کیفیت شایستگی؛ از «نور» تا «پرتوی لیزر»
تهران (پانا) - چرا دو فرد با دانش، مهارت و تجربهای مشابه، عملکردی کاملاً متفاوت دارند؟ این پرسش، یکی از چالشهای اساسی نظامهای آموزشی و محیطهای حرفهای است؛ پرسشی که نظریه «نور شایستگی» میکوشد پاسخی نوآورانه برای آن ارائه دهد.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛ سومین یادداشت حسن آقابابایی، مدیرکل دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی فنیوحرفهای و کاردانش سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، از مجموعه «شایستگی؛ نوری که محیط عملکرد را روشن میکند» با عنوان «کیفیت شایستگی؛ از نور تا پرتوی لیزر» منتشر شد.
وی در این یادداشت با بهرهگیری از استعاره «نور»، مفهوم کیفیت شایستگی را تبیین کرده و پیامدهای آن را برای آموزشهای مبتنی بر شایستگی، برنامهریزی درسی و توسعه سرمایه انسانی تشریح میکند.
کیفیت شایستگی؛ از «نور» تا «پرتوی لیزر»
این یادداشت، سومین بخش از مجموعه «شایستگی؛ نوری که محیط عملکرد را روشن میکند» است؛ مجموعهای که بهترتیب «تولد شایستگی»، «تجلی شایستگی» و اکنون «کیفیت شایستگی» را تبیین میکند و میکوشد چارچوبی نو برای بازاندیشی در آموزشهای مبتنی بر شایستگی، برنامهریزی درسی و توسعه سرمایه انسانی ارائه دهد. در این مجموعه، شایستگی با استعاره «نور» در سه گام «تولد شایستگی»، «تجلی شایستگی» و «کیفیت شایستگی» تبیین شده و چارچوبی نو برای بازاندیشی در آموزشهای مبتنی بر شایستگی ارائه میشود.
مقدمهچرا دو فرد با دانش، مهارت و تجربهای مشابه، عملکردی کاملاً متفاوت دارند؟ این پرسش، یکی از چالشهای اساسی نظامهای آموزشی و محیطهای حرفهای است؛ پرسشی که نظریه «نور شایستگی» میکوشد پاسخی نوآورانه برای آن ارائه دهد.در دو یادداشت پیشین، شایستگی با استعاره «نور» تبیین شد. در یادداشت نخست، شایستگی نه حاصل جمع ساده دانش، مهارت و نگرش، بلکه پدیدهای نوظهور معرفی شد که از تعامل این سه مؤلفه شکل میگیرد. در یادداشت دوم نیز نشان داده شد که این «نور» در مواجهه با موقعیتهای مختلف، به طیفی از شایستگیهای حرفهای مانند شایستگیهای فنی، مدیریتی، اجتماعی و کارآفرینانه تجلی مییابد.اما اکنون پرسش مهمتری مطرح میشود: اگر دو نفر از شایستگی مشابهی برخوردار باشند، چرا یکی به یک حرفهای ممتاز تبدیل میشود و دیگری تنها عملکردی معمولی دارد؟
کیفیت شایستگی؛ حلقه مفقوده ادبیات شایستگیبخش عمده ادبیات کلاسیک شایستگی، از آثار مککللند، اسپنسر و اسپنسر و بویاتزیس، بر شناسایی مؤلفههای شایستگی و ارتباط آنها با عملکرد موفق تمرکز داشته است. با وجود ارزش این رویکردها، هنوز پاسخ روشنی برای تفاوت کیفیت عملکرد افراد دارای شایستگیهای مشابه ارائه نشده است.تجربههای حرفهای نشان میدهد که صرف برخورداری از دانش، مهارت و نگرش کافی نیست. آنچه عملکرد را از سطح «قابل قبول» به سطح «ممتاز» ارتقا میدهد، کیفیت تعامل این مؤلفههاست؛ مفهومی که در این چارچوب با عنوان «کیفیت شایستگی» معرفی میشود.
از نور معمولی تا پرتو لیزربرای تبیین این مفهوم، از ویژگیهای نور در فیزیک الهام گرفته شده است. همه نورها از یک جنساند، اما توان اثرگذاری یکسانی ندارند. نور یک لامپ معمولی با نور لیزر تفاوت ماهوی ندارد، اما به دلیل برخورداری از ویژگیهایی مانند همدوسی، تمرکز، شدت و جهتمندی، لیزر میتواند جراحی انجام دهد، ارتباطات نوری برقرار کند یا فلز را برش دهد.به همین قیاس، تفاوت میان یک حرفهای معمولی و یک حرفهای ممتاز نیز بیش از آنکه به «داشتن شایستگی» وابسته باشد، به «کیفیت شایستگی» مربوط است.
چهار مؤلفه کیفیت شایستگیاین نظریه چهار ویژگی بنیادین را برای کیفیت شایستگی معرفی میکند:۱. شدت: شدت به معنای عمق تسلط بر دانش و توان بهکارگیری آن در موقعیتهای واقعی است. این ویژگی با انباشت اطلاعات تفاوت دارد و در کیفیت عملکرد حرفهای نمایان میشود.۲. همدوسی: مهمترین مؤلفه کیفیت شایستگی، هماهنگی کامل میان دانش، مهارت و نگرش است. زمانی که این سه مؤلفه در هنگام عمل به صورت یکپارچه عمل کنند، شایستگی به بیشترین اثرگذاری خود میرسد.۳. تمرکز: تمرکز، توانایی بسیج همه ظرفیتهای فرد برای حل یک مسئله واقعی است. افراد موفق تنها اطلاعات بیشتری ندارند؛ بلکه میتوانند تواناییهای خود را در مسیر حل مسائل بهصورت منسجم به کار گیرند.۴. جهتمندی: شایستگی زمانی ارزشآفرین است که در راستای اهداف حرفهای، نیازهای جامعه و مأموریت سازمان قرار گیرد. جهتمندی، شایستگی را از نمایش تواناییهای فردی به خلق ارزش اجتماعی و اقتصادی تبدیل میکند.
بر این اساس، مدل مفهومی نظریه چنین بیان میشود:
کیفیت شایستگی = شدت × همدوسی × تمرکز × جهتمندی
این رابطه، یک فرمول ریاضی نیست؛ بلکه چارچو
بی مفهومی است که نشان میدهد ضعف در هر یک از این چهار مؤلفه، کیفیت نهایی شایستگی را کاهش خواهد داد.
پیامدهای مهم برای نظام آموزشیاین نظریه صرفاً یک استعاره نیست، بلکه میتواند مبنای تحول در آموزشهای مبتنی بر شایستگی باشد.نخست، طراحی برنامههای درسی باید از آموزش جداگانه دانش، مهارت و نگرش فاصله بگیرد و فرصتهایی فراهم کند که این سه مؤلفه در متن مسائل واقعی با یکدیگر پیوند بخورند. پروژههای عملی، یادگیری مبتنی بر مسئله، آموزشهای کارگاهی و کارآموزی در محیط واقعی، نمونههایی از چنین رویکردی هستند.دوم، نقش معلم و مربی نیز تغییر میکند. در این الگو، معلم صرفاً انتقالدهنده دانش نیست، بلکه تحلیلکننده دادهها و طراح تجربههای یادگیری است؛ تجربههایی که به شکلگیری هماهنگی میان دانش، مهارت و نگرش کمک میکنند.سوم، ارزشیابی نیز باید از آزمونهای صرفاً دانشی فاصله بگیرد و کیفیت عملکرد واقعی فراگیران را بسنجد. آزمونهای عملکردی، پروژههای حرفهای، سناریوهای حل مسئله و مشاهده مستقیم عملکرد، ابزارهای مناسبتری برای سنجش کیفیت شایستگی خواهند بود.
پیامدها برای آموزشهای فنیوحرفهای ایراناین چارچوب میتواند برای تحول آموزشهای فنیوحرفهای کشور نیز راهگشا باشد. در این نگاه، استانداردهای آموزشی تنها نباید به دانش، مهارت و نگرش محدود شوند، بلکه لازم است شاخصهای کیفیت شایستگی نیز در آنها لحاظ شود.همچنین کتابهای درسی و بستههای یادگیری باید بیش از گذشته بر موقعیتهای واقعی کار، حل مسئله، همکاری با صنعت و تجربه عملی استوار باشند تا زمینه شکلگیری شایستگیهای باکیفیت فراهم شود.
از آموزش تا خلق ارزشمهمترین پیام نظریه «نور شایستگی» آن است که هدف آموزش، صرفاً انتقال دانش یا آموزش مهارت نیست، بلکه خلق ارزش است.دانش زمانی ارزشمند است که به عمل منجر شود، مهارت زمانی اهمیت دارد که مسئلهای را حل کند و نگرش زمانی مؤثر است که رفتار حرفهای مسئولانه را شکل دهد. شایستگی نیز زمانی به اوج میرسد که این سه مؤلفه در هماهنگی کامل، با تمرکز و در راستای یک هدف مشخص، به خلق ارزش برای فرد، سازمان و جامعه بینجامند.در چنین نگاهی، رسالت نظامهای آموزشی قرن بیستویکم تربیت افرادی نیست که صرفاً اطلاعات بیشتری داشته باشند، بلکه پرورش انسانهایی است که بتوانند دانش، مهارت و نگرش خود را همچون پرتویی متمرکز، همدوس و هدفمند در خدمت حل مسائل واقعی جامعه قرار دهند.
منابع۱. Boyatzis, R. E. (۱۹۸۲). The Competent Manager: A Model for Effective Performance. John Wiley & Sons. ۲. McClelland, D. C. (۱۹۷۳). "Testing for Competence Rather Than for Intelligence." American Psychologist, ۲۸(۱), ۱–۱۴. ۳. Spencer, L. M., & Spencer, S. M. (۱۹۹۳). Competence at Work: Models for Superior Performance. John Wiley & Sons. ۴. Weinert, F. E. (۲۰۰۱). "Concept of Competence: A Conceptual Clarification." In D. S. Rychen & L. H. Salganik (Eds.), Defining and Selecting Key Competencies. Hogrefe & Huber. ۵. OECD. (۲۰۱۹). OECD Learning Compass ۲۰۳۰. OECD Publishing. ۶. UNESCO. (۲۰۲۲). Strategy for Technical and Vocational Education and Training (TVET). ۷. شورای عالی آموزش و پرورش. (۱۳۹۰). سند تحول بنیادین آموزش و پرورش. ۸. شورای عالی انقلاب فرهنگی. (۱۳۹۱). برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران.
ارسال دیدگاه