در گفتوگو با پانا
فرهاد بشارتی: کمدی خوب، مخاطب را پس از خندیدن به فکر وامیدارد
اکسیر واقعی، قدر دانستن لحظههایی است که فرصت زندگیکردنشان را داریم / جوانی فقط به سن و ظاهر نیست/ گاهی یک نگاه و مکث ساده، بیشتر از اغراق مخاطب را میخنداند
تهران (پانا) - فرهاد بشارتی، بازیگر نقش پرویز در سریال «اکسیر»، با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در آثار کمدی، معتقد است کمدی زمانی میتواند اثری ماندگار داشته باشد که علاوه بر ایجاد خنده، مخاطب را به فکر درباره زندگی، خانواده و روابط انسانی وادارد.
فرهاد بشارتی، بازیگر سینما و تلویزیون که در سریال «اکسیر» نقش پرویز را ایفا میکند، درباره نخستین مواجهه خود با این شخصیت و ویژگیهایی که او را برایش جذاب کرده است، به خبرنگار پانا گفت: «برای من، جذابیت هر نقش از جایی شروع میشود که احساس کنم هنوز چیزهایی برای کشفکردن در آن وجود دارد. وقتی با «اکسیر» مواجه شدم، برایم مهم بود که پرویز را صرفاً بهعنوان یک شخصیت در یک مجموعه کمدی نبینم، بلکه بتوانم به او هویت مستقلی بدهم. به نظرم در کمدی، شخصیتپردازی اهمیت بسیار زیادی دارد، چون اگر خود شخصیت را باور نکنیم، خندهای هم که ایجاد میشود ماندگار نخواهد بود. سعی کردم پرویز را با ویژگیهای انسانی خودش بسازم و به او نزدیک شوم، نه اینکه صرفاً از تجربههای قبلیام در نقشهای کمدی استفاده کنم. برای یک بازیگر، تکرارنکردن خودش همیشه یک چالش جدی است.»
شخصیتهای کمدی نیز به لایههای انسانی نیاز دارند
بشارتی با تأکید بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف شخصیتها در آثار کمدی، درباره ویژگیهای پنهان شخصیت پرویز بیان کرد: «من معتقدم هیچ آدمی فقط همان چیزی نیست که در برخورد اول از او میبینیم. گاهی رفتار ظاهری ما با چیزی که در درونمان میگذرد، تفاوت زیادی دارد. در برخورد با پرویز هم سعی کردم به این فاصله توجه کنم. برای من مهم بود که رفتارهای او فقط به موقعیتهای طنز محدود نشود و مخاطب بتواند در پس این رفتارها، یک انسان با احساسات و دغدغههای خودش ببیند. طبیعتاً هر بازیگری بخشی از تجربه، نگاه و شناختش از آدمها را وارد نقشش میکند، البته این به معنای تغییر خودسرانه شخصیت نیست. من تلاش میکنم در چارچوب فیلمنامه و نگاه کارگردان، به نقش جزئیاتی اضافه کنم که به باورپذیری آن کمک کند.»
جوانی فقط به سن و ظاهر محدود نمیشود
این بازیگر درباره مضمون جوانی و گذر زمان در سریال «اکسیر» و اینکه در صورت وجود اکسیر جوانی حاضر به استفاده از آن بود یا خیر، اظهار کرد: «اگر از من بپرسید، فکر میکنم آدمها بیشتر از آنکه از بالا رفتن سن بترسند، از ازدستدادن فرصتها میترسند. شاید اگر اکسیر جوانی وجود داشت، خیلیها وسوسه میشدند آن را امتحان کنند، اما سؤال من این است که آیا با جوانشدن دوباره، تجربهها و فهمی را که در طول زندگی به دست آوردهایم هم حفظ میکنیم؟ اگر قرار باشد دوباره جوان شویم، اما همه چیزهایی را که زندگی به ما آموخته از دست بدهیم، آیا واقعاً چیزی به دست آوردهایم؟
جوانی فقط به ظاهر و سن نیست. آدم ممکن است در سنین بالا همچنان مشتاق، کنجکاو و سرشار از زندگی باشد. برای من، مهمتر از جوانماندن، این است که آدم کیفیت زندگیاش را حفظ کند.»
در کمدی فانتزی، جدیگرفتن موقعیتها اهمیت دارد
بشارتی درباره تفاوت بازی در یک اثر کمدی فانتزی با کمدی واقعگرا و چگونگی پرهیز از اغراق در اجرای نقش توضیح داد: «در کمدی فانتزی، بازیگر باید قواعد دنیای اثر را بپذیرد. ممکن است اتفاقی در قصه رخ بدهد که در زندگی روزمره ما غیرعادی یا حتی ناممکن باشد، اما وقتی وارد جهان آن اثر شدیم، باید آن را جدی بگیریم. اتفاقاً به نظرم هرچه بازیگر موقعیت را جدیتر بگیرد، نتیجه میتواند خندهدارتر شود.
من شخصاً خیلی به این اعتقاد دارم که کمدی الزاماً به معنای حرکات عجیب، بالا بردن صدا یا اغراق در واکنشها نیست. گاهی یک مکث، یک نگاه یا یک واکنش ساده، بیشتر از چند حرکت اغراقشده مخاطب را میخنداند. البته در نهایت، هماهنگی با لحن کلی کارگردانی و فضای مجموعه هم اهمیت زیادی دارد.»
همنشینی نسلهای مختلف میتواند به نقطه قوت یک مجموعه تبدیل شود
این بازیگر درباره همکاری با بازیگران باتجربه و چهرههای جوانتر در «اکسیر» گفت: «من همیشه از این همنشینی استقبال کردهام. بازیگر باتجربه هم هنوز میتواند یاد بگیرد و بازیگر جوان هم میتواند با انرژی، نگاه تازه و پیشنهادهای متفاوتش به گروه کمک کند. به نظرم نباید تصور کنیم که تجربه فقط متعلق به نسل قدیم است یا خلاقیت فقط در نسل جوان پیدا میشود.
وقتی احترام و اعتماد میان اعضای گروه وجود داشته باشد، این تفاوتها به نقطه قوت تبدیل میشوند. بهخصوص در مجموعهای مثل «اکسیر» که موضوع فاصله نسلها را هم در دل داستان مطرح میکند، این همراهی میتواند به شکلگیری فضای زندهتر و پویاتری کمک کند. در چنین همکاریهایی، اگر هرکس بخواهد از دیگری چیزی یاد بگیرد، همه برندهاند.»
رسیدن به سادگی و طبیعیبودن، گاهی دشوارترین بخش بازیگری است
بشارتی با اشاره به دشواریهای اجرای صحنههای کمدی در جریان فیلمبرداری بیان کرد: «این اتفاق در کار بازیگری زیاد میافتد. گاهی صحنهای را روی کاغذ میخوانید و تصور میکنید اجرای سادهای دارد، اما وقتی مقابل دوربین قرار میگیرید، متوجه میشوید که باید چندین نکته را همزمان رعایت کنید؛ از ریتم دیالوگ و زمانبندی واکنشها گرفته تا ارتباط با بازیگر مقابل و حفظ لحن شخصیت.
در کمدی، این مسئله حساستر هم میشود، چون یک مکث کوتاه یا واکنش زودهنگام ممکن است تأثیر صحنه را کاملاً تغییر دهد. برای من، دشواری کار همیشه در صحنههای بزرگ و پرتحرک نیست. گاهی سختترین بخش، رسیدن به سادگی و طبیعیبودن است. ترجیح میدهم مخاطب نتیجه را راحت و بیدردسر ببیند، حتی اگر رسیدن به آن نتیجه برای گروه کار سختی بوده باشد.»
کمدی میتواند بدون موعظهکردن، مخاطب را به فکر وادارد
بازیگر نقش پرویز در سریال «اکسیر» درباره پیامهای انسانی این مجموعه و اهمیت پرداختن به موضوعاتی مانند خانواده، زمان و روابط میان افراد در قالب طنز اظهار کرد: «به نظر من، یکی از حرفهای مهم «اکسیر» این است که ما گاهی آنقدر درگیر خواستهها و حسرتهایمان میشویم که داشتههای واقعیمان را نمیبینیم. انسان همیشه فکر میکند اگر چیزی را به دست بیاورد، خوشبختتر خواهد شد، اما وقتی به آن میرسد، ممکن است بفهمد مسئله اصلی چیز دیگری بوده است.
خانواده، رابطه میان آدمها و زمانی که کنار یکدیگر میگذرانیم، چیزهایی نیستند که همیشه بتوانیم دوباره به دستشان بیاوریم. ارزش کمدی هم برای من همینجاست؛ اینکه بتواند بدون موعظهکردن، ما را به فکر ببرد. اگر مخاطب بخندد و بعد از تمامشدن قسمت، لحظهای به زندگی خودش و رابطهاش با اطرافیان فکر کند، به نظرم اثر توانسته کار مهمی انجام دهد.»
مخاطب امروز به قصه و شخصیت باورپذیر نیاز دارد
بشارتی در پاسخ به این پرسش که یک مجموعه کمدی خانوادگی چگونه میتواند با وجود تصور برخی مخاطبان درباره قابل پیشبینی بودن کمدی تلویزیونی، ارتباط مؤثری با بینندگان برقرار کند، گفت: «به نظرم مخاطب امروز بسیار باهوش و آگاه است و نمیتوان با تکرار چند موقعیت آشنا، برای مدت طولانی او را همراه نگه داشت. مخاطب به قصه، شخصیت و روابطی نیاز دارد که برایش باورپذیر باشند، حتی اگر اتفاقات داستان فانتزی باشند.
«اکسیر» از یک ایده فانتزی استفاده میکند تا درباره موضوعاتی صحبت کند که برای همه ما آشنا هستند؛ از دغدغه جوانی و گذر زمان گرفته تا اختلاف نگاه میان نسلها. البته درباره هر اثری، در نهایت این خود مخاطب است که قضاوت میکند. من معتقدم کمدی خانوادگی زمانی موفق است که اعضای یک خانواده با سنین و سلیقههای متفاوت بتوانند کنار هم آن را تماشا کنند و هرکدام چیزی برای ارتباط برقرارکردن با آن پیدا کنند. این نوع کمدی به شناخت مخاطب و پرهیز از سادهانگاری او نیاز دارد.»
دوست دارم نقشهایی را تجربه کنم که با تصویر همیشگیام متفاوت باشند
این بازیگر درباره نقشهایی که همچنان علاقهمند به تجربه آنهاست و دلایل قرارگرفتن برخی بازیگران در قالبهای تکراری توضیح داد: «من همیشه دوست داشتهام فرصت تجربه نقشهایی را داشته باشم که از نظر روحی و رفتاری فاصله زیادی با تصویری دارند که مخاطب از من در ذهنش ساخته است. بازیگری برای من یعنی امکان زندگیکردن در جهان آدمهای مختلف؛ آدمهایی که شاید در زندگی واقعی هیچوقت فرصت شناخت نزدیکشان را پیدا نکنیم. به همین دلیل، نقشهای پیچیده روانشناختی، شخصیتهای خاکستری و حتی نقشهایی که سکوت و درونگرایی در آنها اهمیت بیشتری از دیالوگ دارد، برایم جذاباند.
البته اینکه یک بازیگر در قالب خاصی قرار بگیرد، همیشه فقط به انتخابهای خودش مربوط نیست. گاهی موفقیت یک نقش باعث میشود تهیهکنندهها و کارگردانها دوباره همان تصویر موفق را از بازیگر بخواهند. شکستن این قالب به اعتماد متقابل میان بازیگر و سازندگان اثر نیاز دارد. من فکر میکنم بازیگر باید هم قدر تجربههای موفقش را بداند و هم از کشف مسیرهای تازه نترسد.»
انتخاب خوب باید هم برای مخاطب ارزش داشته باشد و هم برای بازیگر فرصت رشد ایجاد کند
بشارتی درباره تصمیمهایی که ممکن است در مسیر حرفهای خود تغییر دهد و اولویتهایش در انتخاب نقش گفت: «من معمولاً به گذشته با حسرت نگاه نمیکنم، چون هر تجربهای، حتی تجربهای که نتیجه دلخواهم را نداشته، چیزی به من اضافه کرده است. اگر قرار باشد به گذشته برگردم، شاید در بعضی مقاطع با جسارت بیشتری سراغ تجربههای متفاوت میرفتم، اما این به معنای پشیمانی از مسیر طیشده نیست.
درباره انتخاب نقش هم فکر میکنم نمیتوان این دو موضوع را کاملاً از هم جدا کرد. من برای مخاطب احترام زیادی قائلم، چون بدون او، کار ما معنای کامل خودش را پیدا نمیکند. اما اگر بازیگر صرفاً بخواهد رضایت مخاطب را به دست بیاورد و هیچوقت خودش را به چالش نکشد، بهتدریج ممکن است در همان نقطه باقی بماند. به نظرم انتخاب خوب، انتخابی است که هم برای مخاطب ارزش داشته باشد و هم برای بازیگر فرصتی برای رشد ایجاد کند.»
اکسیر واقعی، قدر دانستن فرصت زندگی است
این بازیگر در پایان، در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد پیام اصلی سریال «اکسیر» را در قالب یک جمله بیان کند، خاطرنشان کرد: «اگر بخواهم در یک جمله بگویم، میگویم: شاید اکسیر واقعی، جوانماندن نباشد؛ قدر دانستن لحظههایی باشد که هنوز فرصت زندگیکردنشان را داریم.
گاهی آنقدر دنبال تغییر گذشته یا تضمین آینده هستیم که زمان حال را از دست میدهیم. شاید بهتر باشد بهجای اینکه همیشه آرزوی بازگشت به روزهای گذشته را داشته باشیم، تلاش کنیم امروز را طوری زندگی کنیم که فردا حسرتش را نخوریم. به نظرم این یکی از پیامهایی است که میتوان از «اکسیر» گرفت.»
ارسال دیدگاه