع) میدانند.

غرفههای فرهنگی؛ هر غرفه، پنجرهای به یک روایت
در امتداد مسیرهای اصلی محرمشهر، دهها غرفه فرهنگی، هنری و آموزشی برپا شده است. از نمایشگاه کتابهای عاشورایی گرفته تا خوشنویسی، نقاشی، تولیدات فرهنگی، آثار هنری و محصولات مرتبط با پیادهروی اربعین، هر غرفه تلاش میکند بخشی از فرهنگ حسینی را با زبانی متفاوت روایت کند. در یکی از غرفهها، هنرمندی در حال نگارش نام مبارک «یا حسین(ع)» با خط نستعلیق است و جمعی از مردم با دقت، حرکت قلم او را تماشا میکنند. چند متر آنطرفتر، نوجوانانی درباره کتابهای مرتبط با عاشورا گفتوگو میکنند و در بخش دیگری، آثار هنری با موضوع ایثار و مقاومت در معرض دید علاقهمندان قرار گرفته است.
بر اساس اعلام برگزارکنندگان، در چهارمین دوره محرمشهر، بیش از ۵۰ گروه هنری و آیینی در اجرای برنامهها مشارکت دارند و تلاش شده است تا هنرهای نمایشی، موسیقی آیینی، شعر، هنرهای تجسمی و روایتهای تصویری، در کنار مراسم سنتی عزاداری، تجربهای کاملتر برای مخاطبان فراهم کنند. همین تنوع برنامهها سبب شده است که بسیاری از خانوادهها، ساعتها در محرمشهر حضور داشته باشند و هر بار، با بخشی تازه از این رویداد روبهرو شوند.

رواق دارالذکر؛ جایی برای روایت دلتنگی مردم
در میان همه سازهها، غرفهها و برنامههای پرشور محرمشهر، فضایی آرامتر وجود دارد که حال و هوایی متفاوت دارد؛ جایی که صدای هیاهوی میدان کمی آرامتر میشود و مردم برای لحظاتی در سکوت میایستند. «رواق دارالذکر» و نماد مزار رهبر شهید انقلاب، یکی از بخشهایی است که در محرمشهر میدان آزادی برپا شده و به محلی برای ادای احترام، یادآوری خاطرات و روایت دلتنگی مردم تبدیل شده است. بسیاری از بازدیدکنندگان پس از عبور از میان جمعیت و حضور در برنامههای آیینی، به این بخش میآیند، فاتحهای میخوانند، لحظهای سکوت میکنند و با حال و هوایی متفاوت آنجا را ترک میکنند.
فضای این رواق به گونهای طراحی شده که حس حضور در یک مکان یادمانی را برای مخاطب ایجاد کند. تصاویر، نمادها و فضاسازی انجامشده، تلاش دارد پیوندی میان مفاهیم عاشورا، شهادت و فرهنگ ایثار برقرار کند. خانوادههایی که در این بخش حضور پیدا میکنند، گاهی برای کودکانشان از مفهوم شهادت و فداکاری میگویند و نوجوانان نیز در کنار این نماد، دقایقی را به تماشای فضای ایجادشده اختصاص میدهند. این بخش از محرمشهر، روایتی آرامتر در دل یک رویداد پرشور است؛ روایتی از یاد، دلتنگی و پیوند عاطفی مردم با شخصیتهای اثرگذار تاریخ معاصر.

توکلیزاده: شهادت، شیعیان را قویتر کرده است
در مراسم رونمایی از نماد رواق دارالذکر و مزار مطهر رهبر شهید انقلاب در محرمشهر میدان آزادی، امین توکلیزاده، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، با اشاره به طراحی این فضای نمادین، بر جایگاه شهادت در فرهنگ شیعه تأکید کرد. او با بیان اینکه ساخت این رواق، نشانه دلتنگی مردم برای رهبر شهید خود است، گفت: ساخته شدن رواق دارالذکر در تهران یعنی دلمان برای آقای شهیدمان تنگ شده است. بیش از پنج ماه است که ایشان از بین ما رفته و ما دلمان برایش خیلی تنگ شده است.
توکلیزاده با اشاره به حضور گسترده مردم در مراسمهای تشییع رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان در شهرهایی مانند تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا، این حضور را نشانه پیوند عاطفی مردم با شخصیتهای ملی و دینی دانست و اظهار کرد که تاریخ شیعه نشان داده است شهادت نهفقط باعث تضعیف نمیشود، بلکه میتواند زمینه انسجام و قدرت بیشتر را فراهم کند. او تأکید کرد که در طول تاریخ، شهادت بزرگان شیعه همواره موجب تقویت اراده مردم و افزایش همبستگی آنان شده است.
وی همچنین با اشاره به پرچمهای خونخواهی و نمادهای مرتبط با آن، گفت که این نشانهها بیانگر ایستادگی مردم ایران و ادامه مسیر مقاومت است.
به گفته توکلیزاده، اتفاقات پس از شهادت رهبر شهید انقلاب نشان داد که شهادت میتواند بسیاری از واقعیتها را آشکار کند و پردهها را کنار بزند. این رخدادها باعث شد بسیاری از مردم نسبت به ماهیت دشمنان شناخت بیشتری پیدا کنند.

از محرم تا اربعین؛ مسیری که در میدان آزادی آغاز میشود
یکی از ویژگیهای مهم محرمشهر، پیوند میان حال و هوای محرم و حرکت عظیم اربعین است. در بخشهای مختلف این رویداد، نشانههایی از نزدیک شدن به این اجتماع بزرگ دیده میشود؛ از غرفههای معرفی مسیرهای سفر گرفته تا نمایشگاه ملزومات اربعین و بخشهایی که اطلاعات مورد نیاز زائران را در اختیار مردم قرار میدهد. بسیاری از خانوادههایی که به محرمشهر آمدهاند، علاوه بر حضور در مراسم عزاداری، سری هم به این بخشها میزنند تا برای سفر احتمالی خود برنامهریزی کنند.
امین توکلیزاده نیز با اشاره به در پیش بودن پیادهروی میلیونی اربعین، بر نقش این اجتماع در نمایش اتحاد و همدلی شیعیان تأکید کرده است. او گفته است که اربعین فرصتی است تا انسجام میان مسلمانان و شیعیان بار دیگر به نمایش گذاشته شود و پیامهای فرهنگی این حرکت عظیم به جهان منتقل شود. همین نگاه سبب شده است که محرمشهر فقط به پایان ماه محرم محدود نشود و بهعنوان نقطه آغاز یک مسیر فرهنگی تا اربعین شناخته شود.

بابالقبله؛ روایتی از مسیر عاشقی
در میان فضاسازیهای محرمشهر، بخشهایی طراحی شدهاند که تلاش میکنند مخاطب را از یک فضای شهری معمولی جدا کرده و وارد حال و هوای یک تجربه آیینی کنند. «بابالقبله» یکی از همین بخشهاست؛ فضایی که با الهام از معماری و نمادهای زیارتی طراحی شده و برای بسیاری از بازدیدکنندگان، تداعیکننده لحظات حضور در اماکن مقدس است. عبور از این بخش برای بسیاری از مردم، فرصتی است تا برای چند دقیقه از شتاب زندگی روزمره فاصله بگیرند و در فضایی آرامتر به مفاهیم معنوی محرم فکر کنند.
طراحی این فضاها نشان میدهد که محرمشهر تلاش کرده فقط به برگزاری برنامههای صحنهای اکتفا نکند، بلکه از عناصر بصری و معماری نیز برای ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب استفاده کند. نورپردازی، کتیبهها، پرچمها و سازههای نمادین، مجموعهای از تصاویر را ایجاد کردهاند که هر کدام میتوانند آغاز یک روایت باشند؛ روایتی درباره کربلا، ایثار، وفاداری و دلدادگی.

وقتی میدان آزادی، میزبان روایتهای مختلف میشود
در طول شب، میدان آزادی میزبان آدمهایی با داستانهای متفاوت است. یکی برای دیدن برنامههای هنری آمده، دیگری برای حضور در مراسم عزاداری، خانوادهای برای اینکه کودکانش با فضای محرم آشنا شوند و گروهی از نوجوانان برای خدمت یا اجرای برنامه. با وجود تفاوت انگیزهها، همه در یک نقطه مشترک به هم میرسند؛ تجربه حضور در فضایی که تلاش دارد فرهنگ عاشورا را با زبان امروز روایت کند.
در گوشهای از میدان، پدری برای فرزندش درباره واقعه کربلا توضیح میدهد. کمی آنطرفتر، چند نوجوان درباره اجرای سرودشان صحبت میکنند. پیرزنی آرام در کنار پرچمها ایستاده و زیر لب دعا میخواند. این تصاویر کوچک، شاید مهمترین بخش محرمشهر باشند؛ چرا که نشان میدهند یک رویداد فرهنگی، زمانی موفق است که بتواند میان نسلها ارتباط ایجاد کند.

محرمشهر؛ روایت مردمی یک سوگواره شهری
یکی از تأکیدهای اصلی برگزارکنندگان محرمشهر، مردمی بودن این رویداد است. حضور هیئتها، مواکب، گروههای فرهنگی و داوطلبان باعث شده است فضای مراسم تنها رنگ و بوی یک برنامه سازمانی نداشته باشد. مردم در بخشهای مختلف آن نقش دارند؛ از خدمترسانی در موکبها گرفته تا حضور در برنامههای هنری و فرهنگی.
مصطفی زیبایینژاد نیز با اشاره به همین ویژگی، محرمشهر را نتیجه همکاری مجموعههای مختلف مردمی و فرهنگی دانسته و تأکید کرده است که این رویداد زمانی معنا پیدا میکند که مردم خود را صاحب آن بدانند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از کسانی که هر شب به میدان آزادی میآیند، خود را تنها بازدیدکننده نمیدانند؛ بلکه بخشی از روایت محرمشهر هستند.

وقتی شب در میدان آزادی رنگ دیگری میگیرد
با نزدیک شدن به ساعات پایانی شب، برخلاف بسیاری از نقاط شهر که آرامآرام خلوت میشوند، میدان آزادی تازه به اوج شلوغی خود میرسد. چراغهای محرمشهر روشنتر از همیشه میدرخشند، صدای مداحی در فضای میدان میپیچد و جمعیتی که از ساعتها قبل خود را به اینجا رساندهاند، آرامآرام در بخش مرکزی مراسم جای میگیرند. خانوادهها کنار یکدیگر مینشینند، کودکان پرچمهای کوچک خود را در دست گرفتهاند و نوجوانان در میان جمعیت، با شور و اشتیاق بیشتری همراه برنامهها میشوند.
در این لحظه، میدان آزادی دیگر تنها یک فضای شهری نیست؛ به صحنهای تبدیل شده که در آن هزاران نفر با احساس مشترک کنار هم قرار گرفتهاند. صدای «یا حسین(ع)» که از میان جمعیت بلند میشود، برای لحظاتی همه تفاوتها را کنار میزند. کسی به این فکر نمیکند که افراد حاضر از کدام منطقه شهر آمدهاند یا چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند؛ همه در یک نقطه مشترک ایستادهاند؛ ارادت به امام حسین(ع) و تجربه یک شب متفاوت در قلب تهران.

روایت نوجوانانی که محرم را زندگی میکنند
در میان جمعیت، حضور نوجوانان یکی از چشمگیرترین تصاویر محرمشهر است. نسلی که شاید بسیاری تصور کنند ارتباط کمتری با آیینهای سنتی دارد، اما اینجا با نقشهایی فراتر از یک تماشاگر حضور پیدا کرده است. نوجوانانی که در گروههای سرود فعالیت میکنند، در غرفههای فرهنگی پاسخگوی مردم هستند، در موکبها خدمت میکنند یا روایتهای تصویری از مراسم تهیه میکنند، نشان میدهند که ارتباط نسل جدید با مفاهیم مذهبی میتواند با زبان و ابزارهای امروز شکل بگیرد.
برای بسیاری از این نوجوانان، محرمشهر فقط یک مقصد تفریحی یا یک برنامه مناسبتی نیست؛ فرصتی است برای تجربه مسئولیت، همکاری و حضور اجتماعی. نوجوانی که امروز در یک موکب چای پخش میکند، شاید فردا یکی از خادمان اصلی یک هیئت باشد. دختری که امشب در کارگاه هنری درباره عاشورا نقاشی میکشد، شاید سالهای آینده خودش روایتگر این فرهنگ برای نسل بعد شود. همین پیوند میان نسلهاست که به محرمشهر هویتی فراتر از یک رویداد چندروزه میدهد.

خادمانی که کمتر دیده میشوند
پشت هر تصویر زیبا از محرمشهر، ساعتها تلاش انسانهایی قرار دارد که معمولاً کمتر دیده میشوند. پیش از آنکه نخستین مهمانان وارد میدان شوند، گروهی از خادمان از ساعتها قبل مشغول آمادهسازی هستند؛ موکبها را مرتب میکنند، مسیرها را آماده میکنند، تجهیزات را بررسی میکنند و برای میزبانی از جمعیت شبانه آماده میشوند.
وقتی مراسم به پایان میرسد و بسیاری از مردم راه خانه را در پیش میگیرند، کار این خادمان هنوز تمام نشده است. جمعآوری وسایل، نظافت محیط، آمادهسازی دوباره غرفهها و برنامهریزی برای شب بعد، بخش دیگری از فعالیتهایی است که کمتر در قاب دوربینها دیده میشود. بسیاری از آنان این حضور را نه یک وظیفه، بلکه فرصتی برای خدمت میدانند؛ خدمتی که برایشان بخشی از عزاداری است.

صدای مداحی، نقطه اتصال هزاران نفر
یکی از لحظاتی که بیش از هر چیز فضای محرمشهر را تحت تأثیر قرار میدهد، زمان اجرای برنامههای اصلی و مداحی است. با آغاز مراسم، جمعیت به سمت صحنه مرکزی حرکت میکند و آرامآرام یک صدای مشترک در میدان شکل میگیرد. هزاران نفر، بدون آنکه هماهنگی خاصی داشته باشند، با یک نوای واحد همراه میشوند.
در میان این جمعیت، هرکس روایت خودش را دارد. یکی با یاد عزیز از دسترفتهاش اشک میریزد، دیگری با خاطرهای از سالهای کودکی در هیئت محلهاش همراه میشود و فردی دیگر برای نخستین بار چنین فضای بزرگی از عزاداری را تجربه میکند. اما همه این روایتهای شخصی، در یک نقطه به هم میرسند؛ جایی که نام حسین(ع) گفته میشود و دلها برای لحظاتی به یک احساس مشترک پیوند میخورند.

محرمشهر؛ پیوند هنر، آیین و تجربه شهری
یکی از ویژگیهایی که در تمام بخشهای این رویداد دیده میشود، تلاش برای ایجاد ترکیبی از آیین و تجربه شهری است. محرمشهر فقط به یک جایگاه مداحی یا چند موکب محدود نشده، بلکه مجموعهای از عناصر فرهنگی، هنری و اجتماعی را کنار هم قرار داده است. از سازههای بزرگ عاشورایی گرفته تا برنامههای کودک، از نمایشهای آیینی تا غرفههای اربعین، همه بخشها تلاش میکنند مخاطب را درگیر یک تجربه کامل کنند.
همین نگاه باعث شده مخاطبان مختلف، هر کدام بخشی از محرمشهر را برای خود پیدا کنند. سالمندان بیشتر با برنامههای آیینی و روایی ارتباط میگیرند، جوانان جذب فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی میشوند، نوجوانان در بخشهای مشارکتی حضور پیدا میکنند و کودکان نیز در فضایی متناسب با سن خود با مفاهیم عاشورا آشنا میشوند.

اربعین؛ ادامه مسیری که از محرم آغاز میشود
در گوشهای از محرمشهر، نشانههای اربعین به چشم میخورد. پوسترها، غرفههای اطلاعرسانی و بخشهای مرتبط با سفر زیارتی، یادآور این موضوع هستند که محرم و اربعین در فرهنگ شیعی، دو بخش جدا از یک مسیر معنوی نیستند. بسیاری از کسانی که در این شبها به میدان آزادی آمدهاند، خود را برای حضور در راهپیمایی اربعین آماده میکنند یا دستکم میخواهند اطلاعات بیشتری درباره این سفر به دست آورند.
همین پیوند میان محرم و اربعین، یکی از محورهایی است که مسئولان فرهنگی شهرداری تهران نیز بر آن تأکید کردهاند. از نگاه آنان، محرمشهر میتواند نقطه آغاز یک حرکت فرهنگی باشد؛ حرکتی که از عزاداریهای محرم شروع میشود و در اجتماع بزرگ اربعین به اوج میرسد.

پایان هر شب، آغاز یک روایت تازه
نزدیک نیمهشب، آرامآرام از حجم جمعیت کاسته میشود. خانوادهها دست کودکان خسته خود را میگیرند و راه خروج را پیش میگیرند. نوجوانان آخرین عکسها را ثبت میکنند و خادمان مشغول جمعآوری وسایل و آمادهسازی برای شب آینده میشوند.
اما پایان یک شب در محرمشهر، پایان این شهر نیست. چند ساعت بعد، دوباره چراغها روشن میشوند، موکبها آماده پذیرایی میشوند، صداها در میدان میپیچند و هزاران نفر دیگر قدم به این فضای آیینی میگذارند. محرمشهر هر شب دوباره متولد میشود؛ با همان پرچمها، همان نواها و همان حس مشترکی که مردم را کنار یکدیگر جمع میکند.

شهری که فقط در میدان آزادی ساخته نمیشود
اگرچه نشانی محرمشهر را میتوان در میدان آزادی پیدا کرد، اما حقیقت این است که این شهر فقط محدود به چند هزار متر فضای برگزاری یک رویداد نیست. محرمشهر در ذهن و خاطره مردمی ساخته میشود که هر شب از نقاط مختلف تهران خود را به این میدان میرسانند؛ مردمی که با یک چای نذری، یک نوای آشنا، یک پرچم کوچک در دست کودکشان یا چند دقیقه سکوت در کنار یک نماد عاشورایی، بخشی از تجربه خود را شکل میدهند. شاید همین وجه انسانی است که باعث میشود محرمشهر فقط یک برنامه مناسبتی باقی نماند و به یک خاطره جمعی برای بسیاری از خانوادهها تبدیل شود.
در روزگاری که شهرها بیشتر با سرعت، شلوغی و رفتوآمدهای بیپایان شناخته میشوند، برگزاری چنین رویدادهایی تلاش میکند لحظاتی از مکث و تأمل را در دل زندگی شهری ایجاد کند. میدان آزادی برای چند شب، کارکرد همیشگی خود را تغییر میدهد؛ از یک مسیر عبور و مرور، به فضایی برای گفتوگو، همدلی، حضور خانوادهها و روایت فرهنگی تبدیل میشود. این تغییر چهره، شاید یکی از مهمترین ویژگیهای محرمشهر باشد؛ اینکه یک فضای عمومی را به محلی برای تجربه مشترک مردم تبدیل میکند.

روایتی که نسلها را کنار هم قرار میدهد
یکی از مهمترین تصاویری که در محرمشهر دیده میشود، کنار هم قرار گرفتن نسلهای مختلف است. کودکی که برای نخستین بار در چنین فضای بزرگی حضور پیدا کرده، نوجوانی که در اجرای برنامه یا خدمترسانی مشارکت دارد، جوانی که مسئولیت بخشی از یک موکب را بر عهده گرفته و سالمندی که با خاطرات سالهای دور خود در مراسم حاضر شده است؛ همه در یک قاب قرار میگیرند.
این همنشینی نسلها، نشان میدهد که آیینها زمانی ماندگار میشوند که بتوانند با زبان هر نسل ارتباط برقرار کنند. محرمشهر تلاش کرده است این ارتباط را با ترکیبی از روشهای سنتی و قالبهای جدید ایجاد کند؛ از تعزیه و نقالی که ریشه در تاریخ هنر آیینی ایران دارند تا برنامههای تعاملی، فعالیتهای نوجوانمحور و روایتهای تصویری که با سلیقه مخاطب امروز هماهنگتر هستند.

از روایت عاشورا تا مسئولیت اجتماعی
در بخشهای مختلف محرمشهر، یک مفهوم مشترک تکرار میشود؛ اینکه فرهنگ عاشورا فقط به یک واقعه تاریخی محدود نیست، بلکه مجموعهای از ارزشها مانند ایثار، مسئولیتپذیری، وفاداری، کمک به دیگران و ایستادگی در برابر ظلم را در خود دارد. بسیاری از برنامههای فرهنگی این رویداد نیز تلاش دارند همین مفاهیم را با زبانی قابل فهم برای مخاطب امروز بیان کنند.
حضور گسترده داوطلبان، مشارکت نوجوانان، فعالیت موکبها و همراهی گروههای مردمی، نمونهای از همین نگاه اجتماعی است. کسانی که در این فضا خدمت میکنند، فقط برگزارکننده یک برنامه نیستند؛ بلکه بخشی از یک فرهنگ مشارکت هستند که در آن هر فرد میتواند سهمی داشته باشد؛ حتی با کوچکترین کارها، از تعارف یک لیوان آب گرفته تا راهنمایی یک خانواده برای پیدا کردن بخشهای مختلف مجموعه.

محرمشهر؛ تجربهای فراتر از یک رویداد شهری
در نگاه اول، شاید محرمشهر را بتوان یک برنامه مناسبتی در ایام محرم دانست، اما آنچه در میدان آزادی اتفاق میافتد، گستردهتر از یک مراسم چندساعته است. ترکیب هنر، آیین، خدمات اجتماعی، برنامههای فرهنگی، حضور خانوادهها و مشارکت مردم، مجموعهای ایجاد کرده که تلاش دارد مخاطب را درگیر یک تجربه کامل کند.این نگاه همان چیزی است که مسئولان فرهنگی شهرداری تهران نیز بر آن تأکید داشتهاند. مصطفی زیبایینژاد، مدیرکل فرهنگی شهرداری تهران، بر مردمی بودن این رویداد و نقش هیئتها، مواکب و گروههای فرهنگی در شکلگیری آن تأکید کرده است. از سوی دیگر، امین توکلیزاده، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، در مراسم رونمایی از رواق دارالذکر، با اشاره به پیوند مفاهیم شهادت، مقاومت و فرهنگ عاشورا، بر نقش چنین فضاهایی در تقویت همبستگی اجتماعی تأکید کرده است.

آخرین تصویر؛ پرچمی که همچنان برافراشته است
آخرین ساعات شب در محرمشهر، شاید آرامترین و در عین حال تأثیرگذارترین لحظات آن باشد. وقتی جمعیت آرامآرام میدان را ترک میکند، هنوز پرچمها در باد حرکت میکنند، چراغها روشن هستند و خادمان برای آمادهسازی شب بعد تلاش میکنند. صدای آخرین نوحهها در فضای میدان میپیچد و برج آزادی، همچنان شاهد شهری است که برای چند ساعت دیگر، زندگی متفاوتی را تجربه کرده است.
شاید زیباترین تصویر محرمشهر، نه در سازههای بزرگ، نه در نورپردازیها و نه حتی در تعداد برنامهها، بلکه در لحظههای سادهای باشد که در میان جمعیت شکل میگیرد؛ مادری که دست کودک خود را گرفته و درباره امام حسین(ع) برای او توضیح میدهد، نوجوانی که با افتخار مشغول خدمت است، پیرمردی که آرام اشک میریزد و جوانی که برای ثبت یک قاب زیبا، دوربین تلفن همراهش را بالا میآورد.
محرمشهر آمده است تا یک روایت را در قلب تهران زنده کند؛ روایتی که قرنها از واقعه عاشورا گذشته، اما همچنان برای نسلهای مختلف معنا دارد. روایتی از عشق، ایستادگی، همدلی و انسانهایی که هر سال با آغاز محرم، دوباره گرد هم میآیند تا بگویند بعضی نامها، فقط در تاریخ باقی نمیمانند؛ بلکه در زندگی مردم جریان پیدا میکنند.
و شاید همین دلیل است که وقتی چراغهای محرمشهر خاموش میشوند و مردم میدان آزادی را ترک میکنند، این شهر هنوز در ذهن و دل آنان ادامه دارد؛ شهری که هر شب با نام حسین(ع) آغاز میشود و با امید، همدلی و خاطرهای ماندگار به پایان میرسد.
ارسال دیدگاه