در کارگاه انتقال تجربه جشنواره فیلم مقاومت مطرح شد؛
دانش اقباشاوی: هر صحنه جنگی فرمول خودش را دارد
تهران (پانا) - دانش اقباشاوی در کارگاه انتقال تجربه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت تأکید کرد طراحی صحنههای جنگی با یک فرمول ثابت ممکن نیست و کارگردان باید پیش از هر چیز تکلیف خود را با لحن، سبک، تاریخ و جغرافیای اثر روشن کند.
به گزارش ستاد خبری نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، دانش اقباشاوی، نویسنده و کارگردان سینما، در سومین روز از نشستهای انتقال تجربه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، درباره کارگردانی صحنههای جنگی، میزانسن، خلق تنش، قهرمانسازی و اهمیت تحقیق و پژوهش سخن گفت.
اقباشاوی در ابتدای این نشست گفت فیلم جنگی الزاماً یک شکل و زبان ثابت ندارد و میتواند حماسی، کمدی، تراژیک، ملودراماتیک، عرفانی یا حتی ضدجنگ باشد.
او تأکید کرد: «قبل از طراحی صحنه باید بدانیم قرار است چه احساسی را منتقل کنیم؛ ترس، اضطراب، حماسه، اندوه یا حتی طنز. همین انتخاب لحن و سبک تعیین میکند صحنه جنگی را چگونه بسازیم.»
دشمن را چگونه نشان دهیم؟
این کارگردان با اشاره به تجربه سینمای جنگ گفت در برخی فیلمهای حماسی، نمایش مستقیم دشمن میتواند نتیجه معکوس ایجاد کند؛ اگر دشمن بیش از حد قدرتمند و منظم تصویر شود، ممکن است ناخواسته مورد ستایش قرار گیرد و اگر بیش از حد ضعیف و مضحک باشد، اثر به کاریکاتور تبدیل میشود.
به گفته او، بسیاری از فیلمسازان شاخص به جای نمایش مستقیم دشمن، تأثیر حضور او را نشان میدهند؛ از صدای انفجار و خمپاره گرفته تا تخریب و سایه و ضدنور.
تاریخ و جغرافیا بخشی از میزانسن است
اقباشاوی تأکید کرد هر فیلم جنگی باید متناسب با زمان و مکان خودش طراحی شود.
او گفت جنگ در کوهستان، دشت، هور، دریا یا تنگه هرمز هرکدام منطق اجرایی متفاوتی دارند و نوع حرکت دوربین، تجهیزات، لباسها و شیوه نبرد باید از دل همان جغرافیا بیرون بیاید.
وی افزود: «فیلمها در خلأ ساخته نمیشوند؛ در تاریخ و جغرافیا ساخته میشوند. بنابراین هیچ فرمولی برای همه صحنههای جنگی وجود ندارد.»
قهرمان باید باورپذیر باشد
بخش دیگری از سخنان اقباشاوی به قهرمانسازی اختصاص داشت.
او گفت: «قهرمان در یک تعریف ساده کسی است که گره داستان را باز میکند.»
به گفته او، کارگردانی تا حد زیادی حاصل انتخابهای صحیح است؛ از انتخاب سوژه و بازیگر گرفته تا انتخاب لنز، زاویه دوربین و نوع حرکت.
اقباشاوی تأکید کرد اگر فیلمساز میخواهد درباره یک شهید یا شخصیت واقعی فیلم بسازد، باید ابتدا بسنجد آن فرد از نظر روایی ظرفیت تبدیل شدن به قهرمان یک فیلم سینمایی را دارد یا نه.
او برای شخصیتپردازی پیشنهاد کرد از ترکیب «تحقیق، خاطره و تخیل» استفاده شود.
وی گفت تحقیق میتواند جزئیاتی مانند راه رفتن، غذا خوردن، شوخیها، روابط و عادتهای شخصیت را آشکار کند و همین جزئیات است که یک قهرمان را از یک نماد خشک به انسانی ملموس تبدیل میکند.
تخیل باید در چارچوب واقعیت باشد
اقباشاوی هشدار داد تخیل نیز باید با تاریخ، جغرافیا و شناسنامه فکری شخصیت سازگار باشد.
او گفت نمیتوان صرفاً برای جذابیت بیشتر، ویژگیهایی به شخصیت نسبت داد که با زمان، مکان، باورها یا سبک زندگی او تناقض داشته باشد.
به گفته وی، قهرمان زمانی جذابتر میشود که با موانع واقعی روبهرو شود و با هوش و توانایی خود از آنها عبور کند، نه اینکه به شخصیتی غیرواقعی و اغراقشده تبدیل شود.
دوربین روی دست همیشه راهحل نیست
اقباشاوی در ادامه به بحث خلق تنش و اضطراب پرداخت و گفت استفاده از دوربین روی دست میتواند یکی از ابزارهای ایجاد هیجان باشد، اما نباید به نسخه ثابت سینمای جنگ تبدیل شود.
وی افزود استفاده افراطی از این شیوه ممکن است باعث از بین رفتن اطلاعات صحنه و جزئیات مهم شود.
او پیشنهاد کرد فیلمساز میان نماهای اطلاعاتی و نماهای احساسی تعادل برقرار کند؛ نمای باز میتواند جغرافیا، نیروها و میزان تخریب را نشان دهد و نمای بسته، احساس شخصیت را منتقل کند.
اقباشاوی «اکشن و ریاکشن» یا عمل و عکسالعمل را نیز یکی از ابزارهای ساده و مؤثر برای ایجاد ریتم و افزایش اضطراب در صحنههای جنگی دانست.
تحقیق به کارگردان دکوپاژ میدهد
اقباشاوی در بخش پایانی، تجربه ساخت فیلم «اسفند» را مثال زد و گفت تحقیقات گسترده درباره عملیات والفجر مقدماتی و منطقه فکه مستقیماً به طراحی دکوپاژ فیلم کمک کرده است.
او توضیح داد که برای این فیلم، علاوه بر مطالعه منابع، تصاویر آرشیوی را دیده، با بازماندگان عملیات گفتوگو کرده و از منطقه فکه نیز بازدید داشته است.
به گفته او، همین تحقیقات باعث شد پلان افتتاحیه فیلم شکل بگیرد؛ جایی که نیروها در حال عقبنشینی هستند اما علی هاشمی برخلاف جهت آنها به سمت خط مقدم پیش میرود.
ارسال دیدگاه