پانا از مسئله پیری نیروی کار کشاورزی گزارش میدهد؛
نایبرئیس کمیسیون کشاورزی مجلس: هنرستانهای کشاورزی میتوانند زمینهساز تربیت نیروی متخصص جوان باشند
چه کسی آینده تولید غذای ایران را تأمین میکند؟
تهران (پانا) - نایبرئیس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، با تأکید بر ضرورت تربیت نیروی انسانی متخصص در بخش کشاورزی گفت: آموزشوپرورش از طریق هنرستانهای کشاورزی میتواند در جذب دانشآموزان علاقهمند، آموزش دانش روز و هدایت هدفمند آنان به دانشگاه و سپس عرصه تولید نقش مؤثری ایفا کند.
کشاورزی از جمله بخشهایی است که استمرار فعالیت آن، به حضور نیروی انسانی باتجربه و توانمند وابسته است؛ با این حال، افزایش سن بهرهبرداران و دشواری ورود نسل جدید به این حرفه، ضرورت برنامهریزی برای آینده نیروی کار کشاورزی را بیش از گذشته برجسته کرده است.
بر اساس نتایج سرشماری عمومی کشاورزی ایران که در سال ۱۴۰۴ منتشر شد، میانگین سن بهرهبرداران کشاورزی کشور به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنان بالای ۵۰ سال سن دارند. این وضعیت نشان میدهد که مسئله جانشینپروری در کشاورزی، موضوعی بلندمدت و در عین حال نیازمند توجه جدی امروز است.
افزایش میانگین سن کشاورزان بهخودیخود به معنای کاهش توان تولید نیست؛ چراکه تجربه نسلهای گذشته، شناخت شرایط اقلیمی، آشنایی با زمین و مهارتهای عملی آنان سرمایهای ارزشمند برای کشور محسوب میشود. مسئله اصلی زمانی شکل میگیرد که انتقال این تجربه به نسل بعد بهدرستی انجام نشود و نیروی جوان و آموزشدیده به میزان کافی وارد چرخه تولید نشود.
کشاورزی به نسل تازهای از تولیدکنندگان نیاز دارد
تولید محصولات کشاورزی تنها به در اختیار داشتن زمین و منابع طبیعی وابسته نیست؛ دانش فنی، مدیریت منابع آب، شناخت خاک، کنترل آفات، استفاده صحیح از تجهیزات و آشنایی با شیوههای نوین تولید نیز در بهرهوری این بخش نقش دارند. از این رو، ورود جوانان تحصیلکرده و مهارتآموخته میتواند زمینه پیوند تجربه کشاورزان قدیمی با دانش و فناوریهای جدید را فراهم کند.
نسل جوان میتواند در حوزههایی مانند کشاورزی هوشمند، آبیاری نوین، مکانیزاسیون، گلخانهداری، مدیریت دادههای کشاورزی و صنایع تبدیلی نقشآفرینی کند. توسعه این حوزهها علاوه بر افزایش ظرفیتهای تولید، امکان شکلگیری مشاغل تخصصی متنوعتری را در زنجیره کشاورزی فراهم میکند.
از سوی دیگر، امنیت غذایی کشور به استمرار تولید و توانایی بخش کشاورزی برای پاسخگویی به نیازهای جامعه وابسته است. اگر برای جایگزینی تدریجی نیروی کار و انتقال دانش عملی برنامهریزی نشود، در بلندمدت ممکن است بخشی از مهارتهای بومی و تجربههای ارزشمند کشاورزی با خروج بهرهبرداران از چرخه فعالیت، از دسترس نسل آینده خارج شود.
بنابراین، جوانگرایی در کشاورزی را باید بخشی از برنامهریزی برای پایداری تولید دانست؛ برنامهای که در آن، حفظ تجربه کشاورزان فعلی و ایجاد مسیر ورود جوانان به این حوزه، دو هدف مکمل یکدیگر باشند.
هنرستانهای کشاورزی؛ حلقه اتصال آموزش به تولید
یکی از مسیرهای مهم برای آمادهسازی نسل جدید کشاورزان، توسعه آموزشهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدرسه و محیط واقعی کار است. هنرستانهای کشاورزی میتوانند دانشآموزان را از سنین پایینتر با ظرفیتهای این بخش، شیوههای نوین تولید و فرصتهای شغلی مرتبط آشنا کنند.
آموزش کشاورزی زمانی اثربخش خواهد بود که از انتقال صرف مفاهیم نظری فراتر برود و با فعالیتهای عملی، کار در محیطهای آموزشی مجهز، آشنایی با تجهیزات و تجربه حضور در واحدهای تولیدی همراه شود. در چنین شرایطی، دانشآموز میتواند ارتباط میان آموختههای درسی و نیازهای واقعی بازار کار را بهتر درک کند.
همچنین آشنایی با فناوریهای نوین، مدیریت مصرف آب و انرژی، اصول اقتصادی تولید و بازاریابی محصولات میتواند نگاه دانشآموزان به کشاورزی را از یک فعالیت صرفاً سنتی به حرفهای دانشبنیان و دارای ظرفیت کارآفرینی تغییر دهد.
البته توسعه این مسیر آموزشی به فراهمکردن زیرساختهای مناسب، تجهیزات کافی، مربیان متخصص و همکاری مؤثر میان آموزشوپرورش، وزارت جهاد کشاورزی و واحدهای تولیدی نیاز دارد. ارتباط مستمر هنرستانها با مزارع، گلخانهها، تعاونیها و بنگاههای فعال در زنجیره تولید میتواند زمینه کسب تجربه عملی و آشنایی هنرجویان با نیازهای واقعی این بخش را تقویت کند.
چرا جوانان باید کشاورزی را بهعنوان یک مسیر شغلی انتخاب کنند؟
صرف توصیه به جوانان برای ورود به بخش کشاورزی، بدون فراهمکردن شرایط مناسب اشتغال، نمیتواند به جوانگرایی پایدار منجر شود. انتخاب این حرفه برای نسل جدید زمانی جذابتر خواهد شد که امکان دستیابی به درآمد قابل اتکا، دسترسی به زمین و تجهیزات، تأمین سرمایه اولیه و برخورداری از بازار فروش مناسب وجود داشته باشد.
جوانی که آموزشهای تخصصی کشاورزی را پشت سر گذاشته است، برای تبدیل دانش خود به فعالیت اقتصادی به فرصت عملی نیاز دارد. تسهیل دسترسی به تسهیلات متناسب با شرایط کسبوکارهای نوپا، حمایت از تعاونیهای تولیدی، توسعه مشاغل دانشبنیان و فراهمکردن زمینه مشارکت جوانان در طرحهای کشاورزی میتواند بخشی از موانع ورود آنان به این حوزه را کاهش دهد.
در این میان، باید میان تربیت نیروی متخصص و ایجاد فرصت واقعی برای فعالیت او پیوند برقرار شود. اگر آموزشهای مهارتی به اشتغال و امکان راهاندازی کسبوکار منتهی نشوند، بخشی از ظرفیت ایجادشده در نظام آموزشی بلااستفاده میماند و هدف تربیت نسل تازه نیروی کار کشاورزی بهطور کامل محقق نخواهد شد.
انتقال تجربه؛ راهکار پیوند دو نسل
جوانگرایی در کشاورزی به معنای کنارگذاشتن کشاورزان باتجربه نیست؛ بلکه هدف، ایجاد ارتباطی سازنده میان دانش و تجربه نسل گذشته با توان یادگیری و ظرفیت فناورانه نسل جدید است. کشاورزان باسابقه، شناخت ارزشمندی از ویژگیهای زمین، شرایط آبوهوایی، زمانبندی کشت و شیوههای سازگار با محیط دارند که انتقال آن به نیروهای تازهوارد میتواند از تکرار خطاها جلوگیری کند.
طراحی برنامههای کارآموزی، فعالیت مشترک هنرجویان با بهرهبرداران باتجربه و استفاده از ظرفیت تشکلهای کشاورزی برای انتقال مهارت، از جمله راههایی است که میتواند این ارتباط را تقویت کند. در چنین الگویی، نیروی جوان دانش و فناوریهای جدید را وارد محیط تولید میکند و در مقابل، از تجربه عملی کشاورزان باسابقه بهره میگیرد.
این رویکرد میتواند به شکلگیری الگویی از کشاورزی منجر شود که در آن، نوآوری جایگزین تجربه نمیشود، بلکه در کنار آن قرار میگیرد و زمینه افزایش بهرهوری و پایداری تولید را فراهم میکند.
آینده کشاورزی از آموزش و حمایت امروز آغاز میشود
پیری نیروی کار کشاورزی، مسئلهای فراتر از سن بهرهبرداران است و به چگونگی انتقال دانش، استمرار فعالیت واحدهای تولیدی و توانایی کشور برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز در سالهای آینده ارتباط دارد. از این منظر، جوانگرایی باید بهعنوان موضوعی مشترک میان سیاستهای کشاورزی، اشتغال و آموزش مورد توجه قرار گیرد.
توسعه هنرستانهای کشاورزی، تقویت آموزشهای عملی، حمایت از کارآفرینی جوانان و ایجاد سازوکارهای انتقال تجربه میتواند مسیر ورود نسل جدید به این بخش را هموار کند. تحقق این اهداف نیز مستلزم هماهنگی دستگاههای مسئول و تدوین برنامههایی است که آموزش را به فرصت واقعی اشتغال و تولید پیوند بزند.
کشاورزی ایران برای ادامه مسیر خود، هم به تجربه ارزشمند کشاورزان امروز نیاز دارد و هم به دانش، انگیزه و مهارت نسل فردا. سرمایهگذاری بر تربیت و حمایت از نیروی جوان، در واقع سرمایهگذاری بر تداوم تولید، حفظ دانش بومی و تقویت امنیت غذایی کشور است؛ ضرورتی که برنامهریزی برای آن باید از امروز آغاز شود.

علیرضا عباسی؛ نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با پانا، با اشاره به چالشهای حوزه امنیت غذایی و کشاورزی کشور، کمبود نیروی انسانی جوان و متخصص را یکی از محدودیتهای این بخش دانست و اظهار کرد: «بسیاری از بهرهبرداران بخش کشاورزی به سنین بالا رسیدهاند و دانش و مهارت بخشی از فعالان این حوزه نیز لزوماً متناسب با دانش روز کشاورزی نیست.»
وی افزود: «برای ارتقای عملکرد بخش کشاورزی و تقویت امنیت غذایی، باید هم برای ورود نسل جوان به این حوزه برنامهریزی کرد و هم سطح دانش و مهارت کشاورزان فعلی را افزایش داد. در این مسیر، ارتقای نقش دانش و فناوری در کشاورزی میتواند به بهبود عملکرد تولید و تقویت ابعاد اقتصادی این بخش کمک کند.»
نایبرئیس کمیسیون کشاورزی مجلس با اشاره به ظرفیت آموزشوپرورش در تربیت نیروی انسانی متخصص تصریح کرد: «هنرستانهای کشاورزی میتوانند از مقطع متوسطه زمینه جذب و آموزش دانشآموزان را فراهم کنند و با ایجاد مسیری هدفمند، آنان را پس از تحصیل به دانشگاه و در ادامه به مزارع و محیطهای واقعی تولید هدایت کنند.»
عباسی ادامه داد: «این روند میتواند از سطح روستاها، بخشها و شهرها آغاز شود و با برنامهریزی در سطح استانها گسترش یابد. تربیت نیروهای جوان و هدایت هدفمند آنان به عرصه تولید، زمینه استفاده مؤثرتر از دانش در مزارع و ارتقای عملکرد بخش کشاورزی را فراهم میکند.»
وی در پایان تأکید کرد: «سرمایهگذاری بر آموزش تخصصی نسل جوان و پیوند میان آموزش، دانشگاه و مزرعه، از ظرفیتهای مهم برای افزایش بهرهوری کشاورزی و حرکت به سوی تقویت امنیت غذایی کشور است.»
ارسال دیدگاه