روایت آغاز خلوتی صمیمی با خدا
خداآفرین (پانا) - در ساعات ابتدایی آغاز اعتکاف دانشآموزی، فضای محل برگزاری آکنده از آرامش و معنویتی خاص بود؛ جایی که نوجوانان با دلهایی پاک و پر از شوق، برای چند روز خلوت با خدا، خودسازی و فاصله گرفتن از هیاهوی روزمره، قدم در مسیری متفاوت و الهی گذاشتند.
در اولین ساعات ورود به اعتکاف، فضای مصلی پر شده بود از نفسهای آرام نوجوانانی که دلهایشان را با خود به میهمانی خدا آورده بودند. دانشآموزان با کولههایی ساده و دلهایی پر از شوق، قدم به جایی میگذاشتند که قرار بود چند روزی از هیاهوی درس و زندگی روزمره فاصله بگیرند و کمی بیشتر با خودشان و خدای خود خلوت کنند. نگاهها معصوم بود و لبها آرام، انگار همه آمده بودند تا حرفهایی را بزنند که در شلوغی روزها فرصت گفتنش را نداشتند.
قرآنها یکییکی گشوده میشد و زمزمه دعا در میان جمع نوجوانان میپیچید. بعضیها در سکوت نشسته بودند و به نقطهای نامعلوم خیره مانده بودند، بعضی دیگر اشکهای بیصدا را پاک میکردند و عدهای با لبخندی آرام، حس متفاوت این لحظهها را در دل ثبت میکردند. اعتکاف برایشان فقط یک برنامه نبود؛ شروع مسیری بود برای آرام شدن دل، برای فهمیدن خود و برای نزدیکتر شدن به خدا.
در این ساعات ابتدایی، حالوهوای اعتکاف دانشآموزی سرشار از صفا و خلوص بود. نوجوانانی که شاید در بیرون از این فضا پرجنبوجوش و پرهیاهو بودند، اینجا آرامتر از همیشه نشسته بودند؛ دلهایی کوچک اما پر از امید، در سکوتی معنوی به آسمان وصل شده بود. اعتکاف تازه آغاز شده بود، اما بذر ایمان و خودسازی از همان لحظههای اول در دل این نسل جوان جوانه زده بود.
ارسال دیدگاه