گفتوگوی «پانا» با آموزگار ابتدایی و طراح و عروسکگردان «لیمو»:
عروسک بهتنهایی معجزه نمیکند؛ معلم کودک را از شنونده صرف به مشارکتکننده تبدیل میکند
تهران (پانا) - شقایق فکور، آموزگار پایه اول ابتدایی و طراح و عروسکگردان عروسک «لیمو»، با بهرهگیری از ظرفیت قصهگویی و عروسک در فرایند آموزش، تلاش میکند مفاهیم درسی را برای دانشآموزان ملموستر و جذابتر کند؛ رویکردی که به گفته او، زمانی به یادگیری مؤثر منجر میشود که عروسک به ابزاری برای مشارکت، پرسشگری و تجربهاندوزی کودکان تبدیل شود، نه صرفاً وسیلهای برای سرگرمی.
شقایق فکور، آموزگار پایه اول ابتدایی شهرستان ورامین، با استفاده از عروسکی به نام «لیمو» تلاش میکند مفاهیم آموزشی را به دنیای کودکان نزدیکتر کند؛ او معتقد است عروسک بهتنهایی تضمینکننده یادگیری نیست، بلکه این شیوه استفاده معلم از ابزارهای آموزشی است که میتواند کودکان را از شنوندگان صرف به مشارکتکنندگان فعال در فرایند یادگیری تبدیل کند.
یادگیری در سالهای نخست تحصیل، تنها به انتقال اطلاعات و آموزش مستقیم مفاهیم درسی محدود نمیشود؛ بلکه چگونگی برقراری ارتباط با دانشآموزان، شناخت نیازهای آنها و استفاده از روشهایی متناسب با دنیای ذهنی کودکان نیز در این فرایند اهمیت دارد. در پایه اول ابتدایی، دانشآموزان در آغاز تجربه حضور در محیط رسمی مدرسه قرار دارند و بازی، قصه، تخیل و تجربههای ملموس همچنان بخش مهمی از دنیای آنها را تشکیل میدهد. از همین رو، استفاده از ابزارهای خلاقانه میتواند زمینه ارتباط بهتر کودکان با محتوای آموزشی را فراهم کند.
در این میان، عروسک بهعنوان ابزاری برای طرح پرسش، روایت داستان، ایجاد موقعیتهای آموزشی و برانگیختن کنجکاوی کودکان، این امکان را به معلم میدهد تا مفاهیم درسی را به شیوهای متفاوت ارائه کند. با این حال، استفاده از چنین ابزاری زمانی به یادگیری کمک میکند که در خدمت هدف آموزشی باشد و صرفاً به سرگرم کردن دانشآموزان محدود نشود.
شقایق فکور، آموزگار پایه اول ابتدایی شهرستان ورامین و دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم تربیتی با گرایش برنامهریزی درسی، از جمله معلمانی است که استفاده از عروسک را در فعالیتهای آموزشی خود دنبال میکند. او با طراحی و عروسکگردانی شخصیت «لیمو»، تلاش کرده است بخشی از تجربههای آموزشی خود را در کلاس درس و فضای مجازی به اشتراک بگذارد و از ظرفیتهای قصه، بازی و شخصیتپردازی برای نزدیک کردن مفاهیم درسی به ذهن کودکان استفاده کند.
فکور در این گفتوگو از دلایل انتخاب عروسک بهعنوان ابزار آموزشی، موضوعات درسی مورد توجه، ضرورت حفظ دقت علمی در تولید محتوای کودکانه، دشواریهای آموزش در پایه اول و فرصتها و محدودیتهای فضای مجازی میگوید؛ او در کنار تمام ظرفیتهایی که برای این شیوه آموزشی قائل است، بر این نکته تأکید دارد که عروسک جایگزین معلم نیست و نقش اصلی در هدایت فرایند یادگیری همچنان بر عهده آموزگار قرار دارد.
عروسک بهتنهایی معجزه نمیکند؛ معلم آن را زنده میکند
چرا از عروسک بهعنوان ابزار آموزش استفاده کردید؟ آیا عروسک بهتنهایی یادگیری را تضمین میکند؟
من همیشه باور داشتم که یادگیری برای بچهها نباید فقط به شنیدن توضیحات معلم یا انجام تمرینهای کتاب محدود شود. بهخصوص در پایه اول، بچهها تازه وارد فضای رسمی مدرسه میشوند و هنوز بازی، قصه، تخیل و تجربههای ملموس بخش مهمی از دنیای آنهاست. عروسک میتواند آن مفاهیم را به زبان کودک نزدیک کند؛ سؤال بپرسد، اشتباه کند، تعجب کند و حتی چیزی را نداند تا بچهها خودشان برای توضیح دادن و پیدا کردن پاسخ وارد عمل شوند.
وقتی عروسک در جریان آموزش حضور دارد، میتوان موقعیتهایی ایجاد کرد که دانشآموزان بهجای دریافت منفعلانه اطلاعات، برای پاسخ دادن به پرسشها تلاش کنند و دانستههای خود را به کار بگیرند. در چنین شرایطی، کودک فرصت پیدا میکند درباره یک موضوع فکر کند، نظر بدهد و با مشارکت در گفتوگو، درک خود را از مفهوم آموزشی نشان دهد.
اما باید صریح بگویم که عروسک بهتنهایی معجزه نمیکند. شیوه استفاده معلم از عروسک و ارتباطی که با هدف آموزشی ایجاد میکند، اهمیت اصلی را دارد. عروسک قرار نیست جای معلم را بگیرد؛ قرار است در کنار معلم باشد. معلم همچنان هدایتکننده فرایند آموزش است و عروسک نقش یک دوست یا شخصیت کنجکاو را دارد که سؤال میپرسد و بچهها را به فکر کردن دعوت میکند. اگر این پیوند شکل نگیرد، عروسک فقط یک وسیله در گوشه کلاس است و حضور آن بهتنهایی نمیتواند یادگیری مؤثری ایجاد کند.
نگارهها را با عروسک آموزش میدهم، نه با تمرین خشک
چه درسها و موضوعاتی را با کمک لیمو آموزش دادهاید و هنگام انتخاب این موضوعات به چه نکاتی توجه میکنید؟
تمرکز اصلی من روی آموزشهای پایه اول ابتدایی است، چون هم در این پایه تدریس میکنم و هم با نیازهای بچهها آشنا هستم. بخشی از محتوا به فارسی و مهارتهای آغازین خواندن و نوشتن اختصاص دارد؛ مثل نگارهها، آموزش خانواده و لوحنویسی
در کنار آن، موضوعاتی از علوم و ریاضی را هم با کمک لیمو مطرح میکنم؛ مثلاً آموزش سایه، مفهوم روی آب و زیر آب و موضوعاتی که با آزمایش یا مشاهده میشود به آنها نزدیک شد.
برای من مهم است که محتوا فقط یک ویدیوی سرگرمکننده نباشد؛ هر محتوا باید هدف مشخصی داشته باشد و بچهها بعد از دیدن آن بتوانند چیزی را بهتر درک کنند یا فعالیتی انجام دهند. به همین دلیل، انتخاب موضوع و شیوه ارائه آن اهمیت دارد. استفاده از عروسک باید به فهم بهتر مفهوم کمک کند و میان آنچه کودک میبیند و آنچه قرار است یاد بگیرد، ارتباط روشنی وجود داشته باشد.
مخاطبان من فقط دانشآموزان نیستند؛ والدین و آموزگاران پایه اول هم بخش مهمی از جامعه مخاطبان را تشکیل میدهند و تلاش میکنم محتوا برای هر سه گروه قابل استفاده باشد. برای دانشآموزان، هدف نزدیکتر شدن به مفاهیم درسی است؛ والدین میتوانند از این محتوا برای همراهی بیشتر با فرزندانشان استفاده کنند و آموزگاران نیز ممکن است ایدههایی برای ارائه متفاوت یک موضوع آموزشی پیدا کنند.
سرگرمی نباید جای یادگیری را بگیرد
چگونه میان جذابیت سرگرمکننده و دقت علمی مطالب تعادل برقرار میکنید؟ در تولید محتوای آموزشی با عروسک، چه چیزی باید در اولویت باشد؟
در طراحی هر محتوا، ابتدا هدف آموزشی را مشخص میکنم و بعد به این فکر میکنم که لیمو چگونه میتواند در ارائه آن مفهوم کمک کند. نمیخواهم به خاطر خنداندن بچهها، موضوع علمی را بهاشتباه سادهسازی کنم یا اطلاعات نادرست بدهم. سرگرمی زمانی ارزشمند است که در خدمت یادگیری باشد، نه اینکه جای آن را بگیرد.
گاهی ممکن است یک موضوع از نظر علمی پیچیده باشد، اما میشود بدون تحریف حقیقت، آن را با مثال، مشاهده، آزمایش یا داستانی سادهتر ارائه کرد. به نظرم، ساده کردن یک مفهوم با نادیده گرفتن دقت علمی آن تفاوت دارد. ما باید بتوانیم مطالب را متناسب با سن کودکان بیان کنیم، اما در عین حال مراقب باشیم که این سادهسازی باعث شکلگیری برداشت نادرست در ذهن آنها نشود.
برای من، لیمو باید پلی میان مفهوم آموزشی و دنیای کودک باشد؛ قرار نیست همهچیز را به جای معلم توضیح بدهد، بلکه میتواند سؤال ایجاد کند، توجه بچهها را به نکتهای جلب کند و آنها را برای یادگیری آمادهتر کند. اگر جذابیت یک محتوا باعث شود کودک به موضوع توجه کند، اما در نهایت چیزی را بهتر نفهمد، هدف اصلی آموزش محقق نشده است. بنابراین، جذابیت و دقت علمی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و هیچکدام جای دیگری را نگیرد.
کودک را از شنونده صرف به مشارکتکننده تبدیل میکنم
مهمترین دشواری آموزش در پایه اول چیست و عروسک چگونه میتواند در این زمینه مؤثر باشد؟
بچهها از نظر تجربه، سرعت یادگیری، علایق و شیوه توجه با یکدیگر تفاوت دارند؛ یک روش ممکن است برای یک کودک مؤثر باشد، اما برای دیگری توجهی جلب نکند. از طرفی، بچههای پایه اول تازه با قواعد و ساختار مدرسه آشنا میشوند و لازم است مفاهیم به شیوهای ارائه شوند که با دنیای ذهنی آنها ارتباط داشته باشد. عروسک میتواند یکی از ابزارهای کمککننده در این مسیر باشد.
در چنین موقعیتی، کودک از یک شنونده صرف به کسی تبدیل میشود که در پیدا کردن پاسخ مشارکت میکند. وقتی عروسک پرسشی مطرح میکند یا در موقعیتی قرار میگیرد که به توضیح نیاز دارد، دانشآموز فرصت پیدا میکند وارد جریان آموزش شود و بهجای اینکه صرفاً منتظر پاسخ معلم بماند، خودش برای یافتن پاسخ تلاش کند. کودکانی که معمولاً ساکت میمانند، راحتتر وارد گفتوگو میشوند و اشتباه کردن دیگر برای آنها تهدید نیست، بلکه بخشی از بازی است.
البته این به معنای آن نیست که همه کودکان به یک اندازه و با یک روش واکنش نشان میدهند. شناخت ویژگیهای دانشآموزان و انتخاب شیوه مناسب برای هر موقعیت، همچنان اهمیت دارد. عروسک میتواند زمینه مشارکت را فراهم کند، اما این معلم است که باید واکنشهای دانشآموزان را ببیند و مسیر آموزش را متناسب با شرایط کلاس پیش ببرد.
با این حال، باید مراقب بود؛ اگر عروسک بیش از اندازه یا بدون ارتباط با هدف درس استفاده شود، خودش به عامل حواسپرتی تبدیل میشود. من آموزش مبتنی بر عروسک را جایگزین همه روشهای تدریس نمیدانم؛ هنر معلم این است که از ابزارهای مختلف در جای مناسب استفاده کند. گاهی توضیح مستقیم لازم است، گاهی تمرین، گاهی بازی و گاهی حضور یک شخصیت عروسکی. مهم این است که انتخاب روش تدریس، تابع نیاز یادگیری دانشآموز باشد.
فضای مجازی جای کلاس درس را نمیگیرد
فعالیت در شبکههای اجتماعی چه فرصتها و محدودیتهایی برای آموزش ایجاد کرده است؟ آیا محتوای مجازی میتواند تجربه کلاس درس را به خانهها منتقل کند؟
مهمترین فرصت این است که محتوای آموزشی میتواند فراتر از یک کلاس برود و در اختیار خانوادهها و آموزگاران بیشتری قرار بگیرد؛ ممکن است معلمی در نقطهای دیگر از کشور به ایدهای نیاز داشته باشد که همکار دیگری تجربه کرده است. برای من، لیمو راهی شده تا بخشی از تجربههای کلاس را در قالب ویدیوهای کوتاه به اشتراک بگذارم و با والدین و همکاران گفتوگو کنم.
فضای مجازی این امکان را فراهم میکند که تجربههای آموزشی در محدوده یک کلاس باقی نمانند و افراد بیشتری بتوانند با آنها آشنا شوند. آموزگاران میتوانند با دیدن شیوههای متفاوت ارائه مطالب، درباره روشهای تدریس خود فکر کنند و والدین نیز با برخی از فعالیتهایی آشنا شوند که به یادگیری فرزندانشان کمک میکند. از این نظر، تولید محتوای آموزشی میتواند زمینهای برای تبادل تجربه میان خانوادهها و معلمان باشد.
اما محدودیتهایی هم وجود دارد؛ هر محتوای جذابی الزاماً به یادگیری عمیق منجر نمیشود و تماشای ویدیو نمیتواند جای تجربه علمی، تعامل مستقیم با معلم و بازیهای واقعی را بگیرد. کودک ممکن است یک ویدیوی آموزشی را با علاقه تماشا کند، اما برای درک بهتر موضوع همچنان به تجربه کردن، پرسیدن سؤال و ارتباط با محیط اطراف خود نیاز داشته باشد.
باید به زمان استفاده از صفحه نمایش و حفظ حریم خصوصی بچهها هم توجه کرد. در تولید محتوای مرتبط با کودکان، جذابیت نباید باعث شود نیازهای واقعی آنها نادیده گرفته شود. من فضای مجازی را مکمل آموزش میدانم، نه جایگزین کلاس درس. دوست دارم محتوایی که تولید میکنم، مخاطب را به فعالیت و تجربه واقعی تشویق کند، نه اینکه کودک فقط تماشاگر بماند.
دنیای کودک را جدی بگیرید
چه پیامی برای آموزگاران و والدین دارید؟ چگونه میتوان تجربه یادگیری را برای کودکان شیرینتر کرد؟
شقایق فکور: اگر بخواهم پیامی بدهم، این است: بیایید دنیای کودک را جدی بگیریم. گاهی ما بزرگترها تصور میکنیم برای آموزش باید همهچیز را مستقیم توضیح دهیم، در حالی که کودک از مسیر بازی، خیال، تجربه و ارتباط هم یاد میگیرد. توجه به دنیای کودک به این معناست که هنگام آموزش، تنها به محتوایی که قرار است منتقل شود فکر نکنیم، بلکه به این هم توجه داشته باشیم که کودک چگونه با آن ارتباط برقرار میکند.
قرار نیست همیشه ابزارهای پیچیده داشته باشیم یا هزینه زیادی کنیم؛ گاهی یک قصه، یک عروسک ساده، یک سؤال خوب یا چند دقیقه بازی هدفمند میتواند شروع یک تجربه یادگیری ارزشمند باشد. آنچه اهمیت دارد، هدفمند بودن فعالیت و تناسب آن با نیاز کودک است. حتی یک ابزار ساده هم اگر درست انتخاب شود و در جای مناسب به کار برود، میتواند به فرصتی برای فکر کردن، گفتوگو و تجربه کردن تبدیل شود.
آموزش میتواند هم دقیق و هدفمند باشد و هم سرشار از شادی، خیال و مهربانی. این دو ویژگی در تضاد با یکدیگر نیستند و میتوان در کنار توجه به محتوای آموزشی، فضایی ایجاد کرد که کودک در آن احساس امنیت و علاقه بیشتری برای مشارکت داشته باشد.
اگر بتوانم حتی برای تعداد کوچکی از بچهها یادگیری را شیرینتر و تجربه مدرسه را دوستداشتنیتر کنم، برای من اتفاق بسیار ارزشمندی است.
ارسال دیدگاه