روایت اسطوره‌ها در شب پاسداشت بهرام بیضایی؛ هنرمندان از جای خالی استاد گفتند

تهران (پانا) - آیین پاسداشت بهرام بیضایی با عنوان «روایتگر اسطوره‌ها» شامگاه شنبه ۱۶ آبان‌ماه با حضور جمعی از هنرمندان، پیشکسوتان و اهالی تئاتر در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد؛ مراسمی که در آن حاضران ضمن مرور جایگاه هنری و آثار این هنرمند برجسته، از ضرورت پاسداشت بزرگان فرهنگ و هنر در زمان حیاتشان گفتند.

کد مطلب: ۱۷۵۷۹۵۹
لینک کوتاه کپی شد
روایت اسطوره‌ها در شب پاسداشت بهرام بیضایی؛ هنرمندان از جای خالی استاد گفتند

 آیین پاسداشت بهرام بیضایی با عنوان «روایتگر اسطوره‌ها» به همت خانه تئاتر و با کارگردانی سیدجواد روشن در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

در این مراسم چهره‌هایی همچون اکبر زنجانپور، داریوش فرهنگ، رویا افشار، ایرج راد، بهرام ابراهیمی، اسماعیل خلج، مجید قناد، عباس جهانگیریان، محمدحسین ناصربخت، مسعود میرطاهری، علیرضا گیلوری، مهدی قلعه، آرام محضری، آرش فلاحت‌پیشه، پوپک عظیم‌پور، سعید ذهنی، رحیم رشیدی‌تبار، مهدی آشنا و جمعی دیگر از هنرمندان حضور داشتند.

اجرای این مراسم را اصغر همت برعهده داشت. برنامه با تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و در ادامه مجید رحمتی با اجرای پیش‌پرده‌خوانی و متنی از حسین جمالی، به معرفی و یادآوری بخشی از آثار و جهان هنری بهرام بیضایی پرداخت.

پیش از آغاز بخش رسمی نیز قطعه‌ای نمایشی با الهام از نمایشنامه‌های بیضایی و با حضور چند بازیگر زن در لابی تالار اصلی اجرا شد. همچنین در بخش‌هایی از مراسم، کلیپ‌هایی از سخنان هنرمندان درباره بیضایی، تصاویر آثار او و بخش‌هایی از مراسم بدرقه و خاکسپاری این هنرمند فقید برای حاضران به نمایش درآمد.

زنجانپور: باید در زمان حیات بیضایی از او تجلیل می‌کردیم

اکبر زنجانپور نخستین سخنران این آیین بود که با تشویق ایستاده حاضران روی صحنه رفت و با ابراز تأسف از برگزاری این مراسم پس از درگذشت بیضایی گفت: «چه می‌توان گفت. یک گوهر را به‌راحتی روانه کردیم و رفت و حالا یادمان افتاده برایش بزرگداشت بگیریم. باید برایش بزرگداشت می‌گرفتیم، اما زمانی که نفس می‌کشید و زنده بود و در ایران بود.»

او با مقایسه جایگاه بیضایی با چهره‌های بزرگی همچون سوفوکل و شکسپیر، آثار او را نیازمند دانش و شناخت عمیق دانست و با اشاره به ویژگی تصویری نوشته‌هایش بیان کرد که بیضایی در آثار خود صرفاً به دنبال کلمات نبود، بلکه با واژگان تصویر می‌ساخت و همین ویژگی، آثارش را به جهان زنده‌ای از تصویر و تخیل تبدیل می‌کرد.

زنجانپور همچنین با اشاره به درگذشت بیضایی دور از وطن، از اینکه این هنرمند در ایران به خاک سپرده نشد ابراز تأسف کرد و گفت: «او باید در ایران دفن می‌شد، چراکه فرزند کم‌نظیر ایران بود.»

این بازیگر و کارگردان تئاتر در پایان با تأکید بر ضرورت توجه به هنرمندان در زمان حیاتشان خاطرنشان کرد که بیضایی به گردن تاریخ و هنر این سرزمین حق بزرگی دارد و نباید اجازه داد دیگر هنرمندان نیز چنین سرنوشتی پیدا کنند.

پیام محمود دولت‌آبادی؛ حسرت بازنگشتن پیکر بیضایی به ایران

در ادامه، اصغر همت یادداشتی از محمود دولت‌آبادی را برای حاضران قرائت کرد. دولت‌آبادی به دلیل کسالت امکان حضور در این مراسم را نداشت.

در بخشی از این یادداشت، دولت‌آبادی برگزاری این آیین را نشانه‌ای از تلاش هنرمندان برای حفظ پیوند با پیشینه فرهنگی ایران دانست و با اشاره به درخواست دوستداران بیضایی برای بازگرداندن پیکر او به کشور نوشت که این درخواست را در قالب یادداشتی مطرح کرده، اما با آن موافقت نشده است.

او همچنین ضمن ابراز تأسف از غیبت در این مراسم، از هنرمندانی که برای قدردانی از توانایی‌ها و خدمات بیضایی به هنر ایران گرد هم آمده بودند، سپاسگزاری کرد.

داریوش فرهنگ: به بیضایی و میراث هنری‌اش افتخار کنیم

داریوش فرهنگ، دیگر سخنران این آیین که سابقه همکاری با بهرام بیضایی را در کارنامه هنری خود دارد، با اشاره به ابعاد مختلف شخصیت هنری او، بخش‌هایی از یادداشت خود درباره آثار این هنرمند را برای حاضران خواند.

او با یادآوری نمایشنامه‌هایی همچون «آرش»، «آژدهاک»، «مرگ یزدگرد»، «فتح‌نامه کلات»، «کارنامه بندار بیدخش» و «شب هزار و یکم»، بر اهمیت و جایگاه آثار نمایشی بیضایی تأکید کرد و گفت: اگر انگلیسی‌ها به شکسپیر افتخار می‌کنند و در آثار خود به دیالوگ‌های نمایشنامه‌های او ارجاع می‌دهند، ما نیز باید به بهرام بیضایی افتخار کنیم؛ هنرمندی که هم نمایشنامه‌نویس بود، هم کارگردان، پژوهشگر و فیلمساز.

فرهنگ همچنین با اشاره به اهمیت میزانسن و دکوپاژ در آثار سینمایی بیضایی، از فیلم‌هایی همچون «شاید وقتی دیگر»، «مرگ یزدگرد» و «باشو، غریبه کوچک» یاد کرد و «باشو، غریبه کوچک» را نقطه عطفی در سینمای این هنرمند دانست.

او با اشاره به تجربه همکاری با بیضایی در فیلم «چریکه تارا»، خاطراتی از روند تولید این اثر و نگاه خلاقانه کارگردان آن به تصویر و روایت بیان کرد و در ادامه از دشواری‌هایی گفت که بیضایی برای دریافت مجوز ساخت برخی آثار سینمایی و نمایشی خود با آن روبه‌رو بود.

فرهنگ در پایان با ابراز تأسف از درگذشت این هنرمند در غربت، او را هنرمندی اصیل و وطن‌دوست توصیف کرد و به برگزارکنندگان این آیین ادای احترام کرد.

رویا افشار: بیضایی اسطوره‌های فراموش‌شده خودمان را به ما شناساند

رویا افشار نیز در سخنانی با اشاره به فرصت آشنایی نزدیک با بیضایی و مطالعه آثار او، پژوهش و مکاشفه عمیق این هنرمند درباره فرهنگ و آداب شرق را از ویژگی‌های برجسته جهان هنری‌اش دانست.

او با بیان اینکه در بسیاری از موارد اسطوره‌های دیگر ملت‌ها را بزرگ داشته‌ایم، اما از اسطوره‌های خود غافل مانده‌ایم، گفت بیضایی توجه ویژه‌ای به اسطوره‌های ایرانی داشت و تلاش کرد این میراث را دوباره به مخاطبان معرفی کند.

این بازیگر همچنین شیوه بازی گرفتن بیضایی از بازیگران را متفاوت و ویژه توصیف کرد و با اشاره به دشواری‌هایی که این هنرمند برای دریافت مجوز اجرای آثار نمایشی و ساخت فیلم‌هایش تجربه کرد، از موانعی گفت که گاه به جای حمایت از هنرمندان، مسیر فعالیت آنان را دشوار می‌کند.

افشار در ادامه با تشبیه بیضایی به آرش، تأکید کرد که او با حضور در خارج از ایران نیز فرهنگ این سرزمین را به نقاط دوردست گسترش داد و هر جا که بیضایی باشد، آنجا ایران است.

در بخش دیگری از مراسم، یادداشت کوتاهی از مسعود کیمیایی درباره بهرام بیضایی توسط اصغر همت خوانده شد. کیمیایی در این یادداشت با تأکید بر ماندگاری دانایی و اندیشه بیضایی، از دوستی و احترام همیشگی خود نسبت به او نوشت.

موسیقی و نمایش در ادای احترام به بیضایی

اجرای قطعات موسیقی با خوانندگی وحید تاج از دیگر بخش‌های این مراسم بود. تاج که پس از مدتی دوری بار دیگر روی صحنه حاضر شده بود، با اشاره به نقش مؤثر بیضایی در توجه به اسطوره‌ها و فرهنگ ایرانی، جایگاه او را در شکل‌گیری و اعتلای تئاتر و سینمای ایران مهم دانست.

او همچنین با اشاره به موسیقی جاری در واژگان و نوشته‌های بیضایی، حضور در این آیین را افتخاری برای آغاز دوباره فعالیت‌های اجرایی خود عنوان کرد.

در ادامه، پژند سلیمانی به نمایندگی از هنرمندان نسل جوان، یادداشتی درباره جایگاه بیضایی و تأثیر آثار او بر نسل‌های بعدی خواند. او در این یادداشت از حسرت نسل جوان برای تماشای اجراهای نمایشی بیضایی سخن گفت و با بررسی شخصیت‌های زن در نمایشنامه‌هایی همچون «افرا»، «طومار شیخ شرزین» و «مرگ یزدگرد»، به جایگاه زنان و بازتاب تبعیض‌های اجتماعی در آثار این نمایشنامه‌نویس پرداخت.

سلیمانی همچنین بیضایی را هنرمندی دانست که با بازخوانی تاریخ، مسائل و دغدغه‌های امروز جامعه را روایت می‌کرد و شخصیت‌های زن آثارش همچنان برای مخاطب امروز قابل درک و معاصر هستند.

اجرای بخش‌هایی از نمایشنامه «سهراب‌کشی» به کارگردانی کورش شاهونه و بازی ریحانه رضی، از دیگر بخش‌های نمایشی این آیین بود.

مژده شمسایی: هیچ پاسداشتی بهتر از انتشار آثار بیضایی در ایران نیست

یکی از بخش‌های تأثیرگذار این مراسم، پخش پیام صوتی مژده شمسایی، بازیگر و همسر بهرام بیضایی بود. او در این پیام ضمن خواندن بخش‌هایی از نامه‌های بیضایی و اشاره به دغدغه‌ها و گلایه‌های این هنرمند درباره شرایط فعالیت حرفه‌ای خود، از حال و هوای روزهای پس از درگذشت او سخن گفت.

شمسایی در بخشی از پیام خود تأکید کرد که برای بهرام بیضایی هیچ پاسداشتی بهتر از انتشار آثارش در ایران نیست.

در ادامه، بهرام ابراهیمی، بازیگر و عضو هیات‌مدیره خانه تئاتر، به نمایندگی از این نهاد صنفی یادداشتی درباره بیضایی قرائت کرد و از همراهی هنرمندان و دست‌اندرکاران در برگزاری این آیین قدردانی کرد.

در متن بهرام ابراهیمی آمده است: 

به نام زبان، به نام فرهنگ، به نام بهرام بیضایی

«آنک البرز؛ بلند است و سر به آسمان می‌ساید و ما در پای البرز به پای ایستاده‌ایم...»

امشب، گرد هم آمده‌ایم تا از مردی سخن بگوییم که نامش تنها نام یک هنرمند نیست؛ نام یک جهان است. جهانی که در آن اسطوره، تاریخ، زبان، خرد و هویت ایرانی دوباره جان گرفته‌اند.

بهرام بیضایی فراتر از ایران است. او از مرزهای جغرافیا عبور کرده و به قلمرو فرهنگ و اندیشه تعلق دارد. بیضایی را نمی‌توان تنها در قاب سینما، بر صحنه تئاتر یا در صفحات نمایشنامه‌هایش محصور کرد. او بخشی از حافظه فرهنگی ماست؛ بخشی از آنچه بوده‌ایم و آنچه باید از خود به یادگار بگذاریم.

بیضایی برای زبان، برای ادبیات، برای تاریخ و برای فرهنگ این سرزمین، نه یک انتخاب تجملى، که ضرورتی به اهمیت نان شب است. او به ما یادآوری کرد که ملتی که زبان و حافظه تاریخی خود را از دست بدهد، بخشی از هویت خویش را از دست داده است.

او به ما آموخت که گذشته را نباید فقط روایت کرد؛ باید آن را شناخت، به پرسش گرفت و دوباره به زندگی فراخواند. او به فرهنگ ایران نگاه کرد، در لایه‌های پنهان آن جست‌وجو کرد و از دل فراموش‌شدگی‌ها، جهانی آفرید که امروز نه فقط متعلق به ما، که شایسته گفتگو با جهان است.

ما در خانه تئاتر، بهرام بیضایی را نه فقط به عنوان یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های هنر نمایش ایران، بلکه به عنوان سرمایه‌ای بی‌بدیل برای فرهنگ این سرزمین ارج می‌نهیم.

برای ما، این ارادت تنـها یک ستایش کلامی نیست. خانه تئاتر همواره به حضور، نگاه، همراهی و لطف استاد بیضایی مفتخر بوده است و این پیوند و محبت را از سرمایه‌های معنوی خود می‌داند.

امشب، خانه تئاتر به نمایندگی از خانواده بزرگ تئاتر ایران، در برابر بزرگی اندیشه، هنر و منش این هنرمند سر فرود می‌آورد.

شاید نتوان حق مطلب را درباره مردی که عمر خود را صرف پاسداری از زبان، فرهنگ و حافظه تاریخی ما کرده است، با چند جمله ادا کرد؛ اما می‌توان با صدای بلند گفت که قدر چنین انسان‌هایی را باید دانست، نامشان را زنده نگه داشت و آثارشان را به نسل‌های آینده سپرد.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار