پسری از مغان که صدایش در پارس‌آباد نماند

روایت امیرطاها قهرمان‌پور؛ نوجوانی از اردبیل که از محافل قرآنی به تلویزیون و جمع برگزیدگان تلاوت کشور رسید

تهران (پانا) - نامش در میان برگزیدگان بود؛ نوجوانی ۱۱ساله از پارس‌آباد مغان که توانسته بود به مرحله نهایی یک مسابقه ملی تلاوت قرآن برسد. برای او که در شهری دور از پایتخت زندگی می‌کرد، همین حضور اتفاق کوچکی نبود. اما جالب‌تر اینکه رسیدن به این مرحله نه آغاز ماجرای امیرطاها قهرمان‌پور بود و نه پایان آن. نام او پیش از این هم در محافل قرآنی و قاب تلویزیون دیده شده بود و چند ماه بعد نیز در فهرست برگزیدگان یک رویداد بزرگ دیگر قرار گرفت. انگار هر بار که به یکی از ایستگاه‌های این مسیر می‌رسید، راه تازه‌ای پیش رویش باز می‌شد.

کد مطلب: ۱۷۵۰۹۸۷
لینک کوتاه کپی شد
روایت امیرطاها قهرمان‌پور؛ نوجوانی از اردبیل که از محافل قرآنی به تلویزیون و جمع برگزیدگان تلاوت کشور رسید

برای دنبال کردن این قصه باید از سالن مسابقات فاصله گرفت و به پارس‌آباد برگشت؛ شهری در دشت مغان، در شمال استان اردبیل و نزدیکی مرزهای ایران. جایی که حالا نام یکی از نوجوانانش در میان استعدادهای قرآنی کشور ثبت شده است.

امیرطاها قهرمان‌پور از آن چهره‌هایی است که شاید اگر فرصت حضور در برنامه‌های ملی قرآن برایش فراهم نمی‌شد، استعدادش همچنان در محدوده زادگاهش شناخته می‌ماند. اما آنچه از مسیر قرآنی او ثبت شده، نشان می‌دهد این نوجوان توانسته گام‌به‌گام از محیط محلی به عرصه‌های گسترده‌تر برسد.

داستان از یک مسابقه آغاز نشد

یکی از نخستین نشانه‌های شناخته‌شدن امیرطاها در سطح ملی، حضورش در برنامه تلویزیونی «محفل» است؛ برنامه‌ای که در سال‌های اخیر تلاش کرده قرآن را از قالب‌های صرفاً رسمی و مسابقه‌ای فراتر ببرد و استعدادهای قرآنی را با شیوه‌ای متفاوت به مخاطبان معرفی کند.

امیرطاها در این برنامه با اجرای مناجاتی به زبان ترکی دیده شد. همین حضور، جلوه‌ای متفاوت از هویت قرآنی او را به نمایش گذاشت؛ نوجوانی از خطه آذربایجان که توانسته بود پیوند میان زبان مادری، فرهنگ بومی و علاقه‌اش به فعالیت‌های قرآنی را در قاب رسانه ملی نشان دهد.

او در ادامه مسیرش، نوزدهم بهمن ۱۴۰۴ در کرسی تلاوت فاطمی حرم حضرت معصومه(س) در قم نیز به تلاوت قرآن پرداخت. این حضور، یکی دیگر از تجربه‌های ثبت‌شده او در محافل قرآنی خارج از زادگاهش بود.

اما اتفاقات مهم‌تری در راه بود.

خرداد ۱۴۰۵، دومین دوره مسابقه تلویزیونی «بهشت» به مرحله نهایی رسید و نام امیرطاها قهرمان‌پور در میان شش فینالیست آن قرار گرفت. نوجوانی که هنوز ۱۲ سالش نشده بود، توانسته بود خود را به یکی از مراحل اصلی رقابت قاریان نوجوان کشور برساند.

او عنوان نخست مسابقه را به دست نیاورد؛ اما ماجرا درست همین‌جا جذاب‌تر می‌شود. زیرا آنچه در ادامه اتفاق افتاد، نشان داد مسیر رشد این استعداد قرآنی به یک مسابقه و یک رتبه محدود نمانده است.

نامی که دوباره در فهرست برگزیدگان دیده شد

چند ماه بعد، در شهریور ۱۴۰۵، نخستین رویداد ملی «رویش» برگزار شد؛ رویدادی برای شناسایی استعدادهای نوجوان تلاوت قرآن که بیش از دو هزار نفر در مراحل آن حضور داشتند و در نهایت ۴۲ نفر به مرحله نهایی راه یافتند.

در میان این ۴۲ نفر، نام امیرطاها قهرمان‌پور نیز دیده می‌شد.

این اتفاق برای نوجوان پارس‌آبادی معنای ویژه‌ای داشت. او حالا در فاصله چند ماه توانسته بود در دو رویداد ملی، توانایی خود را در جمع استعدادهای برگزیده نشان دهد.

نام امیرطاها همچنین در فهرست اعضای تیم ملی قاریان نوجوان «اُسوه» ثبت شده است؛ مجموعه‌ای تخصصی که با هدف آموزش، تربیت و ارتقای توانایی قاریان نوجوان فعالیت می‌کند.

از «محفل» تا «بهشت»، از کرسی تلاوت در قم تا رویداد ملی «رویش» و حضور در مجموعه تخصصی «اُسوه»، مسیر امیرطاها به‌تدریج شکل روشن‌تری پیدا می‌کند. او دیگر فقط نوجوانی علاقه‌مند به تلاوت قرآن در یک شهر مرزی نیست؛ توانسته است از فرصت‌های آموزشی و رسانه‌ای موجود برای حضور در سطح ملی بهره ببرد.

رویش در شهری دور از پایتخت

داستان امیرطاها را می‌توان از زاویه دیگری نیز خواند؛ زاویه‌ای که شاید اهمیت آن از مقام و رتبه‌های مسابقاتی کمتر نباشد.

در روزگاری که بخش زیادی از بحث‌ها درباره نوجوانان با نگرانی از آسیب‌های اجتماعی، سرگرمی‌های مجازی و فاصله نسل جدید با فعالیت‌های فرهنگی و دینی همراه است، مسیر زندگی قرآنی امیرطاها تصویر دیگری پیش چشم می‌گذارد.

او نوجوانی از پارس‌آباد اردبیل است که بخشی از سال‌های کودکی و نوجوانی‌اش را با آموزش و تلاوت قرآن پیوند زده و پیش از ورود به بزرگسالی، تجربه حضور در برنامه‌های مهم قرآنی کشور را به دست آورده است.

این تصویر از آن جهت اهمیت دارد که گاهی روایت‌های آسیب‌شناسانه چنان بر اخبار نسل جدید سایه می‌اندازند که نمونه‌های موفق رشد فرهنگی و معنوی کمتر دیده می‌شوند. داستان امیرطاها یادآوری می‌کند که در همین جامعه و در همین نسل، ظرفیت‌هایی وجود دارد که با آموزش و فراهم‌شدن فرصت مناسب می‌توانند شکوفا شوند.

نکته قابل‌توجه دیگر، جغرافیای این موفقیت است. امیرطاها در تهران یا یکی از مراکز اصلی رسانه‌ای کشور زندگی نمی‌کند. زادگاهش پارس‌آباد مغان است؛ شهری که فاصله جغرافیایی‌اش از پایتخت، مانع دیده‌شدن استعداد قرآنی این نوجوان نشده است.

این موضوع یکی از مهم‌ترین کارکردهای گسترش فعالیت‌های قرآنی در کشور را آشکار می‌کند: اینکه استعدادهای فرهنگی و دینی برای رشد و شناخته‌شدن، نباید به چند شهر بزرگ محدود بمانند.

تجربه امیرطاها نمونه ملموسی از همین امکان است. مجموعه‌ای از فرصت‌های آموزشی، مسابقاتی و رسانه‌ای باعث شده نام نوجوانی از دشت مغان در سطح ملی مطرح شود؛ فرصتی که اهمیت آن را باید فراتر از کسب یک عنوان یا حضور در یک برنامه تلویزیونی دید.

وقتی یک برنامه تلویزیونی پایان راه نیست

موفقیت برنامه‌های قرآنی را معمولاً با تعداد شرکت‌کنندگان، میزان استقبال مخاطبان یا آمار برگزاری محافل و مسابقات می‌سنجند. این شاخص‌ها اهمیت دارند، اما برای درک تأثیر واقعی چنین برنامه‌هایی کافی نیستند.

گاهی باید مسیر یک استعداد را دنبال کرد و دید پس از پایان برنامه چه اتفاقی برای او افتاده است.

امیرطاها می‌تواند نمونه‌ای برای طرح همین پرسش باشد. حضور او در «محفل» فقط به یک اجرای تلویزیونی محدود نماند. نامش بعدتر در فینال «بهشت»، رویداد ملی «رویش» و مجموعه تخصصی «اُسوه» نیز دیده شد.

البته این حضورها به معنای آن نیست که تمامی موفقیت‌های او محصول یک برنامه مشخص بوده است. آنچه اهمیت دارد، وجود مسیرهای متعددی برای آموزش، معرفی و رشد استعدادهای قرآنی است؛ مسیرهایی که در تجربه امیرطاها به یکدیگر نزدیک شده‌اند.

از همین منظر، اثرگذاری فعالیت‌های قرآنی زمانی عمیق‌تر می‌شود که کشف یک استعداد، پایان مسئولیت نباشد؛ بلکه نقطه آغاز آموزش و پرورش مستمر او قرار بگیرد.

قصه‌ای که هنوز تمام نشده است

امیرطاها قهرمان‌پور هنوز در ابتدای مسیر زندگی قرآنی خود قرار دارد. نمی‌توان پیش‌بینی کرد در سال‌های آینده به چه جایگاهی خواهد رسید. شاید در عرصه‌های بزرگ‌تری تلاوت کند و شاید تجربه‌های تازه‌ای پیش رویش قرار بگیرد. آنچه اکنون روشن است، مسیری است که تا اینجا پشت سر گذاشته؛ مسیری از پارس‌آباد مغان تا حضور در جمع استعدادهای برگزیده قرآنی کشور.

قصه او از آن جهت خواندنی است که برای دیدن یک موفقیت، همیشه نباید منتظر قهرمانی در رقابت‌های بزرگ بین‌المللی ماند. گاهی خودِ دیده‌شدن یک استعداد از شهری دور از مرکز، تداوم حضورش در برنامه‌های تخصصی و فراهم‌شدن فرصت رشد، خبری مهم و امیدبخش است.

در میانه انبوه روایت‌هایی که از دشواری‌ها و نگرانی‌های نسل نوجوان منتشر می‌شود، امیرطاها نماینده یک امکان دیگر است؛ امکان شکوفایی استعدادی که با فرهنگ قرآنی پیوند خورده و فرصت یافته توانایی‌اش را در سطحی فراتر از زادگاهش نشان دهد.

او در یکی از مهم‌ترین مسابقاتی که در آن حضور داشت، نفر اول نشد. اما چند ماه بعد، دوباره نامش در فهرست منتخبان یک رویداد ملی قرار گرفت.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار