از ژنتیک انسانی تا دامپزشکی؛
کاهش خسارتهای دامپروری با طراحی کیت تشخیص زودهنگام لوکوز دامی توسط پژوهشگر ایرانی
ظرفیت دانش نوین در ارتقای سلامت و بهرهوری دامپروری
تهران (پانا) - دانشجوی کارشناسی ارشد ژنتیک انسانی با معرفی طرح پژوهشی خود برای طراحی کیت تشخیصی مبتنی بر توالییابی RNA گفت: تشخیص زودهنگام لوکوز دامی میتواند با فراهم کردن فرصت انجام اقدامات لازم، از بخشی از خسارتهای اقتصادی ناشی از این بیماری در صنعت دامپروری جلوگیری کند.
سلامت دام و پیشگیری از شیوع بیماریهای دامی، از مؤلفههای مهم در پایداری تولید محصولات پروتئینی و تأمین امنیت غذایی کشور به شمار میرود. در این میان، بهرهگیری از فناوریهای نوین زیستی و روشهای دقیق تشخیصی میتواند به شناسایی زودهنگام بیماریها، کاهش خسارتهای اقتصادی و ارتقای بهرهوری در صنعت دامپروری کمک کند.
تحقق چنین ظرفیتهایی، علاوه بر توسعه زیرساختهای پژوهشی، به مشارکت استعدادهای جوان و هدایت دانش دانشگاهی به سمت نیازهای واقعی بخش تولید وابسته است. مسابقه ملی و مسئلهمحور «راهی شو» با فراهم کردن فرصت فعالیت دانشجویان در پروژههای کاربردی، بستری برای شناسایی و پرورش این توانمندیها ایجاد کرده است؛ بستری که در آن، ایدههای علمی میتوانند در مسیر پاسخگویی به چالشهای حوزههایی همچون سلامت و دامپروری قرار گیرند.
بخش دامپروری بهعنوان یکی از ارکان تأمین محصولات غذایی، برای حفظ بهرهوری و کاهش هزینههای تولید، به راهکارهای علمی و فناوریهای تشخیصی دقیق نیاز دارد. در این میان، شناسایی بهموقع بیماریهای دامی میتواند نقش مهمی در مدیریت سلامت گلهها، کاهش خسارتهای اقتصادی و افزایش پایداری فعالیت دامداریها ایفا کند؛ ضرورتی که توجه به ظرفیتهای دانش ژنتیک و زیستفناوری را بیش از گذشته برجسته میسازد.
تشخیص بیماری؛ گامی مؤثر در مدیریت اقتصادی دامداریها
بیماریهای دامی تنها یک مسئله بهداشتی نیستند، بلکه میتوانند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را برای تولیدکنندگان به همراه داشته باشند. کاهش تولید شیر، اختلال در باروری، افزایش هزینههای مراقبت و درمان و افت بهرهوری گله از جمله عواملی هستند که بر درآمد دامداران و هزینه تمامشده محصولات اثر میگذارند.
در چنین شرایطی، توسعه روشهای تشخیصی که امکان شناسایی بیماری را در مراحل ابتدایی فراهم کنند، میتواند به تصمیمگیری دقیقتر در مدیریت گله کمک کند. هرچه فاصله میان بروز نشانههای بیماری و شناسایی آن کاهش یابد، امکان برنامهریزی برای کنترل و مدیریت پیامدهای بیماری نیز افزایش پیدا میکند.
لوکوز دامی از جمله بیماریهایی است که توجه به روشهای تشخیص و پایش آن اهمیت دارد. از این رو، بهرهگیری از ظرفیت فناوریهای نوین آزمایشگاهی برای شناسایی این بیماری میتواند یکی از مسیرهای توسعه ابزارهای تشخیصی در حوزه دامپزشکی باشد.
فناوریهای نوین در خدمت تشخیص دامپزشکی
پیشرفت علوم ژنتیک و زیستفناوری، ابزارهای تازهای برای بررسی وضعیت زیستی و شناسایی تغییرات مرتبط با بیماریها در اختیار پژوهشگران قرار داده است. توالییابی RNA نیز از جمله فناوریهایی است که با بررسی الگوهای بیان ژن، امکان مطالعه دقیقتر فرایندهای زیستی و تغییرات مولکولی را فراهم میکند.
استفاده از این فناوری در طراحی ابزارهای تشخیصی بیماریهای دامی، ظرفیتی پژوهشی محسوب میشود که البته برای تبدیلشدن به یک محصول قابل استفاده، نیازمند بررسیهای آزمایشگاهی و ارزیابیهای دقیق است. مقایسه با روشهای تشخیصی موجود، سنجش حساسیت و ویژگی، بررسی هزینه و زمان انجام آزمایش و ارزیابی عملکرد در نمونههای واقعی از جمله مراحلی هستند که میتوانند اعتبار و قابلیت استفاده چنین رویکردی را مشخص کنند.
بنابراین، نوآوری در حوزه تشخیص بیماریهای دامی تنها به معرفی یک فناوری جدید محدود نمیشود، بلکه باید به اثبات کارآمدی آن در شرایط واقعی و امکان استفاده اقتصادی و عملی از آن نیز توجه شود.
پیوند دانش دانشگاهی با نیازهای بخش تولید
یکی از ظرفیتهای مهم پژوهشهای میانرشتهای، گسترش دامنه کاربرد دانش دانشگاهی در بخشهایی فراتر از حوزه تخصصی اولیه دانشجویان است. دانش ژنتیک و فناوریهای مولکولی، علاوه بر پزشکی و سلامت انسان، در زمینههایی مانند دامپزشکی، کشاورزی، صنایع غذایی و زیستفناوری نیز کاربرد دارند.
ورود دانشجویان رشتههای مختلف به مسائل واقعی بخش تولید، فرصتی برای شناخت نیازهای تخصصی این حوزهها و آشنایی با مسیر تبدیل ایدههای علمی به راهکارهای کاربردی فراهم میکند. چنین تجربهای میتواند نگاه دانشجویان را نسبت به فرصتهای شغلی و زمینههای فعالیت حرفهای توسعه دهد و زمینه همکاری میان دانشگاه، صنعت و مراکز پژوهشی را تقویت کند.
ضرورت حمایت از پژوهشهای مسئلهمحور
توسعه فناوریهای تشخیصی در حوزه دام و کشاورزی، مستلزم فراهمکردن زمینه مناسب برای فعالیت پژوهشگران جوان، دسترسی به امکانات آزمایشگاهی و ایجاد ارتباط مؤثر میان دانشگاهها و مجموعههای فعال در بخش تولید است.
حمایت از طرحهایی که از ابتدا با توجه به یک نیاز مشخص در صنعت تعریف میشوند، میتواند مسیر پژوهش را به سمت حل مسائل واقعی هدایت کند. در این مسیر، مشارکت متخصصان دامپزشکی، ژنتیک، زیستفناوری و فعالان صنعت دامپروری نیز برای ارزیابی نیازها و سنجش قابلیت اجرای دستاوردهای علمی اهمیت دارد.
ارتقای سلامت دام و افزایش بهرهوری دامپروری تنها با توسعه روشهای درمانی محقق نمیشود؛ بلکه پیشگیری، پایش مستمر و تشخیص دقیق نیز بخش مهمی از این مسیر را تشکیل میدهند. بهرهگیری از دانش نسل جوان و فناوریهای نوین در این حوزه میتواند به تقویت زیرساختهای علمی بخش دامپروری و نزدیکترشدن پژوهشهای دانشگاهی به نیازهای اقتصادی کشور کمک کند.

فائزه قاسمی، دانشجوی کارشناسی ارشد ژنتیک انسانی دانشگاه همدان، در گفتوگو با پانا درباره طرح پژوهشی خود اظهار کرد: «موضوع این پروژه، طراحی کیت تشخیصی مبتنی بر فناوری توالییابی RNA برای شناسایی بیماری لوکوز دامی است. این طرح در مرحله تدوین پروپوزال و بررسیهای نظری قرار دارد و در آن، روشهای احتمالی استفاده از این فناوری برای تشخیص زودهنگام بیماری بررسی شده است.»
وی با اشاره به اهمیت تشخیص بهموقع این بیماری افزود: «لوکوز دامی میتواند خسارتهای اقتصادی قابل توجهی به دامداریها وارد کند. به گفته وی، برخی کیتهای تشخیصی موجود بر پایه روش الایزا طراحی شدهاند، اما از نظر زمان تشخیص محدودیتهایی دارند؛ از این رو، در این پروژه تلاش شده است امکان استفاده از توالییابی RNA برای شناسایی زودهنگام بیماری بررسی شود.»
اهمیت تشخیص زودهنگام در کاهش خسارتهای دامپروری
قاسمی با تأکید بر نقش دامپروری در تأمین نیازهای روزمره جامعه گفت: «دامداری و دامپروری از حوزههای مهم اقتصادی کشور هستند و بیماریهایی مانند لوکوز میتوانند بر شاخصهایی همچون میزان شیردهی و توان باروری دام تأثیر بگذارند.»
وی ادامه داد: «اگر امکان شناسایی زودهنگام بیماری فراهم شود، فرصت بیشتری برای انجام اقدامات و تصمیمگیریهای لازم وجود خواهد داشت و این موضوع میتواند از نظر اقتصادی به دامداران و صنعت دامپروری کمک کند.»
پژوهشهای کاربردی؛ فرصتی برای آشنایی دانشجویان با نیازهای صنعت
این دانشجوی کارشناسی ارشد ژنتیک انسانی درباره تأثیر چنین طرحهایی بر مهارتآموزی دانشجویان نیز اظهار کرد: «پیش از انجام این پروژه، آشنایی بیشتری با کاربرد طراحی و تولید کیتهای تشخیصی در حوزه سلامت انسان داشتم و شناخت کمتری از کاربردهای این فناوری در بخشهای صنعتی و دامپزشکی داشتم.»
قاسمی افزود: «مشارکت در این پروژه و حضور در رقابتهای علمی مرتبط، باعث شد با ظرفیتهای حوزه دام و صنعت نیز بیشتر آشنا شوم و کاربردهای دانش ژنتیک را فراتر از حوزه پزشکی و سلامت انسان بشناسم.»
وی در پایان تأکید کرد: «پرداختن به طرحهای پژوهشی مرتبط با نیازهای واقعی بخشهای تولیدی و صنعتی، علاوه بر کمک به حل مسائل این حوزهها، میتواند تجربه دانشجویان را افزایش دهد و آنان را با زمینههای متنوع فعالیت حرفهای و بازار کار آشنا کند.»
ارسال دیدگاه